بایگانی برچسب: s

نیمایوشج – مهتاب (مجموعه ترانه‌ها)

مهتاب 

می‌تراود مهتاب
می‌درخشد شبتاب،
نیست یکدم شکند خواب به چشم کس‌و لیک
غم این خفته‌ی چند
خواب در چشم ترم می‌شکند

ادامه‌ی خواندن

نیمایوشیج داروگ (مجموعه ترانه‌ها)

داروگ

خُشک آمد کشتگاه من
در کنار کشت همسایه.
گرچه می‌گویند: «می‌گریند روی ساحل نزدیک
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصد روزان ابری، داروگ! کی می‌رسد باران؟

ادامه‌ی خواندن

«یادگار می‌دهم!»

عکس‌هایی که به دست هنرمند عکاس «هادی شفائیه» از «نیمایوشیج» ثبت شده است، برای بسیاری از ما چشم‌آشنا و شناخته‌شده است. این تصویر را نیما به رسم یادگار در تاریخ سیزدهم خردادماه سال ۱۳۳۴ برای هادی شفائیه (عکاس و مدیر استودیو هادی) امضاء کرده است.

ادامه‌ی خواندن

«خودم قلمی فرمودم!»

نیمایوشیج  را بیشتر به‌عنوان «شاعر» می‌شناسیم، گرچه او چند داستان برای بزرگسالان و شعر و قصهٔ کوتاه برای کودکان هم نوشته است. از دیگر هنرها به نقاشی علاقه داشته و چند طرح و نقاشی از او نیز به یادگار مانده است. یکی از آن چند، همین طرحی‌ست که با مداد از روی عکسی قدیمی از خودش کشیده است. به نظرم آن عکس (دیماه ۱۳۱۳) باید این عکسی باشد که اینجا [+] گذاشته‌ام.

ادامه‌ی خواندن