نادر نادرپور ـ دو آیینه (کانون پرورش فکری)

دو آیینه
[به: گلمهر]

 

من، از تو با بهاران
من، از تو با درختان
من، از تو با نسیم سخن گفتم.

من، از تو دور بودم
من، بی‌تو کور بودم
من، چون تو، راز شیفتگی را
در تنگنای سینه نهفتم.

رازی که خواندنش نتوانستی
رازی که گفتنش نتوانستم
وز بیم آنکه «در کف نامحرم اوفتد»
بس شب که تا سپیده نخفتم.

امروز، چون دو آینه‌ی روبروی هم
برق نگاه خود را در هم فکنده‌ایم
تا بوته‌ی گناه نروید ز باغ دل
بنیاد هر هوس را از سینه کنده‌ایم.

تهران ـ ۳۰ مرداد ماه ۱۳۴۱
از مجموعه‌ی «گیاه و سنگ، نه آتش»

* * *

از دیگر سروده‌های «نادر نادرپور» در این سایت:


(صدای شاعر ـ متن اشعار)

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone