گربهٔ کوچک ایرانی من!

نامه‌ای از «ترز» به صادق هدایت

گربهٔ کوچکِ ایرانی من.
تنها یک کارت کوچک، [•] زیرا در مرخصی هستم، در اترتا [Étretat] پیش مادرم، و خیلی گرفتار.
من چند روز پیش از «پون تورسن» رد می‌شدم، خیلی به نخستین ملاقاتمان فکر کردم.
مادرم پیر شده و کمی بیمار است، این مرا ناراحت کرده.
وقتی برگشتم به شما نامه خواهم نوشت، نزدیکِ ۱۵ ژوئن.
من را محکوم به بی‌وفایی نکن، شاید تنبلی.
و چرا اسم معشوقم را می‌پرسی؟ ترجیح می‌دهی که به شما جواب بدهم که چند تا دارم؟
چیزی که لازم است بگویم این است که من از آنها هیچ‌کدام را دوست ندارم.
من به شما نامه‌ای مفصل، تا ده روز دیگر می‌نویسم.
من شما را همیشه دوست دارم.

Therese

پانوشت:

ترز [Therese] همدم صمیمی [صادق] هدایت در رنس [Reims]، در زمان تحصیل هدایت در پاریس بوده است. پدر او در جنگ بینالملل اول در جبههٔ ماژینو [Ligne Maginot] کشته شده بود و مادرش آرزو داشت دخترش با مرد دلخواه خود ازدواج کند و خوشبخت شود. متنِ نامهٔ ترز به زبان فرانسه در کتاب «زندگی و آثار صادق هدایت» چاپ شده است.

• معمولاً کارت‌پستال‌ها عکسی از مناظر زیبا یا بنایی تاریخی است، ولی کارت ترز تمثالی از پیرمردی سپید موی و «خنزر پنزری» است که بر کنار رودی نشسته است و به نقطعه‌ای نامعلوم می‌نگرد.

برگرفته از: نامه‌های صادق هدایت، محمد بهارلو، نشر اوجا، تابستان ۱۳۷۴، صفحهٔ ۲۸۴

* * *

از صادق هدایت در این سایت:
صادق هدایت در لباس بالماسکه
صادق هدایت: دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۰۷
گربهٔ کوچک ایرانی من! (نامهٔ‌ ترز به صادق هدایت)
دیدار به قیامت. ما رفتیم و دل شما را شکستیم. همین!
قصهٔ «سنگ صبور» با صدای: هروز وثوقی، موسیقی: اسفندیار منفردزاده

Share on FacebookShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on RedditEmail this to someone