معنای دقیق پارودی
(Parody)
را به فارسی نمیدانم. در عالم
سینما اما آندسته از فیلمهایی است
که اشارتی بهطنز دارد به فیلمی که
قبلا به نمایش در آمده و در زمان
اکران، مقبولیت عام یافته است. در
واقع نوعی کاریکاتور کردن فیلم یا
صحنههایی از فیلمی شناخته شده و
مشهور.
نمونههای هالیودی این نوع سینما کم
نیست و بازار و مشتریهای خود را
دارد. در ایران اما کاریکاتور کردن
فیلمی قدیمی چندان بهشکل رسمی جا
نیفتاده است. ولی در حد «شیطنت
کردن» و بهاصطلاح «نیشگون گرفتن»؛
چرا.
اولین نمونه تا آنجا که حافظۀ بنده
که راوی این حکایت باشم یاری
میدهد شاید صحنهایست در فیلم
«رضاموتوری» ساختۀ «مسعود کیمیایی».
و آن، صحنۀ تیمارستارن که مردی
خواندن آوازی را «لبزدن» میزند و
همزمان میبینیم صدا و احرای اصلی
از مرد دیگریست که در پشت بوتههای
شمشاد، پنهان از نظر نشسته و
میخواند. و این یعنی اشارتی به
قضایای «آواز خوانی آرتیسته در
فیلمهای فارسی» و شاید «فردین» و
«ایرج» و از ایندست.
در سینمای بعد از انقلاب ولی از این
اشارات و گریز زدن به صحنههایی از
فیلمهای مشهور پیش از انقلاب کم
نیست، که البته بیشتر ناخنک زدن به
ملودی موسیقی متن فیلمهاست تا
بازسازی کمیک صحنههای آن؛ و در این
دستبردها هم بیشتر ملودی فیلم
شناختهشدهای چون: «قیصر» و
«گوزنها» ساختۀ «اسفندیار
منفردزاده».
بعد از «گرتهبرداری»! از ملودی
اصلی موسیقی این فیلمها، نوبت به
استفاده از جملات مشهوری میرسد که
در یادها باقی مانده و هنوز هم در
زبان و محاورۀ مردم بهکار میرود.
مثل: «دروغ چرا؟ که تکیه کلام
«مشقاسم [پرویز فنیزاده] در سریال
«داییجان ناپلئون» بود. و یا: «آره
و اینا خیلی بودیم» که در تکگویی
معروف «بهمن مفید» در صحنهای از
فیلم «قیصر» ادا شد.
آن مایه گرفتن از موسیقی که گفتیم و
این گریز به جملههای مشهور که
میشنوید بیشتر برای کسانی که آن
فیلمها را بهخاطر دارند و یا هنوز
میبینند آشناست. در واقع فیلمساز
میخواهد گذرا سری به حافظۀ بینندۀ
آشنا بزند و خاطرهای قدیمی را در
او زنده و تازه کند. در اینجا اما
نمونهای خواهید دید که بازسازی
صحنهای از فیلم قدیمی و مشهور
«گوزنها» است.
قبلا از شرح این نمونه، اول گفته
باشم که راستش نمیدانم کودکِ
مخاطبِ سریال «کلاه قرمزی» از نظر
سازندگانِ این مجموعه چند ساله است؟
از نوع آموزشها و طرز راهنماییهای
که در برنامهها میبینیم شاید
بتوان گفت: مخاطب این سریال،
کودکانِ هشت تا دوازده ساله باشند.
اما «تکیه کلامها»، «اشارات و
کنابهها» در این برنامهها که
بیشتر هم از زبان «کلاه قرمزی» ادا
میشود چنان و چندان است که بیشتر
به کار خندندانِ بزرگترهای آشنا به
سابقه میآید تا آموزش و فراگیری
کودکِ ده ـ دوازده ساله.
نمونهاش این صحنه که بازسازی یکی
از تلخترین صحنههای فیلم
«گوزنها»ست به شکلی که خود آقای
مجری [ایرج طهماست] که نویسنده و
کارگردان برنامه هم هست به خنده
میافتد!