بایگانی دسته: جعبهٔ موسیقی

شهر «تهران» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در کنار اشعار میهنی شاعران کلاسیک که در ستایش «وطن» و اهمیت «سرزمین مادری» سروده‌اند؛ سروده‌هایی هم هست که شاعر در آن به تعریف از یک «شهر» به‌خصوص پرداخته است. این سروده‌ها اغلب کار «ترانه‌سرا»ها است. نام و اشاره به کوی و برزن و محله‌ها و خاطراتی که از سر حسرت و فراق‌زدگی سروده شده است و ما آن را در آمیزه‌ای از صدای خواننده‌ و  موسیقی، به شکل ترانه می‌شنویم.

ادامه‌ی خواندن

نام شهرهای ایران در ترانه‌های فارسی

البته در این‌که «همه جای ایران سرای من است» شک نیست ولی شهر زادگاه هر کس انگار ارج و قرب دیگری دارد. حتی اگر به اجبار زندگی از آنجا کوچ کرده و شهر دیگری در همان ایران مقیم شده باشد. بهرحال حافظه‌ی آدمی‌ست و خاطراتش از خانه و کوچه‌‌خیابان‌ و مردم شهری که در آن پا گرفته و بزرگ شده است.

ادامه‌ی خواندن

حروف «الفبا» در ترانه‌های ایرانی

برای نوشتن به هر زبانی باید که «الفبای» آن را دانست. حالا را نمی‌دانم ولی زمانی دانش‌آموزان باید ترتیب درست الفبا را هم از حفظ بلد می‌بودند. جالب این که از حروف الفبا در ترانه‌های ایرانی هم استفاده شده است.

ادامه‌ی خواندن

روزهای هفته در ترانه‌های ایرانی

در زبان‌های دیگر هم حتما ترانه‌هایی هست که در آن از روزهای هفته نام برده می‌شود. یکی از مشهورترین آنها شاید ترانهٔ «یکشنبه‌ها هرگز» Never on Sunday با صدای «ملینا مرکوری» باشد که ترانهٔ فیلمی با همین نام بود. در ترانه‌های ایرانی به زبان فارسی هم نمونه‌هایی از این نوع‌ وجود دارد.

ادامه‌ی خواندن

کار و کسب (مشاغل) در ترانه‌های ایرانی

«ترانه‌های کار» نزد همهٔ اقوام و در فرهنگ هر ملتی وجود دارد. از برده‌های سیاهپوستی که در آمریکای سالهای دور با خواندن آوازهای جمعی در مزرعه‌های پنبه کار می‌کردند تا خوشه‌چینان و دروگران، یا آواز شالیکارهای خودمان در همهٔ این سالها.

ادامه‌ی خواندن

ترانه‌های تک‌ساز!

تعریف «ترانه» در ساده‌ترین شکل خود: به آواز خواندن شعری همراه با موسیقی است. در موسیقی سنتی ایرانی اجرای چند بیت از غزل‌سروده‌ای به شکل «آواز» به‌همراهی سازی تنها مثل تار، سه‌تار، یا ویلون معمول است و حتما که شنیده‌اید.

ادامه‌ی خواندن

نام‌ پسران در ترانه‌های ایرانی

نام‌های «زنانه» در ترانه‌های ایرانی بیشتر از اسم «مرد»ها است. در جعبه‌ی موسیقی این صفحه ترانه‌هایی را خواهید شنید که اسمی مردانه در آن به کار رفته است.

ادامه‌ی خواندن

«نفرین» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در فرهنگ و اعتقادات ما ایرانی‌ها «دعا» و «نفرین» مقوله‌ای آشنا و جا افتاده است. از دید مذهبی بهترین دعاها و بدترین‌ نفرین‌ها را والدین ـ و به‌خصوص مادران ـ به اجرا می‌گذارند. البته نفرین ظالم و آه مظلوم هم هست. در شعر کلاسیک و ترانه‌های روز ایرانی اما نفرین بیشتر معطوف به «رقیب» است ولی گاهی از سر دل‌رنجیدگی و آزردگی خاطر نفرینِ «عاشق» شامل «معشوق» هم می‌شود. هر چند هم که حافظ گفته‌ باشد: «هیچ عاشق سخن سخت به معشوقه نگفت».

ادامه‌ی خواندن

نام جاها و محله‌های مشهور در ترانه‌های ایرانی

ایران کشور پهناوری است، با شهرهای کوچک و بزرگ و روستاهای فراوان. چه بسا بسیاری از ما خیلی از این شهرها را ندیده باشیم و گذارمان به آن دیار نیفتاده باشد. در این شهرها اما جاهایی هست که نه تنها برای اهالی آن ولایت که حتی برای کسانی که به آنجاها نرفته‌اند نیز شناخته شده است. آشنایی ما ایرانی‌ها با نام آن جاها و اماکن در سالهایی که هنوز اینترنت و موتورهای جستجو در این گستره‌ نبود یکی هم از راه شنیدن ترانه‌های روز آن روزگار بود.

ادامه‌ی خواندن

فریدون مشیری ـ کوچه (تاریخچه و مجموعهٔ ترانه‌ها)

شعر «کوچه»، اولین بار در اردیبهشت‌ماه ۱۳۳۹ خورشیدی در هفته‌نامۀ «روشنفکر» به‌چاپ رسید. با این‌که شاعر این شعر را برای خوانده شدن به‌شکل ترانه نسروده بود؛ ولی چنان مورد پسند اهل موسیقی واقع شد که بعدها چند اجرای متفاوت با صدای خوانندگان مختلف از آن ساخته و اجرا شد. شما هم اگر نمونه‌هایی دیگری جز آنچه در این جعبۀ موسیقی می‌شنوید سراغ دارید، بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.

ادامه‌ی خواندن

رهی معیری ـ خزان عشق (مجموعه ترانه‌ها)

ترانهٔ «خزان عشق» را «رهی معیری» هشتاد سالی پیش در سال ۱۳۱۳ سروده است. بیست‌وپنج سالگی شاعر، و به‌قولی اولین ترانه‌سازی او که با آهنگی از ساخته‌های «جواد بدیع‌زاده» اجرا شد. با این‌همه سالی که از عمر این ترانهٔ خاطره‌انگیز می‌گذرد اما، هنوز هم زمزمهٔ هر از گاه خیلی از ما، در خلوت و به‌یاد آوردن‌های خاطرات سال‌های گذشته است.

ادامه‌ی خواندن

سیمین بهبهانی ـ دوباره می‌سازمت وطن (تاریخچهٔ‌ شعر)

تندیس «سیمین بهبهانی» اثر: امیرمحمد قاسمی‌زاده

«دوباره می‌سازمت وطن» را «سیمین بهبهانی»، سه سالی پس از انقلاب، در آخرین روزهای اسفندماه سال ۱۳۶۰ سرود. سی سال بعد در فروردین ۱۳۹۰،‌ وقتی «باراک اوباما» رئیس‌ جمهوری آمریکا در پیام نوروزی خود خطاب به ایرانیان، ترجمهٔ‌ دو بیت از این شعر را چاشنی تبریک خود کرد کارش به رسانه‌های گروهی فارسی‌زبان هم کشیده شد. بیشتر ما اما این شعر را در اجرای ترانه‌ای که «داریوش اقبالی» با آهنگی از ساخته‌های خود بر این سروده خواند به‌یاد می‌آوریم.

ادامه‌ی خواندن

حکایت «کیف چرمی» نیمایوشیج!

 عکس بالا (نیما، یک‌نفر در آب) نخستین‌بار در هیجدهمین سالگشت درگذشت نیمایوشیج، روی جلد هفته‌نامهٔ «جوانان رستاخیز» [شماره ۱۲۴،‌ پنجشبنه ۱۵ دیماه ۱۳۵۶] منتشر شد.

ادامه‌ی خواندن

نیمایوشیج ـ تو را من چشم در راهم (مجموعه ترانه‌ها)

از مشهورترین اشعار نیمایوشیج یکی هم سرودهٔ «تو را من چشم در راهم» است. تقریبا در تمام شعرخوانی‌ از سروده‌های نیما که به بازار آمده است خوانش این شعر وجود دارد. جملهٔ «تو را من چشم در راهم» را بر تابلوهای هشدار به رانندگان در خروجی بزرگراه‌های اغلب شهرهای ایران دیده‌ایم. و شاید حتی بر شیشه و سپر پشت اتوبوس‌های مسافربر‌ و کامیون‌های باربری. از این‌روست که این جمله، و آن شعر برای بسیاری از ما آشنا است.

ادامه‌ی خواندن

شصت سالگی «آواز کرک» مهدی اخوان‌ثالث

مهدی اخوان‌ثالث «آواز کرک» را در فروردین سال ۱۳۳۵ سروده است. امسال [فروردین ۱۳۹۵] شصت سال از سرودن آن می‌گذرد. این شعر از سوی شاعر به «صادق چوبک» نویسندهٔ‌ معاصر پیشکش شده؛ و اولین بار در همان سال [۱۳۳۵] در مجموعهٔ «زمستان» به‌چاپ رسیده است.

ادامه‌ی خواندن

ویگن: دل دیوانه (مجموعه ترانه‌ها)

پرویز وکیلی، از جمله ترانه‌سرایانی بود که اشعارش در برنامۀ گل‌ها نیز توسط خوانندگان مختلف اجرا شد. از جمله ترانۀ «ساقی ببین آزرده‌ام» با آهنگی از ساخته‌های «همایون خرم» و اجرای «مهستی» در برنامۀ گلهای شماره ۵۷۶، آنچنان که اجرای ترانۀ «دل دیوانه»، با صدای «الهه» در برنامۀ «شاخه گل» شماره ۲۷۷، با آهنگی از ساخته‌های «خاچاطور آوادیسیان»  که «جواد معروفی» آن را در دستگاه بیات اصفهان تنظیم کرده بود.

ادامه‌ی خواندن