ایرج جنتی‌عطایی: پل (صدای شاعر)

ایرج جنتی‌عطایی پل

برای خواب معصومانه‌ی عشق
كمک كُن بستری از گُل بسازیم
برای كوچ شب‌هنگام وحشت
كمک كُن با تن هم، پُل بسازیم

كمک كُن سایه‌بونی از ترانه
برای خوابِ ابریشم بسازیم
كمک كُن با كلام عاشقانه
برای زخم شب، مرهم بسازیم

بذار قسمت کنیم تنهایی‌مونو
میونِ سفره‌ی شبِ تو با من
بذار بین من و تو، دستای ما
پُلی باشه واسه از خود گذشتن

تو رو می‌شناسم ای شبگرد عاشق
تو با اسم شب من، آشنایی!
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی

تو رو می‌شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكُن با هِق‌هِق من
تنِ شكسته‌تو بسپار به دستِ
ـ نوازش‌های دست عاشق من

به دنبال كدوم حرف و كلامی؟!
سكوتت گفتن تمام حرف‌هاست!
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت، قلب عاشق‌های دنیاست

بذار قسمت کنیم تنهایی‌مونو
میونِ سفره‌ی شبِ تو با من
بذار بین من و تو، دستای ما
پُلی باشه واسه از خود گذشتن

تو با تن‌پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه‌های شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی!

كمک كُن جاده‌های مِه گرفته
منِ مسافرو از تو نگیرن!
كمک كُن تا كبوترهای خسته
رو یخ‌بستگی شاخه نَمیرن!

كمک كُن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمک كُن تا برای هم بمونیم
كمک كُن تا برای هم بمیریم

کسی به یاد مریم‌های پَرپَر
کسی به فکر کوچ کفترا نیست
به فکر عاشقای دربدر باش
که غیر از ما، کسی به فکر ما نیست

بذار قسمت کنیم تنهایی‌مونو
میونِ سفره‌ی شبِ تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

* * *

error: Content is protected !!