![]() |
|||||||
|
|
در سرنوشت يک ملت، و در تاريخ هنر،
گاه اثري چنان روح زمانه را تصوير
ميکند، و چنان حس و جان مردمان را
بيان ميکند که بهعنوان جزئي
پايدار از فرهنگ و تاريخ يک ملت،
همواره برجا ميماند. ترانۀ «مرا
ببوس» چنين بود. دو نسل از جامعۀ
ما، درد و حزن و اندوه و شکست و مرگ
خود را با ترانۀ «مرا ببوس»، و با
صداي «حسن گلنراقي» گريستند.
[ + ] باري، ترانۀ «مرا ببوس» با صداي «گلنراقي»، ضبط و اجرائي دوباره نشد. هر چه بود و هست، همه از همان نسخهاي است که در استوديوي شماره هشت راديو ايران، در ميدان ارک تهران ضبط شده. «مرا ببوس» با همان شکل و کيفيت، هنوز هم محبوبترين آهنگ جوانان دهۀ چهل و پنجاه بهشمار ميرود.
در همان ايام، مردمان گفتند و باور
کردند که شعر اين ترانۀ غمگين و
درعين حال شورانگيز را سرهنگ
ژاندارمرى «عزت الله سيامک»، از
رهبران سازمان نظامي حزب توده
ايران، پيش از اعدام در27 مهر ماه
1333 در زندان و در وصف سرنوشت
غمانگيز افسراني که اعدام ميشدند،
سروده است.
[ + ]
آنچنان که از زندگي ديگر شاعران
معاصر نوشتهاند و خوانده و
ميدانيم، از زندگي «حيدر رقابي»
متخلص به «هاله»، اطلاعات و
جزئيات چنداني در دسترس عموم
نيست.
باز هم «تودهاى» دق كند، دق
او جوانى شجاع و رشيد و موجودى
پاک و بىشائبه بود، چنان كه بارها
به علت احساسات تند، يكه و تنها
درصدد بههم ريختن بساط مخالفين
برمىآمد. بههمين جهت به دفعات
مكرر، مجروح و خونين راهى
بيمارستان مىشد، ولى دست از
مبارزه نمىكشيد.
«ناصر انقطاع» سردبير سابق «روزنامه
صبح ايران»، در کتابي که به تازگي
در بارۀ تاريخ پنجاه سالۀ فعاليت
«پانايرانيستها در ايران» منتشر
کرده، فصلي را به «ترانۀ مرا ببوس»
و «حيدر رقابي» اختصاص داده است. او
مينويسد:
«ناصر انقطاع» در دنبالۀ معرفي
خود از «حيدر رقابي» مينويسد: «
. . . او در سال 1334 از ايران
رفت و در کشور آمريکا سرگرم تحصيل
در دانشگاه کلمبيا شد و در رشتۀ
«حقوق بينالملل» از اين مرکز
عملي ليسانس و فوقليسانس خود را
گرفت. ولي چون دست از ستيز با
رژيم پس از 28 مرداد برنميداشت،
با سفارت ايران در آمريکا درگير
شد و زماني که کارشکنيهاي سفارت
عرصه را بر او تنگ کرد، بهناچار
به «آلمان» رفت و دورۀ دکتراي
فلسفه را در دانشگاه برلين
گذرانيد. و در برلين هم خاموش
نماند و «سازمان دانشجويان ملي»
را پايهريزي و هفتهنامهاي
بهنام «پيشوا» را منتشر کرد.
(اين پيشنامي بود که دکتر «حسين
فاطمي» به «مصدق» داده بود.) در کارنامۀ فعاليتهاي هنري او اما به مجموعه اشعار «آسمان اشک» برميخوريم که اول بار در سال 1329، [سه سالي قبل از وقوع شروع اعدام افسران سازمان نظامي حزب توده] و توسط «انتشارات اميرکبير» چاپ و منتشر شد. از «عبدالرحيم جعفرى»، مدير وقت «انتشارات اميركبير» و ناشر كتاب نقل است که: «اوايل سال 1329 در كوران مبارزات مردم و دولت و احزاب چپ و راست، با جوان پرشورى آشنا شدم به نام «حيدرعلى رقابى» که از خويشان «بيژن ترقى» مدير «كتابفروشى خيام» بود. ملىگرايى بود شوريده و شيفته دكتر «محمد مصدق». جوانى بود فروتن و مومن و معتقد، و در مبارزات ملى سخت فعال. دفتر شعرى داشت كه آن را در هزار نسخه به نام «آسمان اشك» چاپ كردم. در اين دفتر قطعه شعرى بود با عنوان «مرا ببوس» كه بعد ها «مجيد وفادار»، ويولنيست معروف براى اين شعر آهنگى ساخت. اجراي اين ترانه از راديو ايران اقبال عام يافت، و برحسب خواهش شنوندگان به دفعات از راديو ايران پخش شد.» «حيدر رقابي» پس از انقلاب بهمن 1357، بعد از بيست و چهار سال دوري از ميهن، با اين اميد که بتواند خدمات سياسي و اجتماعياش را از سر بگيرد، به ايران بازميگردد. ولي چندان توجهي به او نميشود و بهناچار دوباره به آمريکا برميگردد. ده سال بعد از اين بازگشت، به بيماري سرطان طحال در بيمارستان (UCLA) کاليفرنيا بستري ميشود. با وخامت حالش، و با توسل به برادرش «جهانگير رقابي»، در آخرين روزهاي زندگي دوباره به ايران بازميگردد، و نوزدهم آذر ماه سال 1367 در تهران، رخت از جهان برميچيند. او در گورستان «ابن بابويه» در شهر ري دفن است و از آنجايي که هرگز ازدواج نکرد و زندگي زناشوئي نداشت، از خود بازماندهاي ندارد.
حرفۀ «حيدر رقابي» ترانهسرائي
نبود. گو اينکه بر مبناي يکي از
سرودههاي او آن ترانۀ معروف ساخته
شد. و «حسن گلنراقي» خوانندهاي
رسمي نبود و نشد. گرچه ترانۀ «مرا
ببوس»، فقط با صداي اوست که به دل
مينشيند و جاودانه شده. اگر بخواهيم از چگونگي علاقهمندي او به بازخواني ترانۀ «مراببوس» بگوئيم، اول بايد از «پروانه» گفته باشيم که قبل از «حسن گلنراقي»، و در واقع برای اولين بار اين ترانه را براي استفاده در فيلمي سينمايي اجرا کرد. «پرويز خطيبي» در صفحۀ 76 از کتاب «خاطراتي از هنرمندان» در بارۀ اين خواننده نوشته: «. . . «پروانه»، خوانندهاي بود از آذربايجان که صدائي گرم و مطبوع داشت. آهنگ معروف افغاني «آن بام بلند که ميبيني بام من است» را او سر زبانها انداخت و براي مدتي جزو نامداران آواز آن زمان بود. «مجيد وفادار» بهترين آهنگهايش را در اختيار پروانه گذاشت. از جمله شعر و آهنگ «مرا ببوس» که هيچکس را نگرفت و صدائي به تحسين بلند نشد و آهنگ با آن زيبائي و تازگي ميرفت تا بپوسد و خاک شود. . . »
آنچه که «پروانه» روي آهنگ «مجيد
وفادار»، خوانده، در واقع يک بند، و در
اصل همان شعر «مرا ببوس» چاپ شده در
کتاب «آسمان اشک» سروده «حيدر رقابي»
است. آهنگ ترانۀ «مرا ببوس» براي موسيقي
متن فيلم «اتهام» ساخته «شاپور ياسمي»
كه در ارديبهشت ماه سال 1335 روي پرده
رفت، ساخته شد. ترانۀ «مرا ببوس» در يکي از صحنههاي فيلم با صداي «پروانه»، و با لبخواني «ژاله علو» خوانده ميشود. در آن فيلم «ژاله علو» نقش زني را داشت كه شوهر سابقش را به سزاي خيانتي که به او کرده رسانده، و حالا پس از ماجراهاي بعدي عاقبت خود را به پليس معرفي كرده است. در صحنهاي كه زن با دختر كوچک خود وداع ميكند و به سوي زندان و مجازات روانه ميشود، اين ترانه را ميخواند.
از «ژاله علو» بازيگر نقش زن در اين
فيلم، نقل است که:« خانم پروانه خواننده
ترکزباني بود که آن روزها با ترانه «آن
بام بلند» معروف شد، و در فيلم «اتهام»
که من به اتفاق «ناصر ملکمطيعي» در آن
ايفاي نقش ميکردم، به جاي من خواند. من
در شب جدايي با دختر کوچکم اين ترانه
را در متن فيلم لبخواني ميکردم. . .»
«پوران وفادار» برادر زادۀ «مجيد وفادار»، که خود نيز دستي در موسيقي داشت و يکي دو سالي هم با نام هنري «فيروزه» از خوانندگان راديو بود، درباره خاطرات خود از ترانۀ «مرا ببوس» ميگويد: «. . . «هاله [حيدر رقابي] شاعر اين ترانه، به دليل فعاليتهاي سياسي و طرفداري از مليگراها تحت تعقيب بود و ميخواست از کشور خارج شود. عمويم شعر نيمهکارهاي از او داشت که ميخواست برايش آهنگي بسازد [منظور همان يک بندي شعري است که «پروانه» براي فيلم خوانده] . شبي که به ديدار عمويم آمده بود تا خداحافظي کند، عمويم او را به داخل خانه ميکشاند و از او ميخواهد که اين ترانۀ نيمهکاره را تمام کند. او هم که تحت جدايي از نامزدش و وطنش بود اين ترانه را تمام ميکند. اما ديگر آن شب نميتواند تهران را ترک کند و شب را همانجا ميگذراند. هفته بعد با کمک دوستان و خانواده از تهران خارج، و به سمت آلمان حرکت ميکند.»
در بارۀ اين ديدار شبانه و خداحافظي شتابزده، روايت ديگري به نقل از «بيژن وفادار» پسر «مجيد وفادار» که خود شاهد و ناظر بر آن بوده هست که «نواب صفا» آن را عينا در کتاب خاطرات هنري خود آورده:
«. . . بعد از وقايع بيست و هشتم مرداد،
به آقاي «رقابي» بيست و چهار ساعت مهلت
داده بودند که از ايران خارج شود. ايشان
عضو جبهۀ ملي بود و در دبيرستان
دارالفنون تحصيل ميکرد و سني در حدود
بيست سال داشت.
از خواندن اين روايتها به نظر ميرسد
«حيدر رقابي» جوان با ذوق و طبعي که
داشته، مجموعهاي از سرودههاي خود را
با عنوان «آسمان اشک» در «انتشارات
اميرکبير» بهچاپ ميرساند [سال 1329].
سرودهاي با نام «مرا ببوس» در اين دفتر
شعر هست که مورد توجه آهنگساز معروف آن
دوران «مجيد وفادار» قرار ميگيرد.
با کنار هم گذاشتن روايتهايي که از اين
ديدار شتابزده و فوري، و تقريبا
نيمهپنهان حاصل ميشود، ميتوان به اين
نتيجه رسيد که:
«حيدر رقابي» با ذوقي که در سرودن
شعر داشته، دفتري از اشعار خود را
به چاپ ميرساند که قطعهاي با نام
«مرا ببوس» نيز در ميان آنها بود.
اين مجموعه با نام «آسمان اشک»
منتشر ميشود.
يکي از محسنات «ياد نگاري» و
«خاطرهنويسي» آن است که بعدها با جمع و
فراهم کردن آنها ميتوان رخداد واقعهاي
را از چند منظر متفاوت ديد، و هم در
ترتيب و توالي رويدادها آنها را بازسازي
و بررسي کرد.
از شايعات و افسانههايي که مردم، و
از قلمپردازيها و صحنهسازيهايي
که دوستان دور و نزديک، در بارۀ اين
ترانه ساخته و نوشتهاند که بگذريم،
باز ميرسيم به همان قضيۀ سادهاي
که در لابلاي اينهمه تناقصگوييها
وجود دارد و گفتيم.
گفتيم که فيلم «اتهام» در
خرداد ماه سال 1335، به نمايش عمومي
در آمد. اما ترانۀ «مرا ببوس» با
صداي «پروانه» در آن فيلم، چندان
مطرح نشد. اما نوشتهاند که «آهنگ و
شعرش بسيار مورد توجه
موسيقيدانها، و از آنجمله «پرويز
ياحقي» قرار گرفت. «پوران وفادار»
با اشاره به همين موضوع، در روايت
خود از چگونگي اجراي اين ترانه با
صداي «حسن گلنراقي» ميگويد:
«حسن گلنراقي» در پايان عمر خود،
گرفتار بيماري فراموشى [آلزايمر] و
تومور مغزى شد، و بهرغم تلاش
پزشكان، در مهر ماه سال هزار و سيصد
و هفتاد و دو، در
تهران درگذشت و در گورستان قديمي
«امامزاده طاهر» واقع در «مهرشهر
کرج» به خاک سپرده شد. ***
در پانويسي که در ادامه خواهيد
خواند، رواي اين حکايت قصد جمعآوري
خاطراتي را دارد که بهشکل مکتوب در
کتابهاي مختلف چاپ و منتشر شده.
خاطراتي که بهنوعي با «ترانه مرا
ببوس» پيوند دارد، و با به احراي آن
در موقيعت و مناسبتهاي مختلف اشاره
شده، و همچنين آن دسته از شايعه و
رواياتي که «افسانههاي پيرامون
ترانۀ مرا ببوس» نام دارد. *** پانويس مفصل مربوط به ترانۀ «مرا ببوس» در سه شکل نوشتاري، ديداري و شنيداري! ***
|
|
|||||
|
|
|||||||