هوشنگ ابتهاج ـ بهانه (مجموعه ترانه)

بهانه
ای عشق همه بهانه از توست
من خامُشم،‌ این ترانه از توست

«یه وقت‌هایی هست که آدم نمی‌دونه چه مرگشه واقعاً. خیلی چیز عجیب و غریبیه. یه زمانی شما علت مشخصی برای گریه دارین؛ از یکی جدا افتادین، مصیبتی بهتون رو کرده، ولی یک وقتی شما ظاهراً چیزیتون نیست ولی در واقع هست ولی شما نمی‌دونین چیه. «گریهٔ بی‌بهانه» همین حالتِ گُمیه که آدم گاهی وقتها در خودش حس می‌کنه؛ حالا یک مرتبه اجداد در آدم زنده می‌شن و این حالتو در آدم به‌وجود می‌آرن. . . به‌هرحال یک دردی که مال خودتون نیست. . . شاید موروثیه؛ از جای دیگه اومده. . . خیلی بد حالتیه؛ آدم نمی‌دونه چی کار بکنه.»
پیر پرنیان‌اندیش، در صحبت سایه (جلد دوم) انتشارات سخن ـ تهران، چاپ اول ۱۳۹۱، صفحهٔ ۷۵۲

بازگشت به «یادنامهٔ هوشنگ ابتهاج» در این سایت

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone