سرگشته (مجموعه ترانه‌ها)

حکایت «پری» و «چشمه»، در فرهنگ عامهٔ ایرانیان به شکل‌های متفاوت روایت شده است. در داستان‌های ایرانی، جای «پری» که خود از عالم جادوست، عمق دریا،‌ کنار نهر آب، و یا چشمه است.

[ . . . ]
ترکیب «پری» و «چشمه» در ادبیات فارسی پیشینه‌ای کهن دارد و بیشتر هشدار است به هوشیار بودن و دچار وهم نشدن ما آدمیان.

هر جا که چشمه باشد،‌ باشد مقام پریان
با احتیاط باید بودن تو را در آنجا (مولوی)

و از همین شاعر در غزلی دیگر:
بر چشمهٔ دل، گر نه پری‌خانهٔ حُسن است
ای جان سراسیمه پری‌دار چرایی؟

در ادبیات معاصر هم نمونه‌اش مثلا در «شبانه»ای از «احمد شاملو»
یه پری میاد ترسون و لرزون
پاشو میذاره تو آب چشمه
شونه می‌کُنه موی پریشون. . .

[ . . . ]
به روزگار ما اما، آن پیشینهٔ باورهای مردمی از «پری» و «چشمه»، و این «پری»سروده‌های شاعران، در ترانهٔ «سرگشته» [تو ای پری کجایی] سرودهٔ «هوشنگ ابتهاج» (سایه) به‌هم می‌رسند و دست‌مایهٔ شاعر می‌شوند برای بیان حسرت‌آلود از دست رفتن ایده‌آل‌ها و امیدهای برآمده نشده‌ای که نسل او نیز تجربه کرده است.

[ . . . ]
در زمانی که آقای هوشنگ ابتهاج (ه . الف. سایه) مسئول رادیو شده بودند، به دعوت ایشان ملاقاتی با هم داشتیم. اظهار علاقه کردند که اگر بشود، روی آهنگ‌هایی از ساخته‌های من کلام بگذارند. به فاصلهٔ چندین هفته، آهنگی در دستگاه همایون ساختم و از ایشان خواستم که روی آن کلام بگذارند. این ترانه به‌نام «سرگشته» [با تنظیم استاد «جواد معروفی»] در برنامهٔ گلهای تازه شماره ۵۲ با صدای زنده‌یاد قوامی (فاخته‌ای) اجرا شد. این ترانه در حقیقت ترانهٔ خداحافظی ایشان [حسین قوامی] از رادیو بود وشاید آخرین اثری بود که شادروان قوامی به‌طور رسمی در رادیو اجرا کردند. (غوغای ستارگان، خاطرات مهندس همایون خرم، انتشارات جاویدان، صفحهٔ ۲۴۳ و ۲۴۲)

[ . . . ]
این اولین تصنیفیه که من ساختم. سال ۵۱، ۵۲ بود. همایون خُرم یه آهنگ ساخت در همایون و برام با سازش زد. خیلی آهنگ قشنگی بود. همون موقع بهش گفتم من شعرشو می‌سازم. اون اصلا انتظار نداشت که من این حرفو بزنم. بعد هم ساختمش. بعد آقای قوامی اومد جلوی ارکستر وایستاد و خوند و خیلی هم خوب خوند. وقتی تموم شد رفتم بهشون خسته نباشید گفتم. قوامی گفت: من از شما ممنونم که اجازه دادین این تصنیفو من بخونم. این تصنیف اسم منو برای همیشه نگه می‌داره. (پیر پرنیان‌ اندیش، در صحبت سایه، انتشارات سخن، جلد اول، صفحهٔ ۵۰۹)

[ . . . ]
تصنیف «سرگشته» [تو ای پری کجایی]، پس از اجرا، در دو برنامهٔ رادیویی [هر دو به تهیه و مدیریت «هوشنگ ابتهاج»]، پخش شد. گلچین هفته شمارهٔ ۷ [با صدای حسین قوامی]، گلچین هفته شمارهٔ ۸ [با صدای الهه] و در دو برنامهٔ «گلهای تازه» شمارهٔ ۵۲، و ۵۲ ب.
این اجراها، و نمونه‌های بازخوانی‌شده‌ٔ این ترانه را در جعبهٔ‌ موسیقی زیر صفحه بشنوید.

تو ای پری کجائی

  شبـی کـه آواز نـی تــو شنیـدم          چــو آهـوی تشنـه پـی تـو دویـدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم         نشـانـه‌ای از نــی و نغمـه نـدیـدم

تو ای پــری کجایی؟          که رخ نمی‌نمایی
از آن بهشت پنهـان          دری نمی‌گشایی

مـن همه جــا ، پی تـو گشته‌ام          از مــه و مهــر ، نشـان گــرفتـه‌ام
بـــوی تــــو را ، ز گـل شنیـده‌ام          دامـــن  گـــل  ، از  آن  گــرفتـه‌ام

تو ای پــری کجایی؟          که رخ نمی‌نمایی
از آن بهشت پنهـان          دری نمی‌گشایی

دل مــن ، سـرگشتــهٔ  تــوسـت          نفســـم ،   آغشتـــهٔ تـــوســت
بـه بـاغ رؤیـاهـا، چـو گلت بـویـم        در آب و آئینـه ، چـو مـهــت جـویم
تو ای پــری کجایی؟
در این شب یلدا ، ز پی‌ات پـویم             بـه خواب و بیداری ، سخنت گویم
تو ای پــری کجایی؟

مــه و ستـاره درد مـن می‌داننـد          که همچـو من پـی تـو سرگردانند
شبـی کنــار چشمـه پیـدا شــو          میـان اشـک مـن چــو گـل وا شــو

تو ای پــری کجایی؟          که رخ نمی‌نمایی
از آن بهشت پنهـان          دری نمی‌گشایی

* * *

بازگشت به «یادنامهٔ هوشنگ ابتهاج» در این سایت

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone