
دختر همسایه
شعر: مهدی پرنگ
آهنگ: علیرضا خواجهنوری
خواننده: ناصر صبوری

دختر همسایه
شعر: مهدی پرنگ
آهنگ: علیرضا خواجهنوری
خواننده: ناصر صبوری

وقتی میخندی
ترانهسرا: محمدعلی شیرازی
آهنگساز: سلیمان اکبری
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار: تابستان ۱۳۴۹
شادی جان منی وقتی داری میخندی!
هَههَه، هوهو!
شاخهی یاسمنی وقتی داری میخندی!
هَههَه، هوهو!
ای که لب تازهتر از غنچهی لاله داری
غنچه رو وا میکنی، وقتی میخندی!
گرچه همتا نداری، مثل گل بهاری
راستی غوغا میکنی، وقتی میخندی!
وقتی لبت آویزهی خنده میبنده
بر روی من، چهرهی این دنیا میخنده!
تو رو به خدا ای زیبای من!
بیا که بخنده لبهای من
بخند و بخندون دنیای من!
هَههَه، هوهو!
هَههَه، هوهو!
♫ LP Cover ♫
* * *

گل پامچال
شعر: جعفر مهرداد
آهنگ: محلی گیلکی
خواننده: عزت روحبخش
* * *

کیه، کیه در میزنه!؟
شعر و ملودی: علیاکیر شیدا
تنظیم آهنگ: جواد معروفی
خواننده: پوران
عقربِ زلف کجت با قمر قرینه
تا قمر در عقربه کار ما چنینه
کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه
در و با لنگر میزنه من دلم میلرزه
ای پری بیا در کنار ما جانِ خسته را مرنجان
از بَرم مرو، خصمِ جان مشو، تا فدای تو کُنم جان
نرگسِ مستِ تو و بختِ من خرابه
بختِ من از تو و چشمِ تو از شرابه
کیه کیه در میزنه من دلم میلرزه
در و با لنگر میزنه من دلم میلرزه
* * *

تاریخ ترانهسرایی در موسیقی معاصر ایران با نام علیاکبر شیدا آغاز میشود. او تنها تصنیفساز شناختهشده، قبل از عارف قزوینی بود.

ترانه «دل دیوانه» را جز «ویگن» خوانندگان دیگری هم نیز بازخوانی کردهاند. مجموعهای فراهم از این ترانه را در اجراهای متفاوت و با صدای خوانندگان مختلف بشنوید.

پس از این زاری مکُن، هوس یاری مکُن
تو ای ناکام، دل دیوانه!
با غم دیرینهام، به مزار سینهام
بخواب آرام. دل دیوانه!
. . .
با تو رفتم، بیتو باز آمدم
از سر کوی او، دل دیوانه
پنهان کردم، در خاکستر غم
آنهمه آرزو. دل دیوانه!
چه بگویم با من ایدل، چها کردی!؟
تو مرا با عشق او آشنا کردی
پس از این زاری مکُن، هوس یاری مکُن
تو ای ناکام، دل دیوانه!
با غم دیرینهام، به مزار سینهام
بخواب آرام. دل دیوانه!
پس از این زاری مکُن
هوسِ یاری مکُن
تو ای ناکام دلِ دیوانه
با غمِ دیرینهام
به مزارِ سینهام
بخواب آرام دلِ دیوانه
با تو رفتم بی تو باز آمدم
از سر کویِ او دل دیوانه
پنهان کردم در خاکسترِ غم
آنهمه آرزو، دل دیوانه
چه بگویم با من ای دل چها کردی
تو مرا با عشق او آشنا کردی
پس از این زاری مکُن
هوسِ یاری مکُن
تو ای ناکام دلِ دیوانه
با غم دیرینهام به مزار سینهام
بخواب آرام دلِ دیوانه
* * *

الهه ناز
شعر: کریم فکور
آهنگ: اکبر محسنی
خواننده: غلامحسین بنان
باز ای الههی ناز، با دلِ من بساز
کین غمِ جانگداز برود ز بَرم
گر دلِ من نیاسود، از گناهِ تو بود
بیا تا ز سرِ گُنهت گذرم
باز میکُنم دستِ یاری به سویت دراز
بیا تا غم خود را با راز و نیاز، ز خاطر ببرم
گر نکُند تیرِ خشمت دلم را هدف
به خدا همچو مرغِ پُر شور و شعف به سویت بپَرم
آن که او به غمت دل بندد چون من، کیست!؟
نازِ تو بیش از این بهرِ چیست!؟
تو الههی نازی، در بزمم بنشین!
من تو را وفا دارم بیا که جز این نباشد هُنرم
این همه بیوفایی ندارد ثمر
به خدا اگر از من نگیری خبر، نیابی اثرم
* * *
خاطرهنوشتهای از عکاس تصویر مرضیه بر مزار غلامحسین بنان
* * *

شکار آهو
شعر: محلی
تنظیم آهنگ و ارکستر: گروه اعجوبهها
خواننده: جمشید علیمراد
میخوام برم کوه، شکار آهو
تفنگ من کو لیلیجان، تفنگِ من کو
بالای بومی، کفتر پرونی
شستت بنازم لیلیجان خوب میپرونی
روی چو ماهت، تیر نگاهت
بُرده دل از من لیلیجان، چشم سیاهت
هر دم بگردم دره به دره
مانند آهو لیلیجان گمکرده گله
بالای پُشتی، عاشق رو کُشتی
با خون عاشق لیلی جان نامه نوشتی
* * *

نوروز (والس نوروزی)
شعر فارسی و خواننده: احمد عاشورپور
شعر گیلکی و آهنگساز: جهانگیر سرتیپپور
بهار آمد سوار آمد به مرکب نوروز خورشید تابان [یوهو]
خوشم خوشم که عمر دی سر آمده رنجم بگرفته پایان [یوهو]
بیا که خوش کنم دلم به روی تو شادم کن در این نو بهاران
دور سرما رفته غم به یک جا رفته
پا بکوبیم یاران
به من و تو بادا سال نو فرخنده
به سال نو گردد ما را لب پر خنده
ستارهی بختت چون مهر تابنده
به همه کسان، به همه یاران، خوش و خرم روزگاران
پای هفتسین رو به آیینه خوشتر چه باشد
شمع و جمع و جام زرینه خوشتر چه باشد
عیدی از آن یار دیرینه خوشتر چه باشد
گیرم در آغوشش
میگویم در گوشش
صد سال به این سالها
* * *
فهیمه اکبر و ترانههای گیلکی او
* * *

دو بیتیهای بابا طاهر عریان
عبدالوهاب شهیدی
(آهنگ روز)
● دوبیتیها بخش اول
مو آن مستم که از پا سر نزونم
سر و پایی به جز دلبر نزونم
دلارامی کز او گیره دل آرام
به غیر از ساقی کوثر نزونم
بهارم بیخزون ای گلبُنِ مو
چه غم کنده ببو بیخ و بُن مو
برس ای سوتهدل یکدم به دردم
تهای امروز دلتازهکُن مو
گلستان جای تو ای نازنینم
مو در گلخن به خاکستر نشینم
چه در گلشن، چه در گلخن، چه صحرا
چو دیده واکرم جز ته نوینم
هزاران غم به دل اندوته دیرم
به سینه آتشی افروته دیرم
به یک آه سحرگاه از دل تنگ
هزاران مدعی را سوته دیرم
مو کز سوتهدلانم چون ننالم
مو کز بیحاصلانم چون ننالم
نشسته بلبلان با گل بنالند
مو که دور از گلانم چون ننالم
دلم دور است و احوالش نزونم
کسی خواهم که پیغومش رسونم
خداوندا ز مرگم مهلتی ده
که دیداری به دیدارش رسونم
دلی نازک مثال شیشهام بی
اگر آهی کشم اندیشهام بی
سرشکم گر بود خونین عجب نیست
مو آن دارم که در خون در ریشهای بی
دلم بیوصل ته شادی مبیناد
ز درد و محنت آزادی مبیناد
خرابآباد دل بیمَقدم تو
الهی هرگز آبادی مبیناد
تن محنتکشی دیرم خدایا
دل با غم خوشی دیرم خدایا
ز شوق مسکن و داد غریبی
به سینه آتشی دیرم خدایا
بهار آیو به هر شاخی گلی بی
به هر لاله هزاران بلبلی بی
به هر مرزی نیارم پا نهادن
مبو کز مو بتر سوتهدلی بی
نسیمی کز بُن آن کاکل آیو
مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو
چو شو گیرم خیالش را در آغوش
سحر از بسترم بوی گل آیو
دو زلفونت بود تار ربابم
چه میخواهی از این حال خرابم
ته که با مو سر یاری نداری
چرا هر نیمهشو آیی به خوابم
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به دریا بنگرم دریا ته وینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته وینم
بخوان ای نی که غمخوار منی، تو
بسوز ای سینهی تبدار منی، تو
نمیگویم چرا مینالی ای دل
بنال ای دل که بیمار منی، تو
● دوبیتیها بخش دوم
بیته یارب به بستان گل مرویاد
و گر روید کسش هرگز مبویاد
بیته هر کس به خنده لب گشاید
رخش از خون دل هرگز مشویاد
شب تاریک و سنگستان و مو مست
قدح از دست من افتاد و نشکست
نگهدارنده اش نیکو نگه داشت
وگرنه صد قدح نفتاده بشکست
ته دوری از برم دل در برم نیست
هوای دیگری اندر سرم نیست
به جان دلبرم کز هر دو عالم
تمنای دگر جز دلبرم نیست
غم عشقت بیابانپرورم کرد
هوای بخت، بی بال و پرم کرد
به مو گفتی صبوری کُن! صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
دگر شو شد که مو جونم بسوزه
گریبون تا به دامونم بسوزه
برای خاطر یک سبزه رنگی
همی ترسم که ایمونم بسوزه
بیته اشکم ز مژگان تر آیی
بیته نخل حیاتم بی بر آیی
بی ته در کنج تنهایی شب و روز
نشونم تا که عمرم بر سر آیی
خدایا داد از این دل، داد از این دل
که یک دم مو نگشتم شاد از این دل
که فردا دادخواهان داد خواهند
بگویم ، بگویم صد هزاران از این دل
خوشا آنان که پا از سر نزونن
میون شعله خشک و تر نزونن
کنشت و کعبه و بتخانه و دیر
سرایی خالی از دلبر ندونند
دلی دیرم خریدار محبت
کز او گرم است بازار محبت
لباسی بافتم بر قامت دل
ز پود محنت و تار محبت
غمم غم بی و غمخوار دلم غم
غمم هم مونس و هم یار و همدم
غمم نهله که مو تنها نشینم
مریزا بارک الله مرحبا غم
همه بند تنم مانند نی بی
مدامم درد هجرانت ز پی بی
مرا سوز و گدازه تا قیامت
خدا زونه قیامت تا به کی بی
مو که سر در بیابونم شو و روز
سرشک از دیده بارونم شو و روز
نه تب دیرم، نه جایم میکنه درد
همی دونم که نالونم شو و روز
خداوندا به فریاد دلم رس
کس بیکس تویی مو مانده بیکس
همه گویند طاهر کس نداره
خدا یار موئه چه حاجت کس
دلی دیرم چو مرغ پا شکسته
چه کشتی بر لب دریا نشسته
همه گویند طاهر تار بنواز
صدا چون میدهد تار گسسته
مرا دیوانه و شیدا ته دیری
مرا سرگشته و رسوا ته دیری
نمیزونم دلم داره کجا جای
همی دونم که درب جا ته دیری
* * *