همایون خُرم (شهزادهٔ رویا) مجموعه ترانه‌ها

«چهل سالگی» ساختۀ «علیرضا رئیسیان» را شاید دیده باشید. امروزی شدۀ قصۀ «کنیزک و پادشاه» مثنوی مولوی، با بازی «محمدرضا فروتن» و «لیلا حاتمی».

در قصۀ مولانا، یکی شاه است و عشقش به کنیز خود و دخترک که میلی به او ندارد. دیگر طبیب هوشمند است و حکایت نبض‌گرفتن و پرس‌وجو کردن شهر و کسان و بستگان تا به آن زرگر سمرقندی برسد. و در آخر به شناخت واقعی رسیدن دختر است از عاشق پیشین.

در فیلم «چهل سالگی» اما عاشق، خود طبیب درد است و حاضر به از خود گذشتگی، و در پایان هم باز این خود اوست که به معرفت و شعور می‌رسد. بگو شکلی از یک مثلث عشقی معیوب.

البته اینجا قصدم نقد و تحلیل این فیلم نیست، که از شما چه پنهان سواد لازم این فن را از اول نداشته و الان هم ندارم. بلکه قصدم پرداختن به ترانه‌ای است که محمدرضا فروتن، در صحنه‌ای از فیلم، زمزمه‌وار می‌خواند. ترانۀ «شهزادۀ رویای من» که امروز فرصت شد آن‌را از روی فیلم به شکل صوتی پیاده کنم برای جعبۀ موسیقی پایین صفحه.

و اما اگر شنیده باشید قبلا این ترانه در چند اجرای متفاوت دیگر ضبط و در سایت‌های مختلف ایرانی پخش شده بود. معروف‌ترین آن‌ها، اجرای «حامد فولادقلم»، که به همراه بازخوانی چند ترانۀ مشهور دیگر در آلبومی با نام «راز» منتشر شد. علت شهرت این اجرا شاید یکی هم پخش این شایعه که گفته می‌شد صدای زنی که در این ترانه هم‌خوانی می‌کند صدای «گلشیفته فراهانی» بازیگر مشهور سینمای ایران است.

اجرای دیگری هم از این ترانه وجود دارد که می‌گویند با صدای «شهاب حسینی» بازیگر سینما و تلویزیون است. حالا این‌که چقدر این گفته‌ها موثق و یا انتساب اجرای ترانه‌ها به این دو بازیگر تا چه اندازه درست است را نمی‌دانم ولی شک نکنید اجراهایی که تا به امروز از ترانۀ «شهزادۀ رویایی» منتشر شده از روی نمونه‌ای است که چهل و چند سال پیش در یکی از فیلم‌‌فارسی‌های سینمای ایران  خوانده شده است.

در مقایسۀ نمونه‌های قدیمی و موجود از این ترانه به‌نظر می‌رسد نسخۀ اول این ترانه «چه رویایی» نام داشت. ابیات متین و شعر خوشایند آن از سروده‌های «بیژن ترقی» بود و موسیقی وزین و خوش‌آهنگ آن در بیات اصفهان از ساخته‌های «مهندس همایون خرم» که «یاسمین» خواننده‌ای مشهور در دوران خود در اجرایی دلنشین آن‌را خواند که از رادیو ایران پخش شد. (در جعبۀ موسیقی پایین این اجرا را خواهید شنید)

ولی نکته‌ای هم هست و نباید از نظر دور داشت، و آن این‌که به‌قول «اسفندیار منفردزاده» آهنگ‌ساز نام‌آشنا در موسیقی فیلم که خود در جوانی چند سالی عضو ارکستر جوانان رادیو ایران بود:

«پیش از انقلاب ترانه‌هائی که به‌وسیله آهنگ‌سازان رادیو برای فیلم‌های فارسی ساخته می‌شد اگر اشعار آن ترانه‌ها از نظر «شورای شعررادیو ـ دکتر نیرسینا و دیگران» مقبول بود، پس از نمایش و گاهی همزمان با نمایش فیلم‌ها، به رادیو ایران نیز واگذار می‌شد و دستمزد دومی هم دریافت می‌کردند. اما آنگاه که اشعارترانه‌ها قابل پخش از رادیو نبود، آن اشعار با تغییراتی کلی یا کوچک دوباره اجرا و پخش می‌شد.

پس اجرای اول و اصلی این ترانه با صدای خانم عهدیه برای فیلم «دالاهو» بود که مطابق معمول با سلیقه «شورای شعررادیو»، ضمن دستکاری شعر برای اجرای دوم با صدای خانم یاسمین برای پخش از رادیو انجام شد. و ناگفته نماند که همۀ اجراها با شعر آقای بیژن ترقی همراه است.» (نقل از ایمیل توضیحی اسفندیار منفردزاده به راوی این حکایت)

فیلم «دالاهو» (نام کوهی در استان کرمانشاهان) که ترانۀ «شهزادۀ رویایی» در آن اجرا شده فیلمی بود  رنگی، ساختۀ «رشید یاسمی» که بازیگران اصلی آن «بهروز وثوقی» و «فروزان» (پروین خیربخش) بودند. فیلم بهره گرفته از طبیعت و مناظر پر دار و درخت منطقۀ کوهستانی دالاهو، و البته به سنت فیلم‌‌های فارسی آن‌ ایام همراه با صحنه‌های رقص و آواز، مورد استقبال واقع شد. این فیلم در سال ۱۳۴۶ به‌نمایش درآمد.

مخصوصا ترانه‌هایی که در آن اجرا شده بود در میان عامۀ مردم جا افتاد و در خاطره‌ها ماند. از آن جمله ترانه‌ای با صدای «هایده» و یکی هم همین ترانۀ «شهزاده رویایی» با صدای «عهدیه» که در آن روزگار شناخته‌ترین صدای آواز برای بازیگر اول زن بود، آنچنان‌که «ایرج» شاخص‌ترین صدا برای آوازخوانی‌های آرتیستۀ فیلم.

«شهزادۀ رویایی» که عهدیه در فیلم «دالاهو» خواند و «فروزان» آن‌را لب زد اما با آن‌چه که «یاسمین» خوانده بود تفاوت‌هایی در کلام و معنا داشت. آهنگ آن که «بیات اصفهان» بود با یک «والس سه‌ضربی» ادغام شده و کلام شعر از شکل کتابت به زبان محاوره در آمده بود. «بهروز وثوقی» هم مثل «تارزان» که از کودکی در کوه و کمر بزرگ شده، با تن‌پوش و تنبانی از پوست پلنگ، «شهزادۀ رویایی» فیلم بود که از دیدن قر کمر «فروزان» رم می‌کرد و پا به فرار، در پس و پشت درخت و بوته‌ها از نظر گم می‌شد.

بگذریم و سرتان را درد نیاورم. در سایت «یوتیوپ» کلیپ‌هایی از این فیلم هست. اگر کسی مایل بود می‌تواند در آنجا بیابد و ببیند. گرچه به‌گمان من بنده که راوی این حکایت باشم خوانندگانی که در این سال‌های اخیر، ترانۀ «شهزادۀ رویا» را اجرا کرده‌اند اگر سن‌شان به دیدن خود فیلم دالاهو در چهل و چند سال پیش قد ندهد ـ که نمی‌دهد ـ لابد سری به یوتپوپ زده و از روی دست این نمونه مشق کرده‌اند. چون در تمام اجراها غیر از زبان محاوره در اجرای «عهدیه»، یکی هم همین شاهزادۀ زرین‌کمر ماجراست که در نمونۀ اصلی دارد با اسب سفیدش «از کوه و کمر می‌رود» و در نسخه‌های بازخوانی شده همین شازده با همان اسب دارد «از کوه و کمر می‌آید».

فعلا این چند نمونه را در اجراهای متفاوت (از پاپ گرفته تا اپرا) با صدای خوانندگان مختلف در جعبۀ موسیقی پایین می‌گذارم تا بشنوید. متن شعر ترانه را از روی اجرا با صدای «یاسمین» پیاده کردم تا علاقمندان بتوانند با نمونه‌های دیگر آن مقایسه کنند و اختلاف و تفاوت‌ها را ببینند و دریابند.

دیدم به خواب وقت سحر
شهزاده‌ای زرین کمر
نشسته بر اسب سفید
می‌رود از کوه و کمر
می‌رفت و آتش به دلم می‌زد نگاهش
می‌رفت و دیدم که بود چشمم به راهش

ترسم دلم رسوا شود
دریا شود این دو چشم پر آبم
تا آن‌که در بیداری‌ام پیدا شود آن‌که آمد به خوابم

شهزادۀ رویای من شاید تویی
آن‌کس که روزی در برم آید تویی

از خواب نوشین ناگه پریدم
دردا که دیگر او را ندیدم به‌خدا
جانم رسیده از غصه بر لب
بس آه سوزان از دل کشیدم به‌خدا

. . .
. . .

برگشت به فهرست آثار مهندس «همایون خُرم»

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone