«تا گل سرخ شدن» مرثیه‌ای برای «خسرو گلسرخی»

از دیگر ترانه‌سرایان معاصر که همراه با «شهیار قنبری» و «اردلان سرفراز»، از پیشگامانِ «ترانه‌سرایی نوین» و در کنار آهنگ‌سازانی چون «اسفندیار منفردزاده» از اولین پایه‌گذارانِ «ترانۀ معترض» در ایران هستند، یکی هم «ایرج جنتی‌عطایی» است.

او نیز که از دوستان و هم‌نشینانِ «خسرو گلسرخی» بود در همان زمان متاثر از از مرگ گلسرخی شعری سرود که با دکلمه و صدای خود او منتشر شد. ایرج جنتی‌عطایی در بارۀ آشنایی‌اش با خسرو گلسرخی می‌گوید:

«من با «خسرو» در پیوند با دوستان مطبوعاتی مثل «منوچهر شفیانی» یا «داوری» و دیگران آشنا شدم. در دوران دانش‌جویی در یک اتاق در خیابان شهباز زندگی می‌کردم. دوستانی می‌آمدند و می‌رفتند. یکی از کسانی که پای ثابت بود و می‌آمد و در بحث‌ها شرکت می‌کرد و شب‌ها می‌ماند، «خسرو» بود . . .»

[صفحۀ ۵۱ و ۵۰ «مرا به خانه‌ام ببر: گفتگو و گزینۀ ترانه‌های ایرج جنتی‌عطایی به‌کوشش یغما گلرویی»، نشر دارینوش ـ ایران]

 صدای «ایرج جنتی‌عطایی» را در دکلمۀ شعری که برای «خسرو گلسرخی» سروده بشنوید!

تا گل سرخ شدن 
به : ا . ب . “سیاهپوش دوم”

باغبان ،
ـ پیرِ گریانِ شبیخون خورده ـ
گفت:
«بی‌تو ای غنچه گلسرخِ شهید
همه‌ی گل‌هایم،
گل حسرت شده‌اند.
و نسیم
بوی بی‌باوری و
تسلیم
بوی تن در دادن
دارد.
خاک
اگر
خاک کرامت باشد،
دهن باغ پُر از
فریاد است.
و درخت
سُرخیِ کینه‌ی گل را
می‌سراید با
خشم.
کاش
ای
کاش
باز
در باغ،
گلِ سُرخی
بود.»

باغبان،
بر سرِ نعشِ گلِ سرخ
نشست.

گلِ سرخ،
ـ آخرین سُرخ‌گلِ خون‌آلود،
گل‌شهیدِ نعره‌ی باغستان ـ
گلِ سرخ،
ـ تیرباران شده‌ی
جوخه‌ی
یخ ـ
زیرِ رگبارِ زمستانیِ
شب
خوابِ آزادیِ رویش
می‌دید.

قلبِ سبزِ گلِ سرخ
با صدایی
خونین
در شبِ باغ
سرود:
«از شب زردِ زمستان
تا سحر
- سحرِ سرخِ بهار ـ
فاصله:
فریاد است.
تا گلِ سرخ شدن
راهی نیست،
می‌توانی
گلِ سرخی
باشی.

باغبان
اشکش را
با پر شال چهل‌تکه
زدود.

۳۰ بهمن ۱۳۵۲
ایرج جنتی‌عطائی

* * *
برگشت به یادنامهٔ «خسرو گلسرخی»

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone