بایگانی دسته: یادمانده‌ و تاریخچه‌ها

حکایت «فروغ فرخزاد» و چاپ کتاب «اسیر»

(اولین اثرم را به امیر عزیزم تقدیم می‌کنم، تا قضاوت او در مورد من چه باشد! فروغ فرخ‌زاد ۱۳۳۴/۵/۱۵)
دست‌نویس «فروغ» در تقدیم‌نامهٔ نسخه‌ای از کتاب «اسیر» به برادر بزرگ خود «امیرمسعود فرخ‌زاد».

این تصویر و زیرنویس آن‌ را فکر کرده بودم به بهانهٔ تاریخ پانزدهم مرداد ماهی که دارد در بخش «همین روز در آن‌سال» بگذارم. در دوباره خوانی مطالب مربوط به کتاب «اسیر» اما دیدم روایت بخش‌هایی از آن می‌تواند ضمن اینکه پیشینه‌ای بر چاپ این کتاب باشد، گزارش وضعیتی از حال و روزگار خود «فروغ» در چمبر هزار خمی که گرفتارش بود هم بشود.

ادامه‌ی خواندن

شهیار قنبری (صدای شاعر) من نباید به تو تسلیم شوم.

امروز ششم مرداد ماه، سالگشت زادروز «شهیار قنبری» شاعر و ترانه‌‌سرای معاصر است. او در پا گرفتن «ترانهٔ‌ نوین» و اعتبار «ترانهٔ معترض» جایگاهی ویژهٔ‌ خود دارد.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ اولین ترانهٔ خوانندگان ایرانی

حتما شما هم به این فکر کرده‌اید که اطلاعات عمومی بسیاری از ما از اینکه اولین فیلم فلان کارگردان کدام بود؛ و یا کدام بازیگر با کدام فیلم پا به عرصه‌ی سینما گذاشت بیشتر از آگاهی از اولین کار فلان ترانه‌سرا یا آهنگ‌ساز است.

ادامه‌ی خواندن

فریدون مشیری ـ کوچه (تاریخچه و مجموعهٔ ترانه‌ها)

شعر «کوچه»، اولین بار در اردیبهشت‌ماه ۱۳۳۹ خورشیدی در هفته‌نامۀ «روشنفکر» به‌چاپ رسید. با این‌که شاعر این شعر را برای خوانده شدن به‌شکل ترانه نسروده بود؛ ولی چنان مورد پسند اهل موسیقی واقع شد که بعدها چند اجرای متفاوت با صدای خوانندگان مختلف از آن ساخته و اجرا شد. شما هم اگر نمونه‌هایی دیگری جز آنچه در این جعبۀ موسیقی می‌شنوید سراغ دارید، بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.

ادامه‌ی خواندن

سیمین بهبهانی: دوباره می‌سازمت وطن (تاریخچهٔ‌ شعر)

«دوباره می‌سازمت وطن» را «سیمین بهبهانی»، سه سالی پس از انقلاب، در آخرین روزهای اسفندماه سال ۱۳۶۰ سرود. سی سال بعد در فروردین ۱۳۹۰،‌ وقتی «باراک اوباما» رئیس‌ جمهوری آمریکا در پیام نوروزی خود خطاب به ایرانیان، ترجمهٔ‌ دو بیت از این شعر را چاشنی تبریک خود کرد کارش به رسانه‌های گروهی فارسی‌زبان هم کشیده شد. بیشتر ما اما این شعر را در اجرای ترانه‌ای که «داریوش اقبالی» با آهنگی از ساخته‌های خود بر این سروده خواند به‌یاد می‌آوریم.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ ترانه‌سرود «خون ارغوان‌ها»

همانطور که می‌دانید بر وزن شعر ترانۀ «نوای چوپان» و ملودی آهنگ آن [+]، سال‌ها پیش ترانه‌سرودی ساخته شد که بیشتر در جمع گروهی از زندانیان سیاسی خوانده می‌شد. سرودی که بعدها در مجموعه‌ای با نام «آفتاب‌کاران جنگل» به‌شکل نوار کاست در اوایل انقلاب سال ۱۳۵۷ منتشر شد.

ادامه‌ی خواندن

پوران: تکدرخت (مجموعه ترانه‌ها)

«طوفان از من چه شاخه‌ها شکسته»
(پیشینۀ ترانۀ «تکدرخت» و ریشه‌های آن)

ادامه‌ی خواندن

از «جمعه» تا «جمعه» (تاریخچهٔ ترانهٔ جُمعه)

در مجموعۀ ترانه‌های خوانده و اجرا شده ـ از آغاز تا امروز ـ ترانه‌های ماندگاری نیز هست که به نوعی با بخشی از تاریخ سیاسی ـ اجتماعی دوران ما، یا با دوره‌ای از جوانی و خاطرات ما پیوند دارد و هنوزا هنوز همپای یاد و خاطره‌های ماست.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ‌ ترانهٔ‌ «بردی از یادم» (مجموعهٔ‌ ترانه‌ها)

اما این هم راست است که ترانه‌های ماندگاری هم هست که داستان چگونگی ساخته شدن آن را که می‌خوانیم گرچه باور کردنی نیست،‌ ولی حقیقت دارد. ترانهٔ همیشه ماندگار «بُردی از یادم» با صدای «دلکش» یکی از آن معدود ترانه‌هاست. حکایت آن روز سه‌شنبه از زمستان آن‌سال و قضایای کله‌پاچه و خواب بعدازظهر و چای بعد از آن را به روایت «پرویز خطیبی» [ترانه‌سرا] بخوانید.

ادامه‌ی خواندن

«تُرنا»، یادگاری مانده از ماه رمضان‌های سال‌های دور (۲)

محمود استاد محمد (نمایشنامه‌نویس، بازیگر، پژوهشگر)

پس از خلاصه‌ای که در معرفی تاریخچۀ «ترنا» و شکل کلی اجرای آن آمد [+] در ادامه با مشخصات وسائل و لوازمات  «تُرنا» آشنا می‌شویم. این مقالۀ پژوهشی به سعی و قلم «محمود استادمحمد» جمع‌آوری و نوشته شده است.

ادامه‌ی خواندن

«تُرنا»، یادگاری مانده از ماه رمضان‌های سال‌های دور (۱)

محمود استاد محمد (نمایشنامه‌نویس، بازیگر، پزوهشگر)

«محمود استادمحمد» را اکثر ما با ایفای نقش «خر» در نمایشنامۀ «شهر قصه» می‌شناسیم. حال اینکه او خود نیز نویسنده و از کارگردان‌های مطرح تئاتر است اولین کار نمایشی او «آسیدکاظم» نام داشت که اولین نمایش آن در دی‌ماه سال ۱۳۵۰ بود. این نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای به لحاظ توفیقی که در اجرای عمومی داشت، همان سال به شکل نمایش تلویزیونی ضبط و سال بعد در شبکۀ سراسری تلویزیون ملی ایران به نمایش در آمد.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ «سرود آفتابکاران» (سر اومد زمستون)

دیشب هنوز زمانی از انتشار مطلب مربوط به سالروز تولد «نادر نادرپور» و شعر «آن زلزله‌ای که خانه را لرزاند» نگذشته بود [+]، که خبر آمد «توفان» هم درگذشت. یادم افتاد به اولین آلبوم مستقلی که از او به بازار آمد و خاطرۀ آن سرود معروف و آشنایی که بازخوانی کرده بود برایم زنده شد. نمونه‌هایی از این ترانه‌سرود را همراه با متن و سابقه‌ی آهنگ آن گذاشتم. شاید خواستید بخوانید و بشنوید!

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ «روز جهانی کارگر»

حکایت «پیتزای آمریکایی» و «کارگر ایتالیایی»
 یا «روز جهانی کارگر» و «اول ماه مه»!

اندر تعریف ویژگی‌های آمریکایی جماعت یکی هم اشاره به این خصلت آنهاست که ایده و ابتکار و دستاوردهای دیگر ملل را می‌گیرند، در ابعاد آن دست می‌برند و با «بیگ» و گنده کردن آن «آمریکایی»اش! می‌کنند. از آن جمله است مثلا پیتزای آمریکایی! که تفاوتش با اصل آن که از ایتالیا آمده و می‌آید در کت و کلفت و پت و پهن بودن آن است و بس.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ سرود «بهاران خجسته‌باد!»

تاریخ این ایام را
هر کس که خواهد خواند،
جز این سخن از ما نخواهد راند:
این نسل سر در گم،
بر توسن اندیشه‌هاشان لنگ،
فرسنگ در فرسنگ
جز سوی ترکستان نمی‌رانند
تاریخ پیش از خویش را باری  نمی‌خوانند.
«ع. شجاع‌پور»

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانه «وحدت» به روایت «اسفندیار منفردزاده»

«وحدت»، نام یکی از ترانه‌های ماندگاری‌ست که با صدای «فرهاد» اجرا شده است. این ترانه که اغلب مردم آن را با عنوان «محمد» نیز می‌شناسند همزمان با روزهای تاریخ‌ساز انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ منتشر شد. شعر آن سروده‌ای از «سیاوش کسرائی» بود و آهنگش از ساخته‌های «اسفندیار منفردزاده».

ادامه‌ی خواندن

پیشینۀ نام و افسانۀ «آرش» در ادبیات ایران

قدیم‌ترین مأخذی که از «آرش» در آن یاد شده «یَشتِ هشتم» در «کتاب اوستا» است که به «تیریَشت» نیز مشهور است. بند ششم از این یَشت به تیری اشاره می‌کند که «آرش» از کوه «اَیریو خشَوثه» [۱] به کوه «خوَنوَنت» [۲] پرتاب کرد.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ قطعهٔ «قلب مادر» سرودهٔ «ایرج میرزا»

« قلب مادر »
کلام: ایرج میرزا
نوا: مرتضی نی‌داوود
صدا: قمرالملوک وزیری
نوازندگان: مرتضی و موسی نی‌داوود

ادامه‌ی خواندن

تاریخچۀ گرامافون و صفحۀ موسیقی در ایران (۵)

His Master´s Voice
صفحۀ عتیقۀ لاکی، کو وسیله‌یی که بخواند؟
با نگارۀ سگ و بوقش، حیف اگر خموش بماند
این سگ نشسته به زانو، گو بلاید از سر نیرو
یار غار عهد کهن را، بل ز خواب خوش بپراند

ادامه‌ی خواندن

تاریخچۀ گرامافون و صفحۀ موسیقی در ایران (۳)

در مرور تاریخچۀ صدای خوانندگان ایرانی بر روی صفحۀ موسیقی، به صفحاتی برمی‌خوریم که مربوط به قبل از شروع فعالیت کمپانی‌های تهیه و تولید صفحۀ موسیقی در ایران می‌شود. این صفحه‌ها غالبا در هند یا سوریه و لبنان ضبط و تکثیر شده است. برای این امر خواننده به همراه اعضای ارکستر و نوازندگان باید رنج سفر تا آن کشور را به‌جان می‌خریدند تا به مصداق «تنها صداست که می‌ماند»، بتوانند صدای خود و سازهایشان را بر آن صفحۀ مدور سیاه ماندگار کنند.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچۀ گرامافون و صفحۀ موسیقی در ایران (۲)

با استقبال مردم از گرامافون، و با علاقه‌ای که برای شنیدن حتی این صدای ناموزون و نامیزان نشان می‌دادند، کمپانی در صدد وارد کردن دستگاه‌های بهتر و پیشرفته‌تر برآمد، تا آنجا که توانست گرامافون «هیز ماسترز ویس» [His Masters Voice] و یا آنچنان که مردم کوچه و بازار می‌نامیدند «سگ‌نشان» را در دو نوع بوقی و کیفی، وارد بازار کند.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچۀ گرامافون و صفحۀ موسیقی در ایران (۱)

گرامافون از زمان اختراعش در سال ۱۸۷۷ میلادی که با نام «فونوگراف» به بازار آمد، تا سر در آوردنش از ایران و رواج آن، سه دورۀ مشخص را طی کرده است.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ ترانهٔ معترض در ایران

هفدهم شهریور ماه، مصادف است با سالگرد واقعه‌ای که بعدها به «حمعۀ سیاه» شهرت یافت و به سال ۱۳۵۷ در «میدان ژاله» در تهران اتفاق افتاد. روزی که در حافظۀ نسل ما از جمله با ترانۀ «جمعه» پیوندی همیشه دارد.

ادامه‌ی خواندن

منوچهر همایون‌پور ـ از «نوای چوپان» تا «خون ارغوان»

عزت‌الله انتظامی و منوچهر همایون‌پور

اگر فهرستی از نام ترانه‌خوانان داشته باشیم که شروع فعالیت‌ هنری و خوانندگی‌شان از آغاز کار رادیو در دهه‌های بیست تا پایان سال ۱۳۷۵ باشد، می‌بینیم تعداد آنهایی که از یکی دو یا سه ترانه بیشتر نخوانده‌اند، زیاد نیستند. نام‌آشناترین آنها برای همگان «حسن گلنراقی» است با اجرای تک‌ترانۀ «مرا ببوس» [+] و کمتر شناخته‌ترین‌شان شاید «منوچهر همایون‌پور» که او نیز چندی پیش رخت از میان ما بربست و رفت.

ادامه‌ی خواندن

یادی از «برنامۀ کودک» رادیو ایران (۳)

دکتر منوچهر «معین افشار» اولین سرپرست برنامهٔ کودک رادیو ایران

برنامۀ کودک رادیو از خردادماه سال ۱۳۳۵ به‌وجود آمد که این برنامه به مدت سه دقیقه اجرا می‌گردید و به‌علت کمی وقت در آغاز ایجاد این برنامه، موسیقی و ترانه برای کودکان اجرا نمی‌شد اما پس از گذشت حدود شش ماه کم‌کم برای کودکان برنامه‌های موسیقی ترتیب دادند و ارکستری که آهنگ‌های خوانندگان رادیو را می‌نواخت در هفته یک‌بار نیز برای کودکان موسیقی می‌زد و خوانندگان برنامۀ کودک سیمابینا، عهدیه، آلیس الوندی و هیلدا بودند.

ادامه‌ی خواندن

یادی از «برنامۀ کودک» رادیو ایران (۲)

شروع برنامۀ کودک در رادیو، با صدای «فضل‌الله صبحی مهتدی» بود. این برنامۀ پانزده دقیقه‌ای، با کلام «سلام بچه‌ها» آغاز می‌شد و در اصل بازگویی قصه‌ای قدیمی و فولکوریک بود. آنچه که بعدها با نام «قصه‌های صبحی» جمع‌آوری و در دو جلد به‌چاپ رسید. نام این برنامه «برنامۀ کودکان و داستان» بود.

ادامه‌ی خواندن

یادی از «برنامۀ کودک» رادیو ایران (۱)

دکتر «معین افشار» اولین سرپرست برنامهٔ کودک رادیو ایران

پیش درآمد:
سالها پیش، فیلمی می‌دیدم با بازی «جری لوئیس»، به‌نام «کشتی رو به باد ندی!».
حکایت گروهانی نظامی از نیروی دریایی بود که با ناوی عظیم‌الجثه و جنگی، ضمن انجام ماموریتی، جایی در اسکله‌ای لنگر می‌اندازند. گروهان به ترتیب درجه و سلسله مراتب نظامی، کنار هم به صف می‌ایستند. همه خسته از هفته‌ها روی آب بودن و در عجلۀ اینکه هرچه زودتر خود را به شهر بندری برسانند و دلی از عزا و تنی از کوفتگی درآورند.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ ترانهٔ «مرا ببوس» به روایت «راوی حکایت باقی»

راوی این حکایت قصد جمع‌آوری خاطراتی را دارد که به‌نوعی با «ترانه مرا ببوس» پیوند دارد، و با به اجرای آن در موقعیت و مناسبت‌های مختلف اشاره شده، و همچنین آن دسته از شایعه و روایاتی که «افسانه‌های پیرامون ترانۀ مرا ببوس» نام دارد. حکایاتی که در نبود روایت درست از ماجرا، خود به‌جای تاریخ و واقعیت نشسته‌اند و ملاک قرار می‌گیرند.

حال اینکه چرا نه فقط تاریخ و سابقۀ این ترانه، که واقعیت خیلی از رخدادهای فرهنگی ادبی سیاسی کشور ما، در چنبره‌ای از شایعه و تحریف، و یا غباری از حدس و گمان و اطلاعات شفاهی مغشوش و مخدوش گرفتار و دچار است، خود حدیث دیگری است که بماند.

ادامه‌ی خواندن

مرا ببوس (آخرین وداع در شب تیرباران)

از شایعات همه‌گیر مربوط به ترانۀ «مرا ببوس» یکی هم آنکه در همان ایام، مردمان گفتند و باور کردند که شعر این ترانۀ غمگین و درعین حال شورانگیز را سرهنگ ژاندارمرى «عزت الله سیامک»، از رهبران سازمان نظامی حزب توده ایران، پیش از اعدام در۲۷ مهر ماه ۱۳۳۳  در زندان و در وصف سرنوشت غم‌انگیز افسرانی که اعدام می‌شدند، سروده است.

ادامه‌ی خواندن

ترانهٔ «مرا ببوس» در نوشته‌ها

راوی این حکایت قصد جمع‌آوری خاطراتی را دارد که به‌شکل مکتوب در کتاب‌های مختلف چاپ و منتشر شده. خاطراتی که به‌نوعی با «ترانه مرا ببوس» پیوند دارد، و با به اجرای آن در موقعیت و مناسبت‌های مختلف اشاره شده، و همچنین آن دسته از شایعه و روایاتی که «افسانه‌های پیرامون ترانۀ مرا ببوس» نام دارد. حکایاتی که در نبود روایت درست از ماجرا، خود به‌جای تاریخ و واقعیت نشسته‌اند و ملاک قرار می‌گیرند.

ادامه‌ی خواندن

ترانهٔ «مرا ببوس» در سروده‌ها

گرچه خلق «ترانه» در تلفیقی از شعر و موسیقی و صدا شکل می‌گیرد، و غالبا در یک مثلث هنری مرکب از «ترانه‌سرا»، «آهنگساز» و «خواننده» تکمیل و عرضه می‌شود، ولی گویا نزد ما ایرانیان، این بیشتر «خوانندۀ» ترانه است که شناخته شده‌تر است، و ما غالبا ترانه مورد نظرمان را با نام خوانندۀ آن به‌یاد و زبان می‌آوریم. مثل: «الهۀ ناز بنان»، «جمعۀ فرهاد» و «مرا ببوس گلنراقی».

ادامه‌ی خواندن

مرا ببوس (آتش‌ها در کوهستان‌ها)

«ناصر انقطاع» در بخشی از کتاب «پان ایرانیست‌ها و پنجاه سال تاریخ»، جدا از شرح دوستی و مراوادت خود با «حیدر رقابی» و آنچه که به سرودن شعر «مرا ببوس» مربوط می‌شود، [+] در ضمن اشاره‌ای هم دارد به ماجرایی که به‌نوعی با یک بیت از این ترانه پیوند می‌یابد. ماجرای آتش‌افروزی طرفداران «دکتر مصدق» در بلندی‌های «قله توچال» و «پس‌قلعه» در شمال تهران.

ادامه‌ی خواندن

پروانه ـ مرا ببوس (ترانهٔ فیلم اتهام)

شهین ، داریوش کوشان و ناصر ملک‌مطیعی  ـ فیلم «اتهام» (سال ۱۳۳۵)

ترانۀ «مرا ببوس» در یکی از صحنه‌های فیلم با صدای «پروانه»، و با لب‌خوانی «ژاله علو» خوانده می‌شود. در آن فیلم «ژاله علو» نقش زنی را داشت که شوهر سابقش را به سزای خیانتی که به او کرده رسانده، و حالا پس از ماجراهای بعدی عاقبت خود را به پلیس معرفی کرده است. در صحنه‌ای که زن با دختر کوچک خود وداع می‌کند و به سوی زندان و مجازات روانه می‌شود، این ترانه را می‌خواند.

ادامه‌ی خواندن

مرا ببوس ـ روایت ناصر انقطاع

آنچنان که در کتاب «پان ایرانیست‌ها و پنجاه سال تاریخ» نوشتۀ «ناصر انقطاع» آمده، سرایندۀ ترانۀ «مرا ببوس»، دل در گرو مهر دختری هنرمند شعرشناس داشته که باهم در مبارزات ملی شدن نفت و نهضت مقاومت فعالیت می‌کردند. دختری که الهام‌بخش شاعر در آفرینش آن ترانه بوده. در بخش مربوط به «داستان ترانۀ مرا ببوس» که در آن کتاب آمده، می‌خوانیم:

ادامه‌ی خواندن

مرا ببوس (بخش دوم) ستاره مُرد

گفته‌اند: «ترانۀ «مرا ببوس»، نه تنها «مجید وفادار» و «حیدر رقابی» را به اوج شهرت رسانید، که همین نقش را در مورد خواننده گمنام خود «حسن گلنراقی» ایفا کرد. خواننده‌ای که یک‌شبه به اوج رسید و بی‌آنکه ترانه‌ای دیگر بخواند، نام خود را در فهرست خوانندگان «نام‌آور» نگاه داشت. . .»

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانهٔ «مرا ببوس» از آغاز تا امروز

در سرنوشت یک ملت، و در تاریخ هنر، گاه اثری چنان روح زمانه را تصویر می‌کند، و چنان حس و جان مردمان را بیان می‌کند که به‌عنوان جزئی پایدار از فرهنگ و تاریخ یک ملت، همواره برجا می‌ماند. ترانۀ «مرا ببوس» چنین بود. دو نسل از جامعۀ ما، درد و حزن و اندوه و شکست و مرگ خود را با ترانۀ «مرا ببوس»، و با صدای حسن گلنراقی گریستند.

ادامه‌ی خواندن

نگاهی به تاریخچهٔ سانسور ترانه‌ در ایران (مُرغ سحر)

«سانسور» با اینکه لغتی فرانسوی است و در اصل از آن کشور و زبان آمده، ولی چنان در مناسبات اجتماعی و بافت فرهنگی و هنری ما ایرانیان جا افتاده و خوش نشسته، که انگار از همان اول کلمه‌ای فارسی بوده و در معنای این لغت، نمونه‌های فراوان ایرانی‌ آن می‌تواند بهترین و رساترین آنها باشد.

ادامه‌ی خواندن

شهر، شهر فرنگه، از همه رنگه، خوب تماشا کن!

به شهادت تاریخ، ایران در شمار اولین کشورهایی است که سینما را شناخت و با علاقه و مستمر به این هنر پرداخت.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ‌ سرود ملی (عمو سبزی‌فروش) بخش سوم

در ادامهٔ‌ تاریخچهٔ «سرود ملی» [سلام شاهنشاهی] به نقل از آقای «رضا نیازمند»، در فصلنامهٔ‌ ره‌آورد، یادداشت دیگری به قلم دکتر «بابک رضایی» از لندن، به نقل از دکتر «جلال گنجی» در بارۀ سابقۀ اجرای «سرود ملی» و خاطرۀ او از آن مراسم، به دفتر «فصلنامۀ ره آورد» می‌رسد که در شمارۀ بعدی آن نشریه به این شرح به چاپ رسیده است.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ «سرود شاهنشاهی» در ایران (بخش دوم)

قبل از پرداختن به سابقه و تاریخچۀ اولین «سرود ملی» در ایران، شاید بد نباشد اشاره‌ای کنیم به آنچه که در زمان «ناصرالدین‌شاه» به‌عنوان «سلام شاهی» اجرا می‌شده، و آن قطعه موسیقی بدون کلامی بوده که به سفارش پادشاه اسلام‌پناه، توسط ژنرال نظامی موسیو «لومر» فرانسوی، مدیر «شعبۀ موزیک»، در «مدرسۀ دارالفنون» ساخته شده بود. این قطعه موسیقی که در همان زمان روی صفحۀ گرامافون هم ضبط شد را در مراسم رسمی، و سلام شاهنشاهی می‌نواختند.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ‌ سرود ملی (سرود ای ایران) بخش اول

چنانچه خبر داشته باشید، چندی پیش مصادف بود با شصتمین سالگرد تولد! و یا بهتر گفته باشیم خلق و اجرای سرود معروف «ای ایران» که به تعبیری شاید بتوان آن را «سرود ملی غیر رسمی ایران» نامید.

ادامه‌ی خواندن

حکایت معجزۀ آن گاو در تبریز و قضایای اهدای این چلچراغ!

قندیل فروزی به شب قدر به مسجد
مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا

این بیت از «ناصر خسرو» را به خاطر داشتم که حکایت «قندیل افروزی» یا همان چلچراغ روشن کردن است در شب قدر به مسجد، و اینکه آنجا به یمن این چلچراغ، چون روز روشن می‌شود ولی دل سیاه است به غایت چون شب یلدا، و یادم آمد از جریان معروف به «معجزه گاو» که روزی روزگاری در «تبریز» رخ داد و آن را «نادرمیرزا» یکی از شاهزادگان قاجار در استناد به دخالت‌های دولت «انگلیس» در امور داخلی مربوط به کشور ایران در یادداشت‌های خود مکتوب کرده و خواسته تا شاهد بیاورد که چطور دولت فخیمه بریتانیا در همسوئی و با کمک آخوندها و مذهبیون، و بزرگان روحانیت آب به آسیاب جهل و خرافۀ مردم عوام می‌ریخته و در واقع مصداق آن جملۀ معروف «دائی‌جان ناپلئون» که معتقد بود و می‌گفت: «کار، کار انگلیس‌هاست».

ادامه‌ی خواندن

برخیز ای داغ لعنت خورده! (تاریخچهٔ سرود انترناسیونال)

گفته می‌شود تا امروز تنها دو ترانه ـ سرود وجود دارد که بیش از هر آهنگ و سرود دیگری در جهان خوانده و شنیده شده است. اول بخش پایانی از سمفونی ۹ بتهوون به‌همراه سروده‌ٔ An die Freude [در ستایش شادی] از «شیلر» شاعر آلمانی که به‌صورت آواز جمعی خوانده می‌شود و ما ایرانی‌ها آن را با نام «کورال شادی» می‌شناسیم؛ و دوم سرود «انترناسیونال»، که با روز جهانی کارگر در اولین روز از ماه مه عجین شده است.

ادامه‌ی خواندن