بایگانی برچسب: s

حکایت «فروغ فرخزاد» و چاپ کتاب «اسیر»

(اولین اثرم را به امیر عزیزم تقدیم می‌کنم، تا قضاوت او در مورد من چه باشد! فروغ فرخ‌زاد ۱۳۳۴/۵/۱۵)
دست‌نویس «فروغ» در تقدیم‌نامهٔ نسخه‌ای از کتاب «اسیر» به برادر بزرگ خود «امیرمسعود فرخ‌زاد».

این تصویر و زیرنویس آن‌ را فکر کرده بودم به بهانهٔ تاریخ پانزدهم مرداد ماهی که دارد در بخش «همین روز در آن‌سال» بگذارم. در دوباره خوانی مطالب مربوط به کتاب «اسیر» اما دیدم روایت بخش‌هایی از آن می‌تواند ضمن اینکه پیشینه‌ای بر چاپ این کتاب باشد، گزارش وضعیتی از حال و روزگار خود «فروغ» در چمبر هزار خمی که گرفتارش بود هم بشود.

ادامه‌ی خواندن

«برای مامان عزیزم» (فروغ فرخزاد)

عکسی از «فروغ فرخزاد» که در تاریخ پانزدهم فروردین‌ماه ۱۳۳۴ به یادگار برای مادرش امضاء کرده است. در این عکس،‌ فروغ ۱۸ ساله است. تاریخ امضای آن اما مربوط به ۲۱ سالگی اوست.

ادامه‌ی خواندن

فروغ فرخزاد (مجموعهٔ ترانه‌ها)

تا آنجا که می‌دانیم «فروغ فرخ‌زاد» فقط یک‌بار ـ از سر تفنن شاید ـ شعری را به قصد ترانه شدن سرود. ترانۀ «در خموشی‌های ساحل» که روی موسیقی «کلیف بارمن» و با صدای «محمد نوری» اجرا شد. شعری که متن آن در هیچیک از پنج مجموعه اشعار او دیده نمی‌شود. [+]

ادامه‌ی خواندن

سروده‌های «فروغ فرخزاد» در فراسوی مرزها

تا آنجا که می‌دانیم «فروغ فرخ‌زاد» فقط یک‌بار ـ از سر تفنن شاید ـ شعری را به قصد ترانه شدن سروده است. ترانۀ «در خموشی‌های ساحل» که روی موسیقی «کلیف بارمن» با صدای «محمد نوری» اجرا شد. شعری که متن آن در هیچیک از پنج مجموعهٔ اشعار او دیده نمی‌شود. پس،‌ می‌توان گفت: فروغ، ترانه‌سرا نبود. و شاید حتا در زمان نوشتن و انتشار اشعارش فکر نمی‌کرد بعدها سروده‌هایی از او آهنگین و به شکل ترانه با صدای خوانندگان مختلف اجرا شود.

ادامه‌ی خواندن

طفلک «فروغ» (۷)

«یا تقدیس می‌کنیم، یا دشنام می‌دهیم» تیتر گفت‌وگوی «علی عظیمی‌نژادن» با دکتر «احسان نراقی» است که در شمارهٔ ۳۷ «هفته‌نامهٔ نگاه پنجشنبه» چاپ و منتشر شده است.

در یادداشت‌هایی که برای تکمیل مطلب «طفلک فروغ» جمع‌آوری کرده‌ام، [+] از جمله ‌نقل قولی هم از ایشان برگرفته از آن نشریه بود با عنوان: «به «فروغ» در باره‌ٔ روابطش هشدار دادم.» (!) و به این شرح که:

ادامه‌ی خواندن