بایگانی ماهیانه: آوریل 2016

محمدرضا شجریان ـ جام تُهی (نگاهنگ)

پُر کُن پیاله را . . .

سرودهٔ «جادوی بی‌اثر» از زنده‌یاد «فریدون مُشیری» را بیشتر با مطلع آن [پُر کُن پیاله را] می‌شناسیم. این شعر اولین‌بار در اوایل دههٔ ۵۰ در برنامهٔ شمارهٔ ۷۷ «گل‌های تازه» [به سرپرستی هوشنگ ابتهاج]، با آهنگی از ساخته‌های «فریدون شهبازیان» و صدای «محمدرضا شجریان» اجرا شد. تکنوازی و جواب آواز در این اجرا از «حبیب‌الله بدیعی» [نوازندهٔ ویولُن] و دکلمهٔ شعر با صدای «آذر پژوهش» است.

ادامه‌ی خواندن

از گوشت سگ حرومترت (تقدیم‌نامه‌های صادق هدایت)

زبان طنز و بذله‌های صادق هدایت را از جمله در تقدیم‌نامه‌هایی که بر کتاب‌هایش برای دوستان می‌نوشت می‌توان دید. مثلا «بلندش کن، خیرش را ببینی» [کتاب «اردشیر پاپکان»، برای مصطفی فرزانه]، یا «این معلومات هم سگ‌خور شد از طرف دکتر خانلر خان» [کتاب «ولنگاری» برای پرویز ناتل خانلری]

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانهٔ «نفرین‌نامه» به روایت «بابک افشار»

نفرین‌نامه
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
تنظیم آهنگ: منوچهر چشم‌آذر
خواننده: داریوش اقبالی

ادامه‌ی خواندن

حکایت عکس شاه در لباس نیروی هوایی به روایت «هادی شفائیه»

در مجموعه عکس‌هایی که از «هادی شفائیه» به‌یادگار مانده، نمونه‌هایی وجود دارد که حکایت چگونگی ثبت آنها، شنیدنی است. از جمله اولین عکسی که او از «نیمایوشیج» گرفت.

از دیگر عکس‌هایی که پیشینه‌ای شنیدنی دارند ، یکی هم تصویری‌ست از «محمدرضا پهلوی» در آغاز دههٔ سی خورشیدی که گرچه اینجا و آنجا بازگو شده ولی شاید عده‌ای هنوز از ماجرای آن خبر نداشته باشند.

ادامه‌ی خواندن

خانه‌ام آتش گرفته‌ست (مهدی اخوان‌ثالث ـ محمدرضا شجریان)

سروده و صدا: مهدی اخوان‌ثالث
آواز: محمدرضا شجریان
اجرا:‌ لندن ـ سال ۱۳۸۱

ادامه‌ی خواندن

یادبود «فردین» در سالگشت نبودن او

محمدعلی فردین ۱۸ فروردین سال ۱۳۷۹ در تهران درگذشت. مراسم خاک‌سپاری او یکی از به‌یادماندنی‌ترین بدرقه‌هایی بود که مردم در وداع با هنرمند محبوب خود نشان دادند. شرکت انبوه مردم در این مراسم، و در میان آن‌ها، جوانانی با لباس‌های منقش به تصویر فردین، نسلی که بعد از انقلاب و کنار ماندن فردین از سینما به‌دنیا آمده بود؛ پرسشی تازه شد برای اهل تحقیق در مسائل و مقولات مربوط به جامعه‌شناسی اجتماعی.

ادامه‌ی خواندن

احمد شاملو: افق روشن (برای کامیار شاپور)

اگر قرار باشد از تمام آنچه که شاملو سروده و در دست ماست فقط پنج شعر بسیار مشهور را که برای همگان آشناست انتخاب کنیم، به باور من دو سروده‌ از آن پنج شعر، یکی «مرثیه» است که در رثای «فروغ فرخزاد» سروده، [+] و دیگری شعر «افق روشن»‌ که به «کامیار شاپور» تقدیم شده است.

ادامه‌ی خواندن

بر درگاه کوه، در معبر بادها (شاملو ـ فروغ)

در مجموعه عکس‌های «فروغ فرخزاد» چند تایی هم عکس رنگی وجود دارد. یکی از آنها همین تصویری‌ست که «ابراهیم گلستان» از او ثبت کرده است. (موهای «فروغ» در دست باد، با پس‌زمینه‌ای از کوه و تپه‌های سبز.)

ادامه‌ی خواندن

«برای مامان عزیزم» (فروغ فرخزاد)

عکسی از «فروغ فرخزاد» که در تاریخ پانزدهم فروردین‌ماه ۱۳۳۴ به یادگار برای مادرش امضاء کرده است. در این عکس،‌ فروغ ۱۸ ساله است. تاریخ امضای آن اما مربوط به ۲۱ سالگی اوست.

ادامه‌ی خواندن

شصت سالگی «آواز کرک» مهدی اخوان‌ثالث

مهدی اخوان‌ثالث «آواز کرک» را در فروردین سال ۱۳۳۵ سروده است. امسال [فروردین ۱۳۹۵] شصت سال از سرودن آن می‌گذرد. این شعر از سوی شاعر به «صادق چوبک» نویسندهٔ‌ معاصر پیشکش شده؛ و اولین بار در همان سال [۱۳۳۵] در مجموعهٔ «زمستان» به‌چاپ رسیده است.

ادامه‌ی خواندن

حکایت اولین عکس «نیمایوشیج» به روایت «هادی شفائیه»

تصاویری که از «نیمایوشیج» به دست هنرمند عکاس «هادی شفائیه» ثبت شده است، برای بسیاری از ما چشم‌آشنا و شناخته‌شده است. ماجرای اولین عکسی که او از این شاعر نام‌آشنا گرفت را اما شاید کمتر کسی شنیده یا به یاد داشته باشد. حکایت مربوط به ثبت این عکس و عاقبت آن را به روایت خود عکاس بخوانید.

ادامه‌ی خواندن

حکایت عکس روی جلد «چشم‌ها و دست‌ها»

دکتر هادی شفائیه را بیشتر در مقام بنیان‌گذار و استاد رشتهٔ عکاسی در دانشگاه تهران، و هنرمندی صاحب سبک در بخش پرتره از هنر عکاسی می‌شناسیم و آثار او در هنر روی جلد کتاب‌ سازی برای اکثر دوستداران و علاقه‌مندان به کارهای او ناآشنا است.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ ترانه‌سرود «خون ارغوان‌ها»

همانطور که می‌دانید بر وزن شعر ترانۀ «نوای چوپان» و ملودی آهنگ آن [+]، سال‌ها پیش ترانه‌سرودی ساخته شد که بیشتر در جمع گروهی از زندانیان سیاسی خوانده می‌شد. سرودی که بعدها در مجموعه‌ای با نام «آفتاب‌کاران جنگل» به‌شکل نوار کاست در اوایل انقلاب سال ۱۳۵۷ منتشر شد.

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانهٔ «رهگذر عمر» به روایت «بابک افشار»

«. . . شعر ترانهٔ «رهگذار عمر» را تورج [نگهبان] گفته بود. مهندس [رضا] قطبی از تلویزیون به ما سفارش داده بود که: «یک آهنگ بسازید با صدای داریوش [اقبالی] برای سریال «رهگذر عمر».» آهنگش را ناصر چشم‌آذر تنظیم کرده بود. داریوش آمد این را خواند. یک کپی روی نوار کاست دادم به او گفتم: «برو تمرین کن، هفتهٔ دیگر بیا ضبط کنیم باید زود آماده بشود بدهیم تلویزیون.»

ادامه‌ی خواندن