بایگانی ماهیانه: دسامبر 2013

نیما چهرازی ـ دریا (نگاهنگ)

می‌روم شب‌ها به ساحل‌ها
تا بیابم خلوت دل را
. . .

* * *

احمد شاملو ـ لوح گور (نگاهنگ)

و ستارۀ پُر شتاب
بر مداری مأیوس
جاودانه می‌گردد

* * *
برگشت به «یادنامهٔ احمد شاملو»

* * *

سیمین بهبهانی ـ صفحهٔ لاکی (نگاهنگ)

« صفحهٔ لاکی »

صفحۀ عتیقۀ لاکی، کو وسیله‌یی که بخواند؟
با نگارۀ سگ و بوقش، حیف اگر خموش بماند
این سگ نشسته به زانو، گو بلاید از سر نیرو
یار غار عهد کُهن را، بل ز خواب خوش بپراند

سکه‌های کهنۀ ایشان، قصۀ مکرر ما شد
قلب کودکانۀ ما را کس به «شهروا» نستاند
قلب کودکی به شماری کودکانه می‌زند آری
تهمت مرض منهیدش راز او طبیب نداند

صفحۀ عتیقه، بگو، هان! زن‌خدای خانه کجا شد
کز رُخت غبار بگیرد، از دلت ملال براند؟
کوک و دست و پنچۀ نرمش آن کُند که ناوک سوزن
سالیان کودکیم را در شیارها بدواند

دخترک به نغمۀ رقصی در حریر و تور گل‌افشان
همچو بوتۀ گل و سوسن دست و دامنی بتکاند
کوک و دست نازک مادر گم شدند و، ناوک سوزن
در شیار صفحۀ لاکی تاختن دگر نتواند

صفحۀ شکستۀ لاکی! «تاج» کو؟ «قمر» کو؟
«مرتضی» چه شد که به زخمی نبض ما را بجهاند؟
جمله خفته‌اند و ـ دریغا! ـ خفته کی برآورد آوا
بانگ زاغ و بوم دمادم گوش خسته بدراند

چهرۀ زمانه دگر شد، شور کودکانه به سر شد
صفحۀ عتیقۀ لاکی خوبتر همان که نخواند

شهریور ۱۳۷۳
سیمین بهبهانی
از مجموعه اشعار «یک دریچه آزادی»

* * *
از «سیمین بهبهانی» در این سایت:

صفحهٔ لاکی (نگاهنگ)
تاریخچهٔ شعر «دوباره می‌سازمت وطن»
«خاک مرا به باد مده» (دست‌خط شاعر)
«سیمین بهبهانی» به روایت و با صدای شاعر
ترانۀ «دیوانگی» (یارب مرا یاری بده) با صدای «پوران»
دلم گرفته ای دوست (هوای گریه) به خط و امضای شاعر
«سنگسار» در چند اجرای ترانه‌ای با صدای خوانندگان مخلتف

* * *

فروغ فرخزاد ـ دست‌هایم (نگاهنگ)

دست‌هایم را در باغچه می‌کارم
سبز خواهم شد، می‌دانم، می‌دانم، می‌دانم
و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم
تُخم خواهند گذاشت
. . .
[+]

* * *

نصرت رحمانی ـ میعاد در لجن (نگاهنگ)

رقصید
پر زد، رمید
از سر انگشت او پرید
[سکه]
گفتم: خط

[ + ]

ویگن ـ از یاد رفته (نگاهنگ)

به بهانه سالگشت خاموشی صدای خاطره‌انگیز «ویگن» تا فراموشمان نشود.

« از یاد رفته »

پس از این من و خاموشی
که خوشم به فراموشی
نه ترانهٔ غم خوانم
نه نوای نشاط‌ آور
نه به گریه سپارم دل
نه به خندهٔ جان‌پرور

نه باورم شود از کس، حدیث مهربانی
نه جویم از وفا دیگر در این جهان نشانی
خو کنم دیگر با خموشی‌ها
تا رود از یاد افسانهٔ من
کز برم رفت آن جانانهٔ من
. . .

* * *
خاطره‌ای از «ویگن»، به روایت «راوی حکایت باقی»

[ + ]

* * *