بایگانی دسته: حکایت سروده‌ها

حکایت ترانهٔ «بستر ننگین رقیب» به روایت «شهیار قنبری»

«عباس مهرپویا» شاید برای جوانترهای این دوره چندان شناخته‌شده نباشد، یا آنچنان که برای جوان‌های دههٔ پنجاه در ایران بود. در همان زمان هم این هنرمند را بیشتر بابت ساز سیتاری که در آهنگ‌هایش به کار می‌گرفت می شناختند و البته جنس صدای که داشت و نوع ترانه‌هایی که می‌خواند.

ادامه‌ی خواندن

حکایت «فروغ فرخزاد» و چاپ کتاب «اسیر»

(اولین اثرم را به امیر عزیزم تقدیم می‌کنم، تا قضاوت او در مورد من چه باشد! فروغ فرخ‌زاد ۱۳۳۴/۵/۱۵)
دست‌نویس «فروغ» در تقدیم‌نامهٔ نسخه‌ای از کتاب «اسیر» به برادر بزرگ خود «امیرمسعود فرخ‌زاد».

این تصویر و زیرنویس آن‌ را فکر کرده بودم به بهانهٔ تاریخ پانزدهم مرداد ماهی که دارد در بخش «همین روز در آن‌سال» بگذارم. در دوباره خوانی مطالب مربوط به کتاب «اسیر» اما دیدم روایت بخش‌هایی از آن می‌تواند ضمن اینکه پیشینه‌ای بر چاپ این کتاب باشد، گزارش وضعیتی از حال و روزگار خود «فروغ» در چمبر هزار خمی که گرفتارش بود هم بشود.

ادامه‌ی خواندن

شهیار قنبری (صدای شاعر) من نباید به تو تسلیم شوم.

امروز ششم مرداد ماه، سالگشت زادروز «شهیار قنبری» شاعر و ترانه‌‌سرای معاصر است. او در پا گرفتن «ترانهٔ‌ نوین» و اعتبار «ترانهٔ معترض» جایگاهی ویژهٔ‌ خود دارد.

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانه «مرگ قو» به روایت «عباس مهرپویا»

شهرت دکتر مهدی حمیدی شیرازی شاعر غزلسرا در تاریخ ادبیات معاصر ایران به دو چیز است. اول به مخالفتش با «شعر نو» و مشخصا «نیمایوشیج»، و دوم برای سرودن غزل «مرگ قو».

ادامه‌ی خواندن

در کُنج دلم عشق کسی خانه ندارد (مجموعه ترانه‌ها)

در تاریخ ادبیات معاصر ایران شاعرانی داریم که گرچه صاحب «دیوان» و مجموعهٔ اشعار هستند ولی یکی دو سروده از آنهاست که برای مردم بیشتر شناخته شده است. مثل «پژمان بختیاری» که با غزل «افسانهٔ عشق» شهرت دارد. شعری که برای بسیاری با مطلع آن (در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد) بیشتر شناخته شده است

ادامه‌ی خواندن

سیاوش کسرایی (صدای شاعر) از این سوی با خزر

«من به «باکو» رفته بودم. آنجا رفتم کنار «خزر». سال‌های سال در ایران که بودم، وقتی به شمال می‌رفتم به آن‌طرف دریا نگاه می‌کردم که در مه فرو رفته بود یا در انتهای افق فرو می‌رفت؛ و همیشه فکر می‌کردم که در آن‌سوی خبرهاست، و من دورم، و حسرتی بر دلم بود. این‌بار در باکو از این‌طرف دریا را نگاه می‌کردم؛ و اسم این شعر من هست: از این‌سوی با خزر.» [توضیح سیاوش کسرایی پیش از خواندن شعر]

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانه «بهار دلنشین» به روایت «بیژن ترقی»

ایشون [داود پیرنیا] یه روز منو صدا کرد و گفت: «آقای ترقی، یک کاری اینجا ما ضبط کردیم مالِ آقای روح‌الله خالقی‌ست. این، شعر نداره. این رو آهنگش رو من می‌ذارم رو ضبط صوت، تا شما بشنوید من میرم تا استودیو شماره هشت و برمی‌گردم، ببینم نظرتون راجع به این آهنگ چیه!؟»

ادامه‌ی خواندن

فریدون مشیری ـ کوچه (تاریخچه و مجموعهٔ ترانه‌ها)

شعر «کوچه»، اولین بار در اردیبهشت‌ماه ۱۳۳۹ خورشیدی در هفته‌نامۀ «روشنفکر» به‌چاپ رسید. با این‌که شاعر این شعر را برای خوانده شدن به‌شکل ترانه نسروده بود؛ ولی چنان مورد پسند اهل موسیقی واقع شد که بعدها چند اجرای متفاوت با صدای خوانندگان مختلف از آن ساخته و اجرا شد. شما هم اگر نمونه‌هایی دیگری جز آنچه در این جعبۀ موسیقی می‌شنوید سراغ دارید، بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.

ادامه‌ی خواندن

سیمین بهبهانی ـ دوباره می‌سازمت وطن (تاریخچهٔ‌ شعر)

تندیس «سیمین بهبهانی» اثر: امیرمحمد قاسمی‌زاده

«دوباره می‌سازمت وطن» را «سیمین بهبهانی»، سه سالی پس از انقلاب، در آخرین روزهای اسفندماه سال ۱۳۶۰ سرود. سی سال بعد در فروردین ۱۳۹۰،‌ وقتی «باراک اوباما» رئیس‌ جمهوری آمریکا در پیام نوروزی خود خطاب به ایرانیان، ترجمهٔ‌ دو بیت از این شعر را چاشنی تبریک خود کرد کارش به رسانه‌های گروهی فارسی‌زبان هم کشیده شد. بیشتر ما اما این شعر را در اجرای ترانه‌ای که «داریوش اقبالی» با آهنگی از ساخته‌های خود بر این سروده خواند به‌یاد می‌آوریم.

ادامه‌ی خواندن

نیمایوشیج ـ تو را من چشم در راهم (مجموعه ترانه‌ها)

از مشهورترین اشعار نیمایوشیج یکی هم سرودهٔ «تو را من چشم در راهم» است. تقریبا در تمام شعرخوانی‌ از سروده‌های نیما که به بازار آمده است خوانش این شعر وجود دارد. جملهٔ «تو را من چشم در راهم» را بر تابلوهای هشدار به رانندگان در خروجی بزرگراه‌های اغلب شهرهای ایران دیده‌ایم. و شاید حتی بر شیشه و سپر پشت اتوبوس‌های مسافربر‌ و کامیون‌های باربری. از این‌روست که این جمله، و آن شعر برای بسیاری از ما آشنا است.

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانهٔ «نفرین‌نامه» به روایت «بابک افشار»

نفرین‌نامه
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
تنظیم آهنگ: منوچهر چشم‌آذر
خواننده: داریوش اقبالی

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ ترانه‌سرود «خون ارغوان‌ها»

همانطور که می‌دانید بر وزن شعر ترانۀ «نوای چوپان» و ملودی آهنگ آن [+]، سال‌ها پیش ترانه‌سرودی ساخته شد که بیشتر در جمع گروهی از زندانیان سیاسی خوانده می‌شد. سرودی که بعدها در مجموعه‌ای با نام «آفتاب‌کاران جنگل» به‌شکل نوار کاست در اوایل انقلاب سال ۱۳۵۷ منتشر شد.

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانهٔ «رهگذر عمر» به روایت «بابک افشار»

«. . . شعر ترانهٔ «رهگذار عمر» را تورج [نگهبان] گفته بود. مهندس [رضا] قطبی از تلویزیون به ما سفارش داده بود که: «یک آهنگ بسازید با صدای داریوش [اقبالی] برای سریال «رهگذر عمر».» آهنگش را ناصر چشم‌آذر تنظیم کرده بود. داریوش آمد این را خواند. یک کپی روی نوار کاست دادم به او گفتم: «برو تمرین کن، هفتهٔ دیگر بیا ضبط کنیم باید زود آماده بشود بدهیم تلویزیون.»

ادامه‌ی خواندن

از «جمعه» تا «جمعه» (تاریخچهٔ ترانهٔ جُمعه)

در مجموعۀ ترانه‌های خوانده و اجرا شده ـ از آغاز تا امروز ـ ترانه‌های ماندگاری نیز هست که به نوعی با بخشی از تاریخ سیاسی ـ اجتماعی دوران ما، یا با دوره‌ای از جوانی و خاطرات ما پیوند دارد و هنوزا هنوز همپای یاد و خاطره‌های ماست.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ‌ ترانهٔ‌ «بردی از یادم» (مجموعهٔ‌ ترانه‌ها)

اما این هم راست است که ترانه‌های ماندگاری هم هست که داستان چگونگی ساخته شدن آن را که می‌خوانیم گرچه باور کردنی نیست،‌ ولی حقیقت دارد. ترانهٔ همیشه ماندگار «بُردی از یادم» با صدای «دلکش» یکی از آن معدود ترانه‌هاست. حکایت آن روز سه‌شنبه از زمستان آن‌سال و قضایای کله‌پاچه و خواب بعدازظهر و چای بعد از آن را به روایت «پرویز خطیبی» [ترانه‌سرا] بخوانید.

ادامه‌ی خواندن

ابتهاج (صدای شاعر) سروستان (برای مرتضی کیوان)

« . . . این شعر رو سال ۱۳۵۲ ساختم. مسگر آباد، گورستان بود. گور مرتضی کیوان هم اونجا بود. اونجا رو کوبیدن. برای اینکه قبرها را از بین ببرن درخت کاشتن.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ «سرود آفتابکاران» (سر اومد زمستون)

دیشب هنوز زمانی از انتشار مطلب مربوط به سالروز تولد «نادر نادرپور» و شعر «آن زلزله‌ای که خانه را لرزاند» نگذشته بود [+]، که خبر آمد «توفان» هم درگذشت. یادم افتاد به اولین آلبوم مستقلی که از او به بازار آمد و خاطرۀ آن سرود معروف و آشنایی که بازخوانی کرده بود برایم زنده شد. نمونه‌هایی از این ترانه‌سرود را همراه با متن و سابقه‌ی آهنگ آن گذاشتم. شاید خواستید بخوانید و بشنوید!

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ سرود «بهاران خجسته‌باد!»

تاریخ این ایام را
هر کس که خواهد خواند،
جز این سخن از ما نخواهد راند:
این نسل سر در گم،
بر توسن اندیشه‌هاشان لنگ،
فرسنگ در فرسنگ
جز سوی ترکستان نمی‌رانند
تاریخ پیش از خویش را باری  نمی‌خوانند.
«ع. شجاع‌پور»

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانه «وحدت» به روایت «اسفندیار منفردزاده»

«وحدت»، نام یکی از ترانه‌های ماندگاری‌ست که با صدای «فرهاد» اجرا شده است. این ترانه که اغلب مردم آن را با عنوان «محمد» نیز می‌شناسند همزمان با روزهای تاریخ‌ساز انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ منتشر شد. شعر آن سروده‌ای از «سیاوش کسرائی» بود و آهنگش از ساخته‌های «اسفندیار منفردزاده».

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ قطعهٔ «قلب مادر» سرودهٔ «ایرج میرزا»

« قلب مادر »
کلام: ایرج میرزا
نوا: مرتضی نی‌داوود
صدا: قمرالملوک وزیری
نوازندگان: مرتضی و موسی نی‌داوود

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ‌ سرود ملی (عمو سبزی‌فروش) بخش سوم

در ادامهٔ‌ تاریخچهٔ «سرود ملی» [سلام شاهنشاهی] به نقل از آقای «رضا نیازمند»، در فصلنامهٔ‌ ره‌آورد، یادداشت دیگری به قلم دکتر «بابک رضایی» از لندن، به نقل از دکتر «جلال گنجی» در بارۀ سابقۀ اجرای «سرود ملی» و خاطرۀ او از آن مراسم، به دفتر «فصلنامۀ ره آورد» می‌رسد که در شمارۀ بعدی آن نشریه به این شرح به چاپ رسیده است.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ «سرود شاهنشاهی» در ایران (بخش دوم)

قبل از پرداختن به سابقه و تاریخچۀ اولین «سرود ملی» در ایران، شاید بد نباشد اشاره‌ای کنیم به آنچه که در زمان «ناصرالدین‌شاه» به‌عنوان «سلام شاهی» اجرا می‌شده، و آن قطعه موسیقی بدون کلامی بوده که به سفارش پادشاه اسلام‌پناه، توسط ژنرال نظامی موسیو «لومر» فرانسوی، مدیر «شعبۀ موزیک»، در «مدرسۀ دارالفنون» ساخته شده بود. این قطعه موسیقی که در همان زمان روی صفحۀ گرامافون هم ضبط شد را در مراسم رسمی، و سلام شاهنشاهی می‌نواختند.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ‌ سرود ملی (سرود ای ایران) بخش اول

چنانچه خبر داشته باشید، چندی پیش مصادف بود با شصتمین سالگرد تولد! و یا بهتر گفته باشیم خلق و اجرای سرود معروف «ای ایران» که به تعبیری شاید بتوان آن را «سرود ملی غیر رسمی ایران» نامید.

ادامه‌ی خواندن

برخیز ای داغ لعنت خورده! (تاریخچهٔ سرود انترناسیونال)

گفته می‌شود تا امروز تنها دو ترانه ـ سرود وجود دارد که بیش از هر آهنگ و سرود دیگری در جهان خوانده و شنیده شده است. اول بخش پایانی از سمفونی ۹ بتهوون به‌همراه سروده‌ٔ An die Freude [در ستایش شادی] از «شیلر» شاعر آلمانی که به‌صورت آواز جمعی خوانده می‌شود و ما ایرانی‌ها آن را با نام «کورال شادی» می‌شناسیم؛ و دوم سرود «انترناسیونال»، که با روز جهانی کارگر در اولین روز از ماه مه عجین شده است.

ادامه‌ی خواندن