به نهمین سالگشت خاموشی «فرهاد مهراد»

نهم شهریور ماه، همچنین مصادف است با نهمین سال درگذشت «فرهاد مهراد»، مردی که با صدایی تلخ می‌خواند و یادش در خاطرات ما شیرین و روشن است. چند ترانه از خوانده‌های او را همراه با متن شعر و صدای دکلمۀ شاعر بشنوید و بخوانید!

ترانۀ «مرد تنها» (با صدای بی‌صدا)، با صدای «فرهاد مهراد» با ملودی آهنگی که بر متن فیلم سوار است، روی صحنه‌هایی که «رضا»، سوار بر موتورش، در شب‌زدگی خیابان‌های تهران می‌‌راند اولین ترانۀ متن فیلم است که شعرش را «شهیار قنبری» سروده. اولین شعر بدون وزن یا به اصطلاح «سپید» است که ترانه می‌شود.

«این ترانه را بر موسیقی‌ی آفتابی‌ی «اسفندیار» نوشتم. فرصت نبود و ترانه‌ی مرد تنها، می‌بایست برای فیلم «رضا موتوری» آماده می‌شد. شبی تا سحرگاه، در بالاخانه‌ی شرکت سینمایی پیام حبس شدیم تا ترانه‌ی متن فیلم به دنیا بیآید.» متن و اجرای این ترانه را در اینجا بخوانید و بشنوید! [+]

* * *

از سروده‌های مشهور «احمد شاملو» یکی هم دو «شبانه‌»‌ از اوست که به «گوهر مُراد» [غلامحسین ساعدی] اهدا شده است.

این دو «شبانه» اما به انتخاب «اسفندیار منفردزاده» ترانه شد. او برای آنها موسیقی نوشت و «فرهاد مهراد» خواند‌شان. و این شد که آن سروده‌ها، از میان ورق‌های چاپی کتاب بیرون آمدند و زمزمۀ زبان مردم کوچه و خیابان شدند و حتی در جایی از تاریخ مبارزات مردمی ایران جلوه کرد و ثبت و ماندگار شد. متن و اجرای این ترانه را در اینجا بخوانید و بشنوید! [+]

* * *

در مجموعۀ ترانه‌های خوانده و اجرا شده ـ از آغاز تا امروز ـ ترانه‌های ماندگاری نیز هست که به نوعی با بخشی از تاریخ سیاسی ـ اجتماعی دوران ما، یا با دوره‌ای از جوانی و خاطرات ما پیوند دارد و هنوزا هنوز همپای یاد و خاطره‌های ماست.

از جملۀ این ترانه‌ها یکی هم ترانۀ معروف «جمعه» است که به دو واقعۀ اصلی و اثر گذار در تاریخ مبارزات مردمی ـ سیاسی معاصر ایران گره خورده. یکی واقعۀ «سیاهکل» در جمعۀ سرد ۱۹ بهمن سال ۱۳۴۹، و دیگری داغ کشتار مردم در جمعۀ ۱۷ شهریور ماه سال ۱۳۵۷. متن و اجرای این ترانه را در اینجا بخوانید و بشنوید! [+]

* * *

در تقویم ایرانی، هفت روز هفته، با روز شنبه شروع می‌شود. در کارنامۀ ترانه‌سروده‌های «شهیار قنبری» اما با «جمعه»، در سال ۱۳۵۰. ترانۀ «هفتۀ خاکستری» سه سال بعد از «جمعه» سروده شده است.

برای «جمعه» یک‌سالی از واقعۀ «سیاهکل» گذشته بود که «اسفندیار منفردزاده» در همدلی‌اش با آن ماجرا سراغ شاعر رفت. «جمعه» خلق شد و سر از «خداحافظ رفیق» ساختۀ «امیر نادری» در آورد. متن و اجرای این ترانه را در اینجا بخوانید و بشنوید! [+]

* * *

«شهیار قنبری» سال‌ها بعد وقتی گزیدۀ ترانه‌هایش را در مجموعۀ «دریا در من» به‌چاپ رساند در پانویس این ترانه نوشت: «پس از ترانه‌ی «مرد تنها»، این دومین تجربه‌ی ترانه‌ی آزاد است. آزاد از قید و بندها و کلیشه‌ها. «کودکانه»، هنوز هم جانانه است. با «کودکانه» به «کوچۀ حمید» «کلانتری‌سوار» پرتاب می‌شوم. به «کافۀ باستانی». «بهشتِ تهران». «امامزاده غیبی»، که پارکینگ ادارۀ راهنمایی ـ رانندگی شد. با «کودکانه»، فوتبال تیغی می‌زنم. برای بچه‌ها سبیل می‌گذارم و «چارلی» می‌شوم. با «کودکانه»، در حسرت یک دوچرخه می‌سوزم.» متن و اجرای این ترانه را در اینجا بخوانید و بشنوید! [+]

* * *

سال ۱۳۵۸، سالِ پس از فروپاشی. سالِ درهم ریختگی. سالِ از هم گسیختگی. سالی که تقریبا هیچ چیز در جای خودش نیست. از هنرمندان گروهی می‌روند، عده‌ای می‌مانند. از مثلث هنری: «اسفندیار منفردزاده ـ شهیار قنبری ـ فرهاد مهراد»، ترانۀ «نجواها» آخرین کار نیمه مانده‌ای است که از دوران همکاری‌ و رفاقت‌شان با هم به‌یادگار می‌ماند. متن و اجرای این ترانه را در اینجا بخوانید و بشنوید! [+]

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone