مرا ببوس (بخش دوم) ستاره مُرد

حسن گلنراقی مرا ببوس

گفته‌اند: «ترانۀ «مرا ببوس»، نه تنها «مجید وفادار» و «حیدر رقابی» را به اوج شهرت رسانید، که همین نقش را در مورد خواننده گمنام خود «حسن گلنراقی» ایفا کرد. خواننده‌ای که یک‌شبه به اوج رسید و بی‌آنکه ترانه‌ای دیگر بخواند، نام خود را در فهرست خوانندگان «نام‌آور» نگاه داشت. . .»

ادامه خواندن مرا ببوس (بخش دوم) ستاره مُرد

مرا ببوس (مجموعه‌‌ ترانه‌ها)

مرا ببوس برای آخرین بارچند آهنگ بدون کلام از ترانۀ «مرا ببوس» با ویلون، پیانو، سنتور؛ و اجرای آن با صدای خوانندگان مختلف از قدیم و جدید و اجراهایی که شاید تا به حال نشنیده باشید. (ترتیب قرار گرفتن ترانه‌ها بر اساس حروف الفبا و نام خواننده است)

ادامه خواندن مرا ببوس (مجموعه‌‌ ترانه‌ها)

حکایت ترانه‌ی «مرا ببوس» از آغاز تا امروز

مرا ببوس

در سرنوشت یک ملت، و در تاریخ هنر، گاه اثری چنان روح زمانه را تصویر می‌کند، و چنان حس و جان مردمان را بیان می‌کند که به‌عنوان جزئی پایدار از فرهنگ و تاریخ یک ملت، همواره برجا می‌ماند. ترانۀ «مرا ببوس» چنین بود. دو نسل از جامعۀ ما، درد و حزن و اندوه و شکست و مرگ خود را با ترانۀ «مرا ببوس»، و با صدای حسن گلنراقی گریستند.

ادامه خواندن حکایت ترانه‌ی «مرا ببوس» از آغاز تا امروز

ویگن: بی‌ستاره

در عالم موسیقی و در کنار «تصنیف» و «آواز» و «ترانه»، خواندن «سرود» نیز نوعی از اجرا و هنری است که شکل و تعریف خاص خود را دارد. جایگاه مشخص «سرود» در مقولۀ موسیقی، و کاربردهایی که دارد، بر همگان روشن و شناخته شده است.

ادامه خواندن ویگن: بی‌ستاره

نگاهی به تاریخچه‌ی سانسور ترانه‌ در ایران (مُرغ سحر)

«سانسور» با اینکه لغتی فرانسوی است و در اصل از آن کشور و زبان آمده، ولی چنان در مناسبات اجتماعی و بافت فرهنگی و هنری ما ایرانیان جا افتاده و خوش نشسته، که انگار از همان اول کلمه‌ای فارسی بوده و در معنای این لغت، نمونه‌های فراوان ایرانی‌ آن می‌تواند بهترین و رساترین آنها باشد.

ادامه خواندن نگاهی به تاریخچه‌ی سانسور ترانه‌ در ایران (مُرغ سحر)

شهر، شهر فرنگه، از همه رنگه، خوب تماشا کن!

به شهادت تاریخ، ایران در شمار اولین کشورهایی است که سینما را شناخت و با علاقه و مستمر به این هنر پرداخت.

ادامه خواندن شهر، شهر فرنگه، از همه رنگه، خوب تماشا کن!

تاریخچه‌ی سرود ملی (عمو سبزی‌فروش) بخش سوم

در ادامهٔ‌ تاریخچهٔ «سرود ملی» [سلام شاهنشاهی] به نقل از آقای «رضا نیازمند»، در فصلنامهٔ‌ ره‌آورد، یادداشت دیگری به قلم دکتر «بابک رضایی» از لندن، به نقل از دکتر «جلال گنجی» در بارۀ سابقۀ اجرای «سرود ملی» و خاطرۀ او از آن مراسم، به دفتر «فصلنامۀ ره آورد» می‌رسد که در شمارۀ بعدی آن نشریه به این شرح به چاپ رسیده است.

ادامه خواندن تاریخچه‌ی سرود ملی (عمو سبزی‌فروش) بخش سوم

تاریخچه‌ی «سرود شاهنشاهی» در ایران (بخش دوم)

قبل از پرداختن به سابقه و تاریخچۀ اولین «سرود ملی» در ایران، شاید بد نباشد اشاره‌ای کنیم به آنچه که در زمان «ناصرالدین‌شاه» به‌عنوان «سلام شاهی» اجرا می‌شده، و آن قطعه موسیقی بدون کلامی بوده که به سفارش پادشاه اسلام‌پناه، توسط ژنرال نظامی موسیو «لومر» فرانسوی، مدیر «شعبۀ موزیک»، در «مدرسۀ دارالفنون» ساخته شده بود. این قطعه موسیقی که در همان زمان روی صفحۀ گرامافون هم ضبط شد را در مراسم رسمی، و سلام شاهنشاهی می‌نواختند.

ادامه خواندن تاریخچه‌ی «سرود شاهنشاهی» در ایران (بخش دوم)

تاریخچه‌ی سرود ملی (سرود ای ایران) بخش اول

سرود «ای ایران» دقیقا در ۲۷ مهر ماه سال ۱۳۲۳ در تالار دبستان نظامی [دانشکدۀ افسری فعلی] و در حضور جمعی از چهره‌های فعال در موسیقی ایران متولد شد.

ادامه خواندن تاریخچه‌ی سرود ملی (سرود ای ایران) بخش اول

پروانه: شب‌های تهران (مجموعه ترانه‌ها)

در کنار حضور «سرود ملی» که از قرار مثل «پرچم» کشور، جایگاهی ویژه و رسمی دارد و از آداب و تشریفات هر مملکت به‌شمار می‌آید، «اشعار وطنی» یا سروده‌هایی که شاعران در طول تاریخ ادبیات هر کشور در تعریف و ستایش از مرز و بوم میهن سروده‌اند نیز وجود دارد.

ادامه خواندن پروانه: شب‌های تهران (مجموعه ترانه‌ها)