بایگانی ماهیانه: سپتامبر 2010

فریدون مشیری ـ آخرین جرعهٔ‌ این جام (مجموعهٔ ترانه‌ها)

آخرین جرعۀ این جام

همه می‌پرسند:
چیست در زمزمۀ مبهم آب؟
چیست در همهمۀ دلکش برگ؟
چیست در بازی آن ابر سپید،
روی این آبی آرام بلند،
که تو را می‌برد این‌گونه به ژرفای خیال؟

ادامه‌ی خواندن

تک‌گویی‌های ماندگار (دستهای خالی)

تک‌گویی‌های ماندگار سینما و تئاتر ایران

«مریلا زارعی»
در فیلم «با دست‌های خالی»

ایان شهریور ماه امسال، مصادف با سی‌ سالگی شروع جنگ ایران و عراق بود. یادم افتاد به صحنه‌ای از فیلم «با دست‌های خالی» یکی از آخرین فیلم‌های «خسرو شکیبایی»، و آن سکانس جشن تولد در زندان با بازی و مونولوگ تاثیرگذار و ماندگار «مریلا زارعی».

ابوالقاسم طالبی، کارگردان فیلم در بارۀ این صحنه گفته است: «این صحنه یکی از بازی‌های بی‌نظیر خانم [مریلا] زارعی است، و من تاریخ جنگ ایران و عراق، و بعد از جنگ تا سقوط صدام را در این مونولوگ گفته‌ام بی‌آنکه کسی حس کند دارم این را می‌گویم.»

به بهانۀ سی سالگی ناخجستۀ آن جنگ نامیمون، این صحنه از آن فیلم را در بخش «تک‌گویی‌های ماندگار سینمای ایران» ببینید.

ادامه‌ی خواندن

سیمین بهبهانی ـ سنگسار (سوار خواهد آمد)

«سیمین بهبهانی» در ضمن از جمله ترانه‌سرایان خوب و قدیمی است. مجموعه‌ای ارزنده از اشعارش که به دل‌مشغولی و برای ترانه شدن سروده، یادگار دوره‌ای پر کار از اوست که با صدای خوانندگان مشهور آن دوران در دست ماست. در این دو سه دهۀ اخیر اما دغدغه‌های فکری او بیشتر مسائل اجتماعی روز را در بر می‌گیرد. پس به «شعر» شکلی از «رسانه» داده و ترانه شدن سروده‌هایش را به اهل آن سپرده است.

ادامه‌ی خواندن

شفیعی کدکنی (مجموعهٔ ترانه‌ها)

با اینکه نام دکتر «محمدرضا شفیعی کدکنی» (م. سرشک) همواره با پژوهش در گسترۀ شعر کلاسیک ایران همراه است و آثاری چون دیوان «شمس تبریزی» و «بیدل دهلوی» راست کار و پژوهش‌های اوست؛ ولی راست این است که ما او را شاعری نوپرداز و صاحب سبک می‌شناسیم. از سروده‌های او که «ترانه‌سرا» نبوده و هرگر برای «ترانه شدن» شعری نسروده اما ترانه‌های شنیدنی و نسبتا زیادی اجرا شده است.

ادامه‌ی خواندن

شفیعی کدکنی ـ سفر بخیر (مجموعهٔ ترانه‌ها)

با اینکه نام دکتر «محمدرضا شفیعی کدکنی» (م. سرشک) همواره با پژوهش در گسترۀ شعر کلاسیک ایران همراه است و آثاری چون دیوان «شمس تبریزی» [+] و «بیدل دهلوی» راست کار و پژوهش‌های اوست؛ ولی راست این است که ما او را شاعری نوپرداز و صاحب سبک می‌شناسیم. از سروده‌های او که «ترانه‌سرا» نبوده و هرگر برای «ترانه شدن» شعری نسروده اما ترانه‌های شنیدنی و نسبتا زیادی اجرا شده است که بیشترین اجراها از شعر «سفر به خیر» از اوست.

ادامه‌ی خواندن