ژاله اصفهانی ـ در قطار (صدای شاعر)

در قطار
می‌دود آسمان
می‌دود ابر
می‌دود دره و می‌دود کوه
می‌دود جنگل سبز انبوه

می‌دود رود
می‌دود نهر
می‌دود دهکده، می‌دود شهر

می‌دود، می‌دود دشت و صحرا
می‌دود موج بی‌تاب دریا
می‌دود خون گلرنگ رگها

می‌دود فکر
می‌دود عمر
می‌دود می‌دود می‌دود راه
می‌دود موج و مهواره و ماه
می‌دود زندگی خواه و ناخواه
من چرا گوشه‌ای می‌نشینم؟

از «ژاله اصفهانی» در این سایت

در قطار [نگاهنگ] (صدای شاعر)
شاد بودن هُنر است (صدای شاعر)

* * *

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone