هوشنگ ابتهاج: کیوان ستاره بود

« کیوان ستاره بود »
سروده و صدای: هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)
موسیقی: باخ، سونات شمارۀ ۵ برای ویلون و کلاوسن، موومان اول

 

ما از نژاد آتش بودیم:
همزاد آفتاب بلند، اما
با سرنوشت تیرۀ خاکستر!

عمری میان کورۀ بی‌داد سوختیم:
او چون شراره رفت
من با شکیب خاکستر ماندم.

کیوان ستاره شد
تا بر فراز این شب غمناک
امید روشنی را
با ما نگاه دارد.

کیوان ستاره شد
تا شب‌گرفتگان
راه سپید را بشناسند.

کیوان ستاره شد
که بگوید
آتش
آنگاه آتش است
کز اندرون خویش بسوزد،
وین شام تیره را بفروزد.

من در تمام این شب یلدا
دست امید خستۀ خود را
در دست‌های روشن او می‌گذاشتم.

من در تمام این شب یلدا
ایمان آفتابی خود را
از پرتو ستارۀ او گرم داشتم.

کیوان ستاره بود:
با نور زندگی می‌کرد
با نور درگذشت.

او در میان مردمک چشم ما نشست
تا این ودیعه را
روزی به صبحدم بسپاریم.

تهران، ۲۷ خرداد ۱۳۵۸
از مجموعه «یادگار خون سرو»

* * *

یاد «مرتضی کیوان» در این سایت:

احمد شاملو: آن روز (صدای شاعر)
سیاوش کسرایی: پاییز درو (صدای شاعر)
احمد شاملو: عشق عمومی (صدای شاعر)
احمد شاملو: یاد آر! از عموهایت. (صدای شاعر)
مرتضی کیوان: واپسین نامه، پیش از ساعت اعدام
هوشنگ ابتهاج: «کیوان» ستاره بود. (صدای شاعر)
احمد شاملو: سال اشک «پوری» سال خون «مرتضا»
هوشنگ ابتهاج: سروستان (صدا و دست‌نوشتهٔ شاعر)
هوشنگ ابتهاج: بوسه [صدای پای دوست] (صدای شاعر)
سال اشک پوری (کارت عضویت کتابخانهٔ «پوری سلطانی»)
مرتضی کیوان و پیرامونیان او (عکس و کارت عضویت کتابخانه)
«مرتضی کیوان» و «پوری سلطانی» ۱۰ تیر ماه ۱۳۳۳ (عکس و تاریخ)
«مرتضی کیوان» و «پوری سلطانی» ۱۷ تیر ماه ۱۳۳۳ (عکس و تاریخ)

* * *

«یادنامهٔ هوشنگ ابتهاج» در این سایت

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone