بایگانی ماهیانه: فوریه 2011

گوگوش ـ دیگه اشکم واسه من ناز می‌کُنه

ترانۀ «دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه»، اولین تجربۀ ترانه‌سرایی «شیهار قنبری» و همکاریش با «اسفندیار منفردزاده» است. او در مجموعه ترانه‌سروده‌های خود که با نام «دریا در من»، منتشر شده می‌نویسد:

ادامه‌ی خواندن

شهیار قنبری ـ مرا نترسان دوست

«شهیار قنبری» اما در قحط سال صداها، خود ترانه‌ای از سروده‌هایش را می‌خواند. «مرا نترسان دوست» اول بار در مجموعۀ سروده ـ دکلمه‌های او به‌نام «یک دهان آواز سرخ» به‌شکل نوار کاست منتشر شد. چند سالی بعد با آهنگی از ساخته‌های «منفردزاده» در مجموعۀ «اگر همه شاعر بودند» همراه با دکلمۀ سروده‌های تازه‌ترش، این شعر را هم به‌شکل ترانه با صدای خود خواند.

ادامه‌ی خواندن

رامش ـ تو بارونی، تو آفتابی

ترانۀ «تو بارونی، تو آفتابی» اولین کار مشترک «اسفندیار منفردزاده و مینا اسدی» است که در سال ۱۳۵۱ با صدای «رامش» اجرا شد و در شکل صفحه، توسط کمپانی «آهنگ روز» به بازار آمد. «مینا اسدی»، در بارۀ این ترانه نوشته است:

ادامه‌ی خواندن

«سرود بهار» برای پاتریس لومومبا

در عصر و روزگار ما پیوند و به‌هم پیوستگی و در غم هم بودن آدم‌ها ضرورتی است که از مقولاتی چون رنگ پوست و زبان و مذهب و حتی مرزهای جغرافیایی گذشته و جداست. نمونۀ آن قتل «پاتریس لومومبا» رهبر جنبش ملی کنگو در آفریقا به دست «موسی چمبه»، است و تاثیری که مرگ مظلومانۀ او بر ادبیات و حس همبستگی انسانی از جمله در شاعران معاصر ایرانی می‌گذارد.

ادامه‌ی خواندن

سرایندۀ شعر سرود «بهاران خجسته‌باد!» را یاد باد!

به آنان که با قلم، تباهی دهر را
به‌چشم جهانیان، پدیدار می‌کنند.
و این بند بندگی، و این بار فقر و جهل
به سر تا سر جهان، به‌هر صورتی که هست
نگون و گسسته باد!

ادامه‌ی خواندن

بهاران خجسته‌باد! (کرامت دانشیان)

می‌دانیم که بسیاری سرایندۀ شعر سرود «بهاران خجسته‌باد!» را «کرامت دانشیان» می‌پندارند. دلیل آن همین که این سرود را اولین بار از زبان او شنیده‌اند. حتی در نشریات مختلفی که در سال اول بعد از انقلاب منتشر شد، بر بالای متن چاپ شدۀ ابیات این سروده، می‌نوشتند: «سروده‌ای از کرامت دانشیان». و چه بسا این باور و برداشت عموم مردم از مطالعۀ همان نشریات سرچشمه گرفته باشد.

ادامه‌ی خواندن