بایگانی ماهیانه: دسامبر 2013

ستار ـ خونه (نگاهنگ)

سیل غـارتگر اومـد، از تـو رودخـونه گذشت
پُلا رو شکست و بُرد، زد و از خونه گذشت
. . .

[ + ]

* * *

نیمایوشج ـ آی آدمها (نگاهنگ)

آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفـره، جامـه‌تان بر تن؛
یک نفر در آب می‌خواند شما را.

* * *
برگشت به «یادنامهٔ احمد شاملو»

* * *

دلکش ـ یاد کودکی (نگاهنگ)

یادم آمد
شوق روزگار کودکی
مستی بهـار کودکی

شور و حال کودکی برنگردد دریغا
قیل و قـال کودکی برنگردد دریغا
. . .
[ + ]

منوچهر سخایی ـ افسوس که گذشته (نگاهنگ)

یادت میاد که اون‌ روز لب دریا
تو ساحل، رو شن‌ها بازی می‌کردیم
. . .

[ + ]

* * *

در قطار (نگاهنگ) ژاله اصفهانی

« در قطار »
. . .

[ + ]

* * *

امان‌الله تاجیک ـ رقص پروانه (نگاهنگ)

دل به وجد آرد به گلشن رقص پروانه
می‌پرد از روی گل‌ها شاد و مستانه
. . .
[ + ]