نیمایوشیج: ای اسب راهوار (به زبان مازنی)

اهل ادب و علاقه‌مندان به شعر،‌ نیمایوشیج را بیشتر با سروده‌های او به زبان فارسی به‌یاد می‌آورند. نیما که زادهٔ یوش در مازنداران بود اما سروده‌هایی به زبان مادری خود «مازنی» [طبری] دارد که در مجموعه‌ای با نام «روجا» چاپ شده است.

در ترانه‌هایی که بر اساس سروده‌های این شاعر نوپرداز اجرا شده نیز می‌بینیم توجه آهنگسازان بیشتر به اشعار مشهور او به زبان فارسی بوده است. چند سال اما آلبومی به نام «ماه تتی» [ماه نو] که ترانه‌هایی به زبان مازندارانی و موسیقی آن نواحی بود منتشر شد.

ترانه‌‌ای از این مجموعه که خوانندهٔ آن «محمد ابراهیم عالمی» است با یکی از رباعی‌های نیمایوشیج به زبان مازنی شروع می‌شود. این دو بیت در آن ترانه اگر نگوییم تنها اجرا از اشعار نیمایوشیج به زبان مازرونی است، ولی حتما که از معدود اجراهایی‌ست که وجود دارد.

شُو لَس هادِه شِ اَسپِ راهوارِ
نَهیب نَدِه شِ پِش پِشی سوارِ
بِل بافِسَم مِ چِش شِ خُو رِ
دارِ نَوینِم تِ کَئو دیمِ روزگارِ

از دوستی که به این زبان آشنایی دارد خواهش کردم این رباعی را به زبان فارسی ترجمه کند تا همراه با آن بخش از ترانه به «یادنامهٔ نیمایوشیج» اضافه کنم. باشد که نمونه‌ای هم از سروده‌های این شاعر بزرگ به زبان مادرش‌اش هم در این مجموعه باشد.

شب آرام باش مثل اسب تندرو نرو!
صدا نزن مثل اینکه سوار را آماده کنی.
بگذار بخوابم ای چشم من ـ که همیشه در خواب باشی ـ
تا روزگارت را نابسامان و سیاه نبینم.

بازگشت به یادنامهٔ «نیمایوشیج»

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone