بایگانی ماهیانه: سپتامبر 2005

معرفی «مهشید امیرشاهی» و چند داستان با صدای او

«مهشید امیرشاهی» که حالا در فرانسه مقیم است، در موخره کتاب «در حضر»، در معرفی خود می‌نویسد:
«گمان نمی‌کنم تاریخ تولد و شماره شناسنامه و نام مادر و شغل پدر من برای هیچ کس جز مأمورین ثبت احوال چندان جالب باشد. بنابراین مرا از رنج نوشتن این مشخصات و خوانندگان را از ملال خواندن آن معاف دارید. به علاوه برای زنی که کم‌کم صبح‌ها با کنجکاوی دنبال رشته‌های تازه موی سفید می‌گردد، و با دلهره چین زیر چشم‌ها را معاینه می‌کند، صحبت از سن و سال خوشایند نیست. اصرار به دانستن هم دور از ظرافت است. . .»

ادامه‌ی خواندن