سیمین قدیری ـ آوازهای دیگر (کانون پرورش فکری)

آوازهای دیگر
 شعرها از: ژیلا مساعد ـ محمود کیانوش
بهروز رضوی ـ احمدرضا احمدی
آواز: سیمین قدیری
موسیقی: فریبرز لاچینی
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (۱۳۵۶)

* * *

یک ستاره
ژیلا مساعد

اگه تنها یه ستاره
پَر می‌زد مثل یه شاهین
می‌اومد پایین پایین،
می‌نشستم من کنارش
می‌شدم همدم و یارش
می‌زدم دست نوازش
به تن براق و نازش،
می‌نشستم من کنارش
می‌شدم همدم و یارش
می‌زدم دست نوازش
به تن براق و پاکش،
یه ستاره، یه ستاره، یه ستاره . . .
می‌نشوندمش رو موهام
یا روی لاله‌ی گوشام
می‌سوزوندمش با اشکام
می‌کشوندمش به خوابام،
می‌رسوندمش به شب‌هام
می‌خوابوندمش رو چشمام
می‌آوردمش تو دنیام
نقره‌ای می‌شد نفس‌هام
یه ستاره، یه ستاره، یه ستاره . . .

* * *

باد
محمود کیانوش

 او مثل آهو می‌دود
مثل پرستو می‌پرد
این سو و آن سو می‌رود
این سو و آن سو می‌پرد
باد، باد، باد.
بر خاک جارو می‌زند
بر آب دامن می‌کشد
در باغ و گل هو می‌زند
بر خانه‌ها تن می‌کشد
باد، باد، باد.
سنگین و سنگین
دولا و دولا
از کوها پایین
تا ابرا بالا.

* * *

پرنده
ژیلا مساعد

یه پرنده، یه پرنده
از تو صحرا
از رو دریا
از توی دشت‌های زیبا
اومده نشسته این‌جا
لبه‌ی پنجره‌ی ما
خواب من پُر از صدای این پرنده
خواب من به رنگ بال این پرنده.
حرفامُ باور ندارن بچه‌ها
خوابامُ باور ندارن بچه‌ها
جز پرنده.
یه پرنده، یه پرنده
از تو کوه‌ها
از رو دشت‌ها
می‌بره به اوج کوه‌ها
می‌بره تا ابرا بالا
من تنها رو از این‌جا

* * *

سبز سبز
محمود کیانوش

سنگ و سنگ و سنگ، کوهسارها
شر و شر و شر، آبشارها
صاف و صاف و صاف، جویبارها
سبز و سبز و سبز، کشتزارها
باز و باز و باز، چشم آفتاب
شاد و شاد و شاد، خنده‌های آب
شاخه‌ها و باغ، تاب تاب تاب
سایه‌ها و خاک، خواب خواب خواب.
غصه‌ها همه دور دور دور
چشم‌ها همه نور نور نور
سینه‌ها همه شور شور شور
کار و زندگی جور جور جور.

* * *

مادر
ژیلا مساعد

از تو چشمای تو دریاها میان
از تو دستات همه رویاها میان
وقتی که از همه چی خسته می‌شم
وقتی که غمگین و افسرده می‌شم
یه تبسم از لبات
همه دنیامُ زیبا می‌کنه.
همه سرها به روی سینه‌ی تو
همه غصه‌ها برای دل تو
پشت این دامن جادویی پاک
همه ترسا می‌ریزن به روی خاک
یه تبسم از لبات
همه دنیامُ زیبا می‌کنه.

* * *

گندم‌زار
محمود کیانوش

گندم‌زار تو بسیار زیبایی
هر فصلی با رنگی می‌آیی
بی‌رنگی، پُررنگی، کم‌رنگی
با هر فصل همراهی، همرنگی
گندم‌زار، گندم‌زار، گندم‌زار.
رنگ ابر، رنگ برف، رنگ آب
رنگ زرد، رنگ شب، رنگ خواب
گاهی خشک، گاهی سبز، گاهی زرد
گاهی خیس، گاهی گرم، گاهی سرد
پُررنگی، کم‌رنگی
با هر فصل همرنگی
گندم‌زار، گندم‌زار، گندم‌زار.
رنگ برف، رنگ آب
رنگ شب، رنگ خواب
گاهی سبز، گاهی زرد
گاهی گرم، گاهی سرد
پُررنگی، کم‌رنگی
با هر فصل همرنگی
گندم‌زار، گندم‌زار، گندم‌زار.

* * *

دوست داشتن
ژیلا مساعد

دوست دارم هر چی سبزه، هر چی آبی
هرچی قرمز و شرابی
دوست دارم رنگ بهار رو
رنگ چشم ماهیا رو
رنگ اندوه درختا
رنگ تاریک شبا رو
رنگ آفتاب، رنگ مهتاب
رنگ کرم ناز شب‌تاب
صدای باد تو درختا
تابش ماه توی شب‌ها.
رنگ خواب چمنا رو
رنگ سرد سحرا رو
رنگ انبوه درختا
رنگ تاریک شبا رو
رنگ موج‌ها، رنگ دریا
رو سر انگشت‌های ابرها
رنگ آفتاب، رنگ مهتاب
رنگ کرم ناز شب‌تاب
صدای باد تو درخت‌ها
تابش ماه توی شب‌ها.

* * *

بهترین‌ها
بهروز رضوی

واسه خودم یه پنجره
برای تو یه آسمون
واسه خودم یه ستاره
برای تو یه کهکشون
واسه خودم یه چشمه‌سار
برای تو دریاها رو
واسه خودم یه برگ سبز
یه دشت گل برای تو
می‌خوام، می‌خوام.
برای تو یه آسمون
یه دشت گل
دریاها رو.
واسه خودم یه پنجره
یه برگ سبز
چشمه‌سار رو.
یک کلمه که اسم توست برای من، برای من
یه عالمه حرف قشنگ برای تو، برای تو.

* * *

فرزندم
بهروز رضوی

در چشمت دنیایی از لطف و زیبایی
بر رویت سایه‌ای از عشقی خدایی
امروزت را سرشار از شور کودکی
فردایت را روشن با نور دانایی
می‌بینم، می‌بینم، می‌بینم.
با نرمی در گوشَت لالایی می‌خوانم
جسمت را پاره‌ای از قلبم می‌دانم
با رنجت قلب من می‌لرزد، می‌لرزد
با اشکت با آهت می‌گرید چشمانم
چشمت را بر دنیا، بر زشت و بر زیبا
می‌خواهم بگشایی، دریابی فردا را
فردایی که در راه داری تو فرزندم
فردای آینده، فردای ناپیدا.

* * *

من نوشتم بارون
احمدرضا احمدی

روی دیوار سفید خونه‌مون
من با رنگ سبز یه جاده کشیدم
جاده‌ای پُر از درخت و گل و یاس
جاده‌ای پُر از بهار و عطر یاس
رنگ سبزم کم اومد
باد اومد، پاییز اومد
روی جاده‌ی قشنگ
ابر اومد، بارون اومد
من نوشتم بارون.
روی دیوار سفید خونه‌مون
من با رنگ آبی دریا کشیدم
توی دریای قشنگ رو دیوار
من با رنگ آبی قایق کشیدم
رنگ آبیم کم اومد
موج اومد، بارون اومد
روی دریای قشنگ
ابر اومد، بارون اومد
من نوشتم بارون.

* * *

دو چشم بسته‌ی من
احمدرضا احمدی

دو چشم بسته‌ی من رو
صدای خسته‌ی من رو
کسی بارو نداره
کسی باور نداره.
من از فصل زمستونم
من از سرما و بارونم
کسی بارو نداره
کسی باور نداره.
خونه بارون می‌گیره
دل من جون می‌گیره
همه این‌ها قصه بود
کسی باور نداره
کسی باور نداره.

* * *

برای دیدن اندازه‌ٔ بزرگتر هر عکس، روی آن کلیک کنید!

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone