بایگانی ماهیانه: سپتامبر 2014

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ (مجموعه ترانه‌ها)


چند بیت از غزل مشهور «حالا چرا» به دست‌نوشتهٔ شاعر

 از اشعار «محمدحسین شهریار» مجموعه‌ای درهم و پُر و پیمان باقی مانده که چند سروده از آن برای عام و خاص شناخته‌شده و در خاطره‌ها مانده است. در حافظهٔ جمعی ما، نام «شهریار» با یاد آوردن ابیاتی از چند غزل او همراه است. مشهورترین‌شان شاید همین غزل «حالا چرا؟»

ادامه‌ی خواندن

یاد «فروغ» در خط و خاطرهٔ «گلستان»

این تصویر از دست‌نوشتهٔ «ابراهیم گلستان» اولین بار در سایت فرهنگی «سه‌پنج» منتشر شد؛ با این توضیح که: «متن اندک زمانی بعد از مرگ فروغ فرخزاد نوشته شده است و تایید کنندهٔ علاقهٔ شدید [ابراهیم] گلستان به فروغ، و نشانگر اندوه‌اش از مرگ زود هنگام اوست.»

ادامه‌ی خواندن

از «جمعه» تا «جمعه» (تاریخچهٔ ترانهٔ جُمعه)

در مجموعۀ ترانه‌های خوانده و اجرا شده ـ از آغاز تا امروز ـ ترانه‌های ماندگاری نیز هست که به نوعی با بخشی از تاریخ سیاسی ـ اجتماعی دوران ما، یا با دوره‌ای از جوانی و خاطرات ما پیوند دارد و هنوزا هنوز همپای یاد و خاطره‌های ماست.

ادامه‌ی خواندن

سیاوش کسرائی ـ بهانه (جواد معروفی، عهدیه)

بهانه

سرودۀ: سیاوش کسرائی
دکلمۀ شعر از: فخری نیکزاد
آهنگ ترانه: جواد معروفی
ترانه‌خوان: عهدیه [بدیعی]
برنامۀ گلهای تازه شماره ۱۵، اسفند ۱۳۵۱

ادامه‌ی خواندن