یادنامهٔ «بیژن مفید»

آثار ماندگار و یادگارهای «بیژن مُفید» در سایت «راوی حکایت باقی»

* * *

«بیژن مُفید» زبان مردم کوچه در شهر قصه

«بیژن مفید» در نهم خرداد ماه سال ۱۳۱۴ خورشیدی در تهران به‌دنیا آمد. پدرش «غلامحسین خان» نیز از هنرپیشگان تئاتر بود. او بعد از تحصیلات دبیرستانی، دورۀ هنرپیشگی را به‌پایان رساند و  سپس در رشتۀ زبان و  ادبیات انگلیسی به ادامۀ تحصیل پرداخت. [در اینجا بخوانید]

* * *

[ ۱۳۵۳ ]
شعرهای ابوسعید ابوالخیر
موسیقی: کامبیز روشن‌روان
صدای: بیژن مفید

[در اینجا بخوانید و بشنوید]

 

 * * *

 [ ۱۳۵۳ ]
کوتی و موتی
نوشته: بیٓژن مفید
موسیقی متن: کامبیز روشن‌روان
با صدای: رضا رویگری ـ بهمن مفید ـ رضا ژیان [در اینجا بشنوید]

 

* * *

[ ۱۳۵۴ ]
آفتاب آمد، آفتاب مهر آمد
شعرها از: مولوی ـ احمدرضا احمدی
موسیقی متن: داریوش دولتشاهی
گوینده: بیژن مفید [در اینجا بشنوید]

* * *

«بیژن مفید»، فقط بازیگر یا گویندۀ نقشی از شخصیت‌های نمایشنامه‌هایی که خود می‌نوشت نبود، او در «مقام قصه‌گو» و «راوی حکایت» کارهایی که دیگران نوشته‌اند همدلی و همکاری داشته است. از آن‌جمله یکی قصۀ «پسرک چشم آبی»، نوشتۀ «جواد مجابی»، که کاری بود از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۵۳ [در اینجا بشنوید]

* * *

کی از همه پُر زورتره؟
باز آفرینی: محمود مشرف آزاد تهرانی (م. آزاد)
موسیقی متن: کریم گوگردچی
با صدای: بیژن مفید ـ جمیله ندایی ـ هوشنگ توکلی [در اینجا بشنوید]

 

* * *

«شهر قصه در اصل از یک روایت عامیانه گرفته شده، منتهی من به این روایت شکلی تمثیلی داده‌ام. من در این نمایشنامه کوشیدم تا نظمی را که خاص زبان این قبیل روایت‌های عامیانه است در گفت و گوی آدم‌های این نمایش حفظ شود. «شهر قصه» حکایت دردناک آدمی است که نادانی‌ها، خرافات و سنت‌ها و نظام‌های تحمیل شده‌ای زندگی‌ش را محدود کرده‌اند.» (بیژن مفید) [در اینجا بشنوید]

* * *

پرده دوم «شهر قصه» با یک قطعۀ تک‌گویی شروع می‌شود. آنجا که «خر» شهر قصه پیش میمونِ عریضه‌نویس، دارد نامه‌ای را دیکته می‌کند:  «آره! داشتیم چی می‌گفتیم؟ بنویس!».
این صدا و اجرا از آنِ «محمود استادمحمد» است که ایفای نقش «خر» را به عهده داشت. [در اینجا ببیند، بشنوید و بخوانید]

* * *

ماه و پلنگ

بعد از «شهر قصه» نمایشنامۀ «ماه و پلنگ» از جمله معروف‌ترین آثار «بیژن مفید» محسوب می‌شود. «ماه و پلنگ» که «بیژ« مفید» آن را بر اساس یک روایت قدیمی نگاشته، یکی از آثار شاعرانه او با مضمونی اجتماعی است که در ایران و آمریکا به روی صحنه آمده است. [نمایشنامه ماه و پلنگ را بشنوید]

* * *

شاپرک‌خانم

«شاپرک‌خانم» نیز نمایشنامۀ دیگر « بیژن مفید» برای کودکان و نوجوانان بود که در سال ۱۳۵۲ برای کانون پرورش فکری نوشت.
این نمایش همان سال توسط  «دان لافون» به روی صحنه رفت. [در اینجا بشنوید]

 

* * *

«اولین پرواز»
[
گنجشک کوچولو]
اقتباس از اثر ماکسیم گورکی

گوینده: فهیمه راستکار
خواننده: هنگامه یاشار
شعر و آهنگ: بیژن مفید [در اینجا بشنوید]

 

* * *

«خاموشی دریا»
نویسنده: ژان بروله (ورکور)
کارگردان: بیژن مفید
پیرمرد: بیژن مفید
دختر: فهیمه راستکار
ورنرفون اورناک: ناصر طهماسب [در اینجا بشنوید]

* * *

«بیژن مفید» صدای خوشی هم داشت. ترانۀ «دو تا چشم سیاه داری» در «ماه و پلنگ» و ترانه‌هایی که در نمایشنامه «شهر قصه» خوانده می‌شود، از سروده‌ها و با صدای خود اوست.
از آن جمله می‌شود ترانه‌های «این واسه ما دل نمیشه»، «کجا میری فلونی» و «گندم گل گندم» را نام برد. [در اینجا بشنوید]

* * *

یادمان «بیژن مُفید»
به تهیه و اجرای: ایرج گرگین

هفته‌ای پس از درگذشت «بیژن مفید»، برنامه‌ای در یادمان او توسط «ایرج گرگین» تهیه و اجرا شد که می‌توانید در دو بخش بشنوید! [در اینجا بشنوید]

* * *

مجموعه‌ای از تصاویری که در زمان اجرای نمایشنامۀ «شهر قصه» در «جشن هنر شیراز» از بازیگران روی صحنه گرفته شده. عکس‌های موجود، از کتاب «شهر قصه» نشریه شماره ۲، انتشارات «سازمان جشن هنر شیراز ـ تخت جمشید»، سال ۱۳۴۸ برگرفته شده است.

[۱۰]   [۰۹]   [۰۸]   [۰۷]   [۰۶]   [۰۵]   [۰۴]   [۰۳]   [۰۲]   [۰۱]
[۲۰]   [۱۹]   [۱۸]   [۱۷]   [۱۶]   [۱۵]   [۱۴]   [۱۳]   [۱۲]   [۱۱]

* * *

نشانی پیوند [لینک] منابعی که از آن در نوشتار «یادمان بیژن مفید» [+] استفاده شد.

متن تایپ شدۀ «شهر قصه» در فرمت PDF برای علاقمندان به مطالعه این نمایشنامه
مصاحبۀ «جمیله ندایی» همسر «بیژن مفید» با بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی
مصاحبۀ «فهیمه راستکار» در باره نمایشنامۀ «شهر قصه» و «بیژن مفید»
تاریخچه تئاتر و هنر نمایش در ایران به روایت نیلوفر بیضایی
وبلاگی برای «بیژن مفید» به کوشش «جمیله ندایی»

* * *

و بالاخره که باید سپاسمند بود از شمائی که به همدلی و حوصله، راوی این حکایت را تا اینجا همراهی کردید و این را هم البته گفته باشیم که اگر در این نوشتار سهوی بود و خطایی دیدند، حتما به کاتب این حکایت گوشزد کنید که این راوی کمترین، از دار و دنیا هر چه که نداشته باشد ولی، گوشی شنوا دارد و دلی امیدوار.

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone