فروغ فرخزاد: اندوه‌پرست (مجموعه ترانه‌ها)

اندوه‌پرست
فروغ فرخزاد
(مجموعه ترانه‌ها)

اندوه‌پرست

کاش چون پاییز بودم . . . کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال‌انگیز بودم
برگ‌های آرزوهایم یکایک زرد می‌شد
آفتابِ دیدگانم سرد می‌شد
آسمانِ سینه‌ام پُر درد می‌شد
ناگهان توفانِ اندوهی به جانم چنگ می‌زد
اشک‌هایم همچو باران
دامنم را رنگ می‌زد
وه . . . چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پُر شور و رنگ‌آمیز بودم
شاعری در چشم من می‌خواند . . . شعری آسمانی
در کنارم قلبِ عاشق شعله می‌زد
در شرارِ آتشِ دردی نهانی
نغمه‌ی من . . .
همچو آوایِ نسیمِ پَر شکسته
عطرِ غم می‌ریخت بر دل‌های خسته
پیشِ رویم:
چهره‌ی تلخ زمستان جوانی.
پُشتِ سر:
آشوبِ تابستانِ عشقی ناگهانی
سینه‌ام:
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم . . . کاش چون پاییز بودم

از مجموعه «دیوار»

* * *

از مجموعه‌ترانه‌های «فروغ فرخزاد»:

هدیه
بعدها
رمیده
عصیان
عاشقانه
تولدی دیگر
اندوه‌پرست
میان تاریکی
آفتاب می‌شود
از دوست داشتن
پرنده مردنی‌ست
به علی گفت مادرش روزی
به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد

* * *
بازگشت به «یادنامهٔ فروغ فرخزاد»

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone