مرضیه: شراره جاویدان

مرضیه شراراه جاویدان

شراره جاویدان
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: مرضیه

مهر منی
ماه منی
به دلبری اگر چه جانکاه منی
ز دلبران تويی که دلخواه منی
من شمع وفای توام
روشن به سرای توام
افسانه‌ی عشق و جنون
افسانه‌سرای توام
بينم که چو من تو غزلخوان شده‌ای

عشق است و غمی که پريشان شده‌ای

سخن بگو فدای لبهای تو، من
که با خبر شوم ز دنيای تو، من
به وقت رفتنم بيا تا که شَوَم
دوباره زنده از تماشای تو، من
من شمع وفای توام
روشن به سرای توام
افسانه‌ی عشق و جنون

افسانه‌سرای توام

غم دلم را کسی نداند
حکايتم را کسی نخواند
تو مهربانی کُن
تو همزبانی کُن
که هر که دم زد از وفا ديدم، نشانی از وفا ندارد
دگر کسی ز جمع اين ياران، محبت تو را ندارد
ز عشق خود مرا بسوزان
نه با جفا، به مهربانی
چنان کز آتشم بمانَد
شراره‌های جاوِدانی

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: چه شد که رفتی

مرضیه چه شد که رفتی

چه شد که رفتی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

رفتی، که هجران آتشی در سینه‌ام ریزد
رفتی، که دود از شعله‌های ناله‌ام خیزد
رفتی، که خوابم روز و شب از دیده بگریزد
به خدای من که نوای من نرسد به گوش تو

نشنیده‌ام سخن وفا ز لبان نوش تو

از من چرا پیمانه بگرفتی تو که بی‌وفا بودی
ای دل تو از روز ازل شاید به غم آشنا بودی
به خدای من که نوای من نرسد به گوش تو

نشنیده‌ام سخن وفا ز لبان نوش تو

تا ناله‌ی سوزان برمی‌خیزد ز ترانه‌ی من
چه بهانه دگر ز جفای تو خوشتر
تا ساز وجودم شور انگیزد به حریم وفا
چه به گوش دلم ز صدای تو خوشتر

به خدای من که نوای من نرسد به گوش تو
نشنیده‌ام سخن وفا ز لبان نوش تو
* * *

الهه: فریاد از تو

الهه فریاد از تو

فریاد از تو
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: الهه

داد از تو! فریاد از تو!
آمد به سرم اینهمه بیداد از تو
دیگر نکُند اهلِ دلی یاد از تو
فریاد از تو، فریاد از تو!

از این دل ـ این غافل ـ
ببین چها کشیدم
چه ناروا کشیدم
مگر چه کرده بودم
که این بلا کشیدم

مگر خدا مرا ز غم کُند رها

به درگهت بنالم یارب، با دلِ شکسته
که من رها شوم از این غم با دلِ شکسته
غریبِ شهر عشقم که آشنا ندارم
چه شد؟ چرا ندارم؟
خدا رسد به دادم که جز خدا ندارم

نه به پایان آرد شبِ مرا سحری
نه دوایی بخشد تبِ مرا اثری
با این دل یارب چه کنم؟
با این تب امشب چه کنم؟

* * *
یادنامه‌ی «سیمین بهبهانی» در این سایت

* * *

مرضیه: در دیار تو

مرضیه در دیار تو

در دیار تو
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

من در سرای تو شوری دگر دارم از جام و پیمانه
هر کس مرا بیند، گوید که باز آمد آن مست و دیوانه
من آنچه گویندم همانم، بی‌خبر از این و آنم در دیار تو
من جز حدیثِ آشنایی از کتابِ دل نخوانم در کنار تو

تو زبان مرا می‌دانی، حال مرا می‌جویی
راز وفاداری را با دل من می‌گویی
دور از تو گشتم از ناتوانی چون تار مویی

تو هم چو من، می‌دانم روز و شب در آتشی
به من بگو از رنج مهجوری چه می‌کِشی
یارب، یارب! تا کِی شکیبایی!؟
عمرم طی شد با عشق و رسوایی

تشنه‌کامی من در سراب هستی گفتگو ندارد
عشق اگر نباشد باغ زندگانی رنگ و بو ندارد
من به گلشنِ مهر و وفا چو بلبل از عشق و صفا زبان گشودم
من در همه جمعی به‌خدا با همه کس در همه‌جا یادِ تو بودم
گر یک حاجت من از خدا بخواهم
تنها یارا تو را، تو را بخواهم

* * *
ترانه‌های بازخوانی‌شده ایرانی (۱) [آ ـ ث]
ترانه‌های بازخوانی‌شده ایرانی (۲) [ج ـ ژ]
ترانه‌های بازخوانی‌شده ایرانی (۳) [س ـ غ]
ترانه‌های بازخوانی‌شده ایرانی (۴) [ف ـ ی]

* * *

پروین:‌ غوغای ستارگان (امشب در سر شوری دارم)

پروین غوغای ستارگان

غوغای ستارگان
(امشب در سر شوری دارم)
شعر: کریم فکور
آّهنگ: همایون خُرم
خواننده: پروین

امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم
رازی باشد با ستارگانم

امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم

از شادی پَر گیرم که رِسَم به فَلک
سرودِ هستی خوانم در برِ حور و مَلّک
در آسمانها غوغا فکنم
سبو بریزم، ساغر شکنم

امشب در سر شوری دارم
امشب در دل نوری دارم

با ماه و پروین سخنی گویم
وز رویِ مَه خود اثری جویم
جان یابم زین شبها

ماه و زُهره را به طرب آرم
از خود بی‌خبرم، ز شَعَف دارم
نغمه‌‌ای بر لبها

امشب یکسر شوق و شورم
از این عالم گویی دورم

* * *
تاریخچهٔ ترانهٔ «غوغای ستارگان» در این سایت

* * *

الهه: خدایا خدایا (گلهای رنگارنگ ۴۹۴)

خدایا خدایا (منم مجنون کویت)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: الهه
گلهای رنگارنگ ۴۹۴

ادامه خواندن الهه: خدایا خدایا (گلهای رنگارنگ ۴۹۴)

error: Content is protected !!