عمران صلاحی ـ به تو (صدای شاعر)

از مثلث عمران صلاحی، پرویز شاپور و بیژن اسدی‌پور،‌ امروز فقط بیژن اسدی‌پور مانده است. تندرست باشد و هنوز بماند که یادگار آن جمع دوستانهٔ مشهور به «سه تفنگدار طنز ایران» است.

بیژن اسدی‌پور چند سال پیش (فروردین ۱۳۸۸) در ادای دین به آن دو یار ندیم و همکار قدیم، حق دوستی را آن‌چنان که سزاوار است و شایسته به‌جا آورد. انتشار ویژه‌نامه‌ای از مجموعهٔ‌ دفترهای هنر در ۱۸۰ صفحهٔ پُر و پیمان که کاری بود کارستان و دفتری ماندگار خواهد شد و یادگاری از آن سه یار طنزپرداز شیرین گفتار.

با این دفتر [شمارهٔ‌ ۱۹ از سال شانزدهم انتشار] همچنین یک مجموعه‌‌ٔ دیداری ـ شنیداری نیز در دو لوح فشرده (سی‌دی) همراه بود. در واقع «سنگ تمام» بیژن اسدی‌پور که در این کار گذاشته بود. [ + ]

در بخش تصویری، از جمله تکه‌هایی نادیده از فیلم‌های قدیمی و خصوصی از جمع دوستانهٔ این سه تن، گپ‌وگفت‌هایی دیدنی ـ شنیدنی و بازگویی خاطرات و از این‌دست. آنجا که مربوط به «عمران صلاحی» می‌شد اما فیلمی کوتاه از شعرخوانی او در جایی، و آن شعر هم از سروده‌های او به زبان تُرکی و ترجمهٔ همان به فارسی از زبان خود عمران صلاحی.

صدای آن بخش از فیلم را پیاده کردم، همراه با متن شعر تُرکی (برگرفته از مجموعهٔ‌ یارالی دورنا) و برگردان فارسی آن‌چنان که شاعر خود می‌خواند.

روز به آفتاب عادت دارد
شب به ستارگان و ماه
شاخساران به بهار
میوه‌ها به تابستان
کشتی‌ها به دریا
ماهی‌ها به رود
پنجره‌ها به باز شدن، به کمی هوای تازه
بادبان گشوده به بادها عادت دارد
ارس به سیل‌های دیوانه
آیینه به زیبایی
شانه به گیسو
انسان غریب به وطن عادت دارد
کوه‌ها به مه
روزهای جدایی به من
من به تو!

سنه
گوندوز، گونه عادتی وار
گئجه اولدوزلارا، آیا
بوداقلار، باهارا
میوه‌لر، یایا
گمی‌لر، دنیزه
بالیقلار، چایا
پنجره‌لر آچیلماغا،
بیر آز تازا هاوایا
آچیق یئلکن عادتی‌وار یئللره
آراز، دلی سئللره
آینا، گوزه‌للیگه
داراق، تئللره
غریب آدام، عادتی وار وطنه
داغلار، دومانا، چنه
آیریلیق گونلری، منه
من، سنه!

یارالی دورنا (دُرنای زخمی) انتشارات امرود، صفحه ۶۶

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone