
چرا نگفتی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: محمد شیرخدائی
خواننده: دلکش
من خود مجنون دگرم
کز لیلایم بیخبرم
چون بگشایم لب بهسخن
آتش خیزد از دل من
نازنین! حالم را ببین!
بنگر چه بر سر آمدم که هر دری زدم ترا دگر ندیدم
گوشهای بنشینم غمین
از بس به خاطر تو من، به سرزنش، سخن از این و آن شنیدم
هرگز حرفی ز عشق ما نگفتی
راز دل را به من چرا نگفتی
آن دم رسی به داد من که پژمرد گل مُراد من
چه شد که قصهٔ وفا نگفتی
به باد غم آتش تو فکنده خاکستر من
تو بیخبر از دل من نیامدی در بر من
تا گریان بر دامانت افتادم
چون اشکی از چشمانت افتادم
اکنون با نوای محزونِ جدایی میسازم
رنجور از غمت گشتم آنسان که نشناسی بازم
* * *