بایگانی برچسب: s

لیلی منال! (مجموعه ترانه‌ها)

قربونِ خندیدنت، خرامیدنت، بهونه گرفتنت
وقتِ ملاقات میآم، سر هفته‌ها به دیدار و دیدنت
لیلی منال عُمرم، منال عشقم،  منال جونم، منال!

ادامه‌ی خواندن

«فاطی» کوچولوی شعر «پریا»ی احمد شاملو

منظومهٔ بلند «پریا» اول‌بار در مجموعهٔ «هوای تازه» به‌چاپ رسید. با جمله‌ای بر پیشانی آن که پیشکش شعر از سوی شاعر بود. «به فاطی ابطحی کوچک، و رقص معصومانهٔ عروسک‌های شعرش».

ادامه‌ی خواندن

حکایت عکس «فروغ فرخ‌زاد» و «معیر الممالک»

نام هادی شفائیه همواره با تاریخ عکاسی معاصر ایران در شکل آکادمیک آن همراه است. رشتهٔ عکاسی در نظام آموزشی ایران به پیشنهاد و همت او شکل گرفت و خود نیز سال‌ها در دانشگاه تهران تدریس این رشته را به‌عهده داشت.

ادامه‌ی خواندن

حکایت رفاقت «شاملو» و «شاپور»

پیوند و دوست بودن بعضی‌ها با هم شاید چندان بازتابی بیرونی نداشته باشد، خودشان اما از علاقه، ارادت و اندازه‌های دلبستگی‌هایشان نسبت به هم آگاه هستند. نمونه‌اش می‌تواند «احمد شاملو» باشد در پیوند دوستانه‌اش با خانوادهٔ سه نفرهٔ «پرویز شاپور»، «فروغ فرخزاد» و فرزند آن‌ها «کامیار شاپور».

ادامه‌ی خواندن

استاد «هادی شفائیه» به روایت «سودابه قاسملو»

شاید برای شما هم پیش آمده که با دیدن یک نام، یا چهره‌ای آشنا سلسه‌ای از خاطرات به‌هم پیوسته یادتان بیاید که گرچه هر کدام داستان مجزای خودش را دارد ولی در جایی وجهی مشترک می‌یابند و مکمل هم می‌شوند.

حکایت ارتباط «امیر نادری»، «سودابه قاسملو»، «احمد شاملو»، «آیدا» و استاد «هادی شفائیه» با هم از ایندست است.

ادامه‌ی خواندن

تک‌چهره‌های مشهور «نیمایوشیج» از «هادی شفائیه»

برای دیدن عکس در سایز بزرگ، روی آن کلیک کنید!

می‌دانیم که نیمایوشیج اشعار زیادی سروده است. و من و شما هم البته کم از سروده‌های این شاعر نامی نخوانده‌ایم؛ اما اگر از ما بپرسند کدامیک از آنها را به یاد دارید؟ شاید پیش از همه، «آی آدمها»، «تو را من چشم در راهم» و «مهتاب» را به یاد بیاوریم. امروزه بیت‌هایی از این سروده‌ها حتی ضرب‌المثل شده است. (این از اشعار نیمایوشیج.)

ادامه‌ی خواندن

شهیار قنبری (صدای شاعر) من نباید به تو تسلیم شوم.

امروز ششم مرداد ماه، سالگشت زادروز «شهیار قنبری» شاعر و ترانه‌‌سرای معاصر است. او در پا گرفتن «ترانهٔ‌ نوین» و اعتبار «ترانهٔ معترض» جایگاهی ویژهٔ‌ خود دارد.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ اولین ترانهٔ خوانندگان ایرانی

حتما شما هم به این فکر کرده‌اید که اطلاعات عمومی بسیاری از ما از اینکه اولین فیلم فلان کارگردان کدام بود؛ و یا کدام بازیگر با کدام فیلم پا به عرصه‌ی سینما گذاشت بیشتر از آگاهی از اولین کار فلان ترانه‌سرا یا آهنگ‌ساز است.

ادامه‌ی خواندن

نمونهٔ‌ فارسی‌شدهٔ‌ ترانه‌های مشهور

اصطلاح «دوباره‌خوانی» ترانه بیشتر به معنای اجرای دوبارهٔ ترانه‌ای قدیمی و مشهور با صدای خواننده‌ای معاصرتر است. مثل ترانهٔ‌ «امشب در سر شوری دارم [غوغای ستارگان]» [+] یا تک‌ترانهٔ «مرا ببوس» [+].

ادامه‌ی خواندن

حکایت پرتره‌های من در آن نشریهٔ فرانسوی (هادی شفائیه)

دکتر هادی شفائیه را پدر عکاسی نوین در ایران می‌نامند. هنرمندی خودآموخته که به مقام استادی صاحب‌سبک رسید. یادگارهای او از دیدارهایش با هنرمندان و چهره‌های نام‌آشنای هنر و ادبیات معاصر ایران، کسانی چون نیمایوشیج، و احمد شاملو تا امروز و همیشه ماندگار است.

ادامه‌ی خواندن

نام افراد «فامیل» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

راستش نمی‌دانم آیا در موسیقی ملت‌های دیگر هم ترانه‌هایی برای «دختر‌خاله، دختردایی» و خود «خاله» وجود دارد یا نه؛ اما می‌دانید که در ترانه‌های روستایی و حتی شهری ما ایرانیان چند تایی وجود دارد. حرف ترانه بیشتر ابراز عشق و بیان دلدادگی‌ است و شکایت از انتظار وصلِ خاله یا دایی‌زاده که وصلت با آنها بر اساس سنتِ رایج «ازدواج فامیلی» برای ما ایرانیان شناخته شده است.

ادامه‌ی خواندن

نام و یاد «فرزند» در ترانه‌های ایرانی

می‌گویند کوچکترین واحد اجتماع «خانواده» است. یعنی که پدر و مادر، به همراه فرزند یا فرزندانی. به‌جز «لالایی‌ها»یی که مادران به وقت خواباندن فرزند نوزاد خود می‌خوانند [+]؛ در موسیقی ایرانی ترانه‌هایی هم هست که از زبان پدر یا مادر در خطاب به فرزندشان خوانده شده است. در این ترانه‌ها گاه جنسیت فرزند (دختر یا پسر) مشخص و اعلام می‌شود؛ و گاه در شکل عمومی‌تری با عنوان «کودک» یا «فرزند» مورد خطاب قرار می‌گیرد.

ادامه‌ی خواندن

نام و یاد «پدر» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در تاریخ ادبیات ایران ـ به‌خصوص در شعر فارسی ـ «مادر» جایگاهی ویژه دارد. از مقام ارجمند او به شایستگی و سپاس یاد می‌کنند و قدر و منزلت او را به سروده‌ای درخور، پاس داشته‌اند. «پدر» اما گرچه در مناسبات اجتماعیِ حاکم در جامعه نصیب بیشتری عایدش شده، ولی باز نتوانسته در اشعار ادبی دوران ما به اندازۀ «مادر» جایی برای خود باز کند.

ادامه‌ی خواندن

نام و یاد «همسر» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در تاریخ ادبیات هر کشور، اشعار تغزلی جای ویژهٔ خود را دارند. سروده‌هایی که در آن از حالات عشق گفته شده، سخنی که از هر زبان بشنوی نامکرر است. همه توصیف جلوه‌های یار است و عرض ارادت بسیار به معشوق.

ادامه‌ی خواندن

نام و یاد «مادر» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در تاریخ ادبیات ایران ـ به‌خصوص در شعر فارسی ـ «مادر» جایگاهی ویژه دارد. از مقام ارجمند او به شایستگی و سپاس یاد می‌کنند و قدر و منزلت او را به سروده‌ای درخور، پاس داشته‌اند.

ادامه‌ی خواندن

«لالایی» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

«لالایی‌ها» در ادبیات مردمی ایران جای خاص خود را دارد. آوازهایی که مادران به زمزمه‌ به وقت خواباندن کودکان شیرخوارهٔ خود می‌خوانند. ترانه‌هایی که از کلام و آوایش کودک و مادر هر دو آرام می‌گیرند.

ادامه‌ی خواندن

شهر «تهران» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در کنار اشعار میهنی شاعران کلاسیک که در ستایش «وطن» و اهمیت «سرزمین مادری» سروده‌اند؛ سروده‌هایی هم هست که شاعر در آن به تعریف از یک «شهر» به‌خصوص پرداخته است. این سروده‌ها اغلب کار «ترانه‌سرا»ها است. نام و اشاره به کوی و برزن و محله‌ها و خاطراتی که از سر حسرت و فراق‌زدگی سروده شده است و ما آن را در آمیزه‌ای از صدای خواننده‌ و  موسیقی، به شکل ترانه می‌شنویم.

ادامه‌ی خواندن

حروف «الفبا» در ترانه‌های ایرانی

برای نوشتن به هر زبانی باید که «الفبای» آن را دانست. حالا را نمی‌دانم ولی زمانی دانش‌آموزان باید ترتیب درست الفبا را هم از حفظ بلد می‌بودند. جالب این که از حروف الفبا در ترانه‌های ایرانی هم استفاده شده است.

ادامه‌ی خواندن

روزهای هفته در ترانه‌های ایرانی

در زبان‌های دیگر هم حتما ترانه‌هایی هست که در آن از روزهای هفته نام برده می‌شود. یکی از مشهورترین آنها شاید ترانهٔ «یکشنبه‌ها هرگز» Never on Sunday با صدای «ملینا مرکوری» باشد که ترانهٔ فیلمی با همین نام بود. در ترانه‌های ایرانی به زبان فارسی هم نمونه‌هایی از این نوع‌ وجود دارد.

ادامه‌ی خواندن

کار و کسب (مشاغل) در ترانه‌های ایرانی

«ترانه‌های کار» نزد همهٔ اقوام و در فرهنگ هر ملتی وجود دارد. از برده‌های سیاهپوستی که در آمریکای سالهای دور با خواندن آوازهای جمعی در مزرعه‌های پنبه کار می‌کردند تا خوشه‌چینان و دروگران، یا آواز شالیکارهای خودمان در همهٔ این سالها.

ادامه‌ی خواندن

ترانه‌های تک‌ساز!

تعریف «ترانه» در ساده‌ترین شکل خود: به آواز خواندن شعری همراه با موسیقی است. در موسیقی سنتی ایرانی اجرای چند بیت از غزل‌سروده‌ای به شکل «آواز» به‌همراهی سازی تنها مثل تار، سه‌تار، یا ویلون معمول است و حتما که شنیده‌اید.

ادامه‌ی خواندن

بودن، یا نبودن: مسئله این است!

در مجموعه عکس‌های صادق هدایت، سه عکس وجود دارد که او به خط خود تاریخ ۲۸ می ۱۲۲۸ میلادی (دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۰۷) را بر آنها نوشته است. دو عکسی که همراه با ترز و مادر او در باغچه‌ای نشسته‌اند [+] و یکی هم همین تصویر بالا.

ادامه‌ی خواندن

صادق هدایت در لباس بالماسکه

با اینکه بنا به دستخط صادق هدایت روز هفته و روز ماه و سال برداشتن این عکس معلوم است، ولی از خود مراسم بالماسکه چیز زیادی نمی‌دانیم.

ادامه‌ی خواندن

فریدون مشیری ـ کوچه (تاریخچه و مجموعهٔ ترانه‌ها)

شعر «کوچه»، اولین بار در اردیبهشت‌ماه ۱۳۳۹ خورشیدی در هفته‌نامۀ «روشنفکر» به‌چاپ رسید. با این‌که شاعر این شعر را برای خوانده شدن به‌شکل ترانه نسروده بود؛ ولی چنان مورد پسند اهل موسیقی واقع شد که بعدها چند اجرای متفاوت با صدای خوانندگان مختلف از آن ساخته و اجرا شد. شما هم اگر نمونه‌هایی دیگری جز آنچه در این جعبۀ موسیقی می‌شنوید سراغ دارید، بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.

ادامه‌ی خواندن

حکایت آخرین عکسی که از «نیمایوشیج» گرفته نشد!

سابقهٔ‌ مومیامی کردن اندام پادشاهان شاید به زمان فراعنهٔ‌ مصر باستان ‌برسد یا بیشتر. در قرن اخیر قالب‌گرفتن از سیمای اهل هنر و سیاست با موم یا گچ هم مرسوم شده است. پیشینهٔ تهیهٔ‌ ماسک از چهرهٔ نام‌آوران در ایران را اما باید در فرصتی جست‌وجو کرد و نوشت.

ادامه‌ی خواندن

حکایت «کیف چرمی» نیمایوشیج!

 عکس بالا (نیما، یک‌نفر در آب) نخستین‌بار در هیجدهمین سالگشت درگذشت نیمایوشیج، روی جلد هفته‌نامهٔ «جوانان رستاخیز» [شماره ۱۲۴،‌ پنجشبنه ۱۵ دیماه ۱۳۵۶] منتشر شد.

ادامه‌ی خواندن

جیوان گاسپاریان (نگاهنگ)

امروز (۲۴ آوریل)، مصادف است با سالگرد قتل‌عام ارامنه. در همین صد سال گذشته «نسل‌کُشی» و اقدام به نابود کردن اقوام و آدمها به امر دولتمردان و زورمدارن دنیای سیاست، شاید بیشتر از تمام مواردی‌ست که در طول تاریخ مکتوب آمده است. از آمریکا و آفریقای سیاه بگیر تا اروپای سفید و آسیای میانه. (صحبت از «عیسی» و «موسی» و «محمد» نابجاست ـ قرن «موسی‌چمبه»هاست.) [+]

ادامه‌ی خواندن

از گوشت سگ حرومترت (تقدیم‌نامه‌های صادق هدایت)

زبان طنز و بذله‌های صادق هدایت را از جمله در تقدیم‌نامه‌هایی که بر کتاب‌هایش برای دوستان می‌نوشت می‌توان دید. مثلا «بلندش کن، خیرش را ببینی» [کتاب «اردشیر پاپکان»، برای مصطفی فرزانه]، یا «این معلومات هم سگ‌خور شد از طرف دکتر خانلر خان» [کتاب «ولنگاری» برای پرویز ناتل خانلری]

ادامه‌ی خواندن