بایگانی برچسب: s

قول و غزل حافظ در ساز و نوای نغمه‌پردازان (فهرست)

حتما شما هم دقت کرده‌اید که شعر اغلب تصنیف‌های اصیل و سنتی برگرفته از اشعار شاعران کلاسیک و متقدم ایران است. در یک نگاه کلی به مجموعه‌ی این ترانه‌ها نام سه شاعر بیشتر به چشم می‌خورد.
مولانا با ابیاتی از دیوان شمس او؛ سعدی و غزلهای عاشقانه‌اش، و حافظ شیرازی.

ادامه‌ی خواندن

لیلی منال! (مجموعه ترانه‌ها)

قربونِ خندیدنت، خرامیدنت، بهونه گرفتنت
وقتِ ملاقات میآم، سر هفته‌ها به دیدار و دیدنت
لیلی منال عُمرم، منال عشقم،  منال جونم، منال!

ادامه‌ی خواندن

«فاطی» کوچولوی شعر «پریا»ی احمد شاملو

منظومهٔ بلند «پریا» اول‌بار در مجموعهٔ «هوای تازه» به‌چاپ رسید. با جمله‌ای بر پیشانی آن که پیشکش شعر از سوی شاعر بود. «به فاطی ابطحی کوچک، و رقص معصومانهٔ عروسک‌های شعرش».

ادامه‌ی خواندن

نام شاعران معاصر در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در گستره‌ی ادبیات معاصر ایران به‌ویژه در بخش شعر، شاعران مطرح و صاحب‌نام کم نیست، اما چند نفری از آنها گویا برای مردم آشناتر و در نزد اهل ذوق مقبولیت بیشتری دارند. (مثلا: احمد شاملو، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری ) اشاره و به کار بردن نام این نام‌آوران را حتی می‌توان در اشعار و سروده‌های ترانه‌سرایان نام‌آشنا هم دید و شنید.

ادامه‌ی خواندن

حکایت عکس «فروغ فرخ‌زاد» و «معیر الممالک»

نام هادی شفائیه همواره با تاریخ عکاسی معاصر ایران در شکل آکادمیک آن همراه است. رشتهٔ عکاسی در نظام آموزشی ایران به پیشنهاد و همت او شکل گرفت و خود نیز سال‌ها در دانشگاه تهران تدریس این رشته را به‌عهده داشت.

ادامه‌ی خواندن

حکایت رفاقت «شاملو» و «شاپور»

پیوند و دوست بودن بعضی‌ها با هم شاید چندان بازتابی بیرونی نداشته باشد، خودشان اما از علاقه، ارادت و اندازه‌های دلبستگی‌هایشان نسبت به هم آگاه هستند. نمونه‌اش می‌تواند «احمد شاملو» باشد در پیوند دوستانه‌اش با خانوادهٔ سه نفرهٔ «پرویز شاپور»، «فروغ فرخزاد» و فرزند آن‌ها «کامیار شاپور».

ادامه‌ی خواندن

استاد «هادی شفائیه» به روایت «سودابه قاسملو»

شاید برای شما هم پیش آمده که با دیدن یک نام، یا چهره‌ای آشنا سلسه‌ای از خاطرات به‌هم پیوسته یادتان بیاید که گرچه هر کدام داستان مجزای خودش را دارد ولی در جایی وجهی مشترک می‌یابند و مکمل هم می‌شوند.

حکایت ارتباط «امیر نادری»، «سودابه قاسملو»، «احمد شاملو»، «آیدا» و استاد «هادی شفائیه» با هم از ایندست است.

ادامه‌ی خواندن

تک‌چهره‌های مشهور «نیمایوشیج» از «هادی شفائیه»

برای دیدن عکس در سایز بزرگ، روی آن کلیک کنید!

می‌دانیم که نیمایوشیج اشعار زیادی سروده است. و من و شما هم البته کم از سروده‌های این شاعر نامی نخوانده‌ایم؛ اما اگر از ما بپرسند کدامیک از آنها را به یاد دارید؟ شاید پیش از همه، «آی آدمها»، «تو را من چشم در راهم» و «مهتاب» را به یاد بیاوریم. امروزه بیت‌هایی از این سروده‌ها حتی ضرب‌المثل شده است. (این از اشعار نیمایوشیج.)

ادامه‌ی خواندن

اردلان سرفراز (صدای شاعر) سوغاتی (مجموعهٔ ترانه‌ها)

سوغاتی
[ به: نصرت رحمانی ]
شعر و دکلمه: اردلان سرفراز
آهنگ‌ ترانه از: محمد حیدری
تنظیم آهنگ: ناصر چشم‌آذر
این دکلمه ترانه در ساند کلود [+]

ادامه‌ی خواندن

فهیمه اکبر و ترانه‌های گیلکی‌ او

به لطف یکی از خوانندگان سایت پرند با خواننده‌ای آشنا شدم که تا به حال اصلا نه اسمی از او شنیده بودم «فهیمه اکبر»؛ و نه می‌دانستم بعضی از ترانه‌هایی بسیار شنیده‌شده‌ی دوران ما را اول بار او خوانده است.

ادامه‌ی خواندن

شهیار قنبری (صدای شاعر) من نباید به تو تسلیم شوم.

امروز ششم مرداد ماه، سالگشت زادروز «شهیار قنبری» شاعر و ترانه‌‌سرای معاصر است. او در پا گرفتن «ترانهٔ‌ نوین» و اعتبار «ترانهٔ معترض» جایگاهی ویژهٔ‌ خود دارد.

ادامه‌ی خواندن

آسمان آبی پرتوفینو

ترانه‌ی I found my love in Portofino [من عشقم را در پورتوفینو یافتم] گرچه عنوانی انگلیسی دارد، ولی‌ ترانه‌سرایش «لئو کیوسو» ایتالیایی است. یکی از چهل ترانه‌ای که او به اتفاق دوست آهنگسازش «فردیناندو بوسکالیونه» ساخت و بعد از «ویتتوریو پالترینیه‌ری» بسیاری از خوانندگان دیگر آن را بازخوانی کردند. از «دالیدا» که زمانی ملکه‌ زیبایی کشور مصر بود و ملیتی فرانسوی داشت،‌ تا گلشیفته‌ فراهانی از ایران خودمان

ادامه‌ی خواندن

احمد شاملو (صدای شاعر) روزگار غریبی‌ست نازنین!

 بسیاری شعر «در این بُن‌بست» را با بیت ترجیح‌بند آن «روزگار غریبی‌ست نازنین!» می‌شناسند. «احمد شاملو» این شعر را  ۳۷ سال پیش، در چنین روزی سروده است. (۳۱ تیرماه ۱۳۵۸). شگفتا که ششصد هفتصد سال پیش از شاملو همین حیرت از وضع روزگار را «حافظ» هم داشته است. (پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند)، (گویند رمز عشق مگوئید و مشنوید!)، (ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند). و عجبا که در زمانهٔ ما نیز چو نکو بنگری! می‌بینی روال روزگار هنوز هم بر همان منوال است که بود و چه بسا غریب‌تر هم. این شعر را با صدای احمد شاملو و در چند اجرای ترانه‌ای بشنوید.

ادامه‌ی خواندن

یادی از «سیمین آقارضی» تکنواز ساز «قانون»

نسل جوان ما شاید چندان با نام «سیمین آقارضی» نوازنده‌ی ساز «قانون» آشنا نباشند؛ کمی برزرگترهای ما اما اگر نه به نام و چهره، که حتما صدای ساز و اجراهای دلنشین او را به‌یاد دارند. از سر اتفاق به مطلبی در باره‌ی «زنانه بودن ساز قانون» برخوردم که در آن از جمله به این بانوی هنرمند اشاره شده بود. خلاصه‌ای از آن مطلب را همراه با آثاری از تکنوازی‌های زنده‌یاد سیمین آقارضی بخوانید و بشنوید.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ اولین ترانهٔ خوانندگان ایرانی

حتما شما هم به این فکر کرده‌اید که اطلاعات عمومی بسیاری از ما از اینکه اولین فیلم فلان کارگردان کدام بود؛ و یا کدام بازیگر با کدام فیلم پا به عرصه‌ی سینما گذاشت بیشتر از آگاهی از اولین کار فلان ترانه‌سرا یا آهنگ‌ساز است.

ادامه‌ی خواندن

نمونهٔ‌ فارسی‌شدهٔ‌ ترانه‌های مشهور

اصطلاح «دوباره‌خوانی» ترانه بیشتر به معنای اجرای دوبارهٔ ترانه‌ای قدیمی و مشهور با صدای خواننده‌ای معاصرتر است. مثل ترانهٔ‌ «امشب در سر شوری دارم [غوغای ستارگان]» [+] یا تک‌ترانهٔ «مرا ببوس» [+].

ادامه‌ی خواندن

حکایت ترانه «مرگ قو» به روایت «عباس مهرپویا»

شهرت دکتر مهدی حمیدی شیرازی شاعر غزلسرا در تاریخ ادبیات معاصر ایران به دو چیز است. اول به مخالفتش با «شعر نو» و مشخصا «نیمایوشیج»، و دوم برای سرودن غزل «مرگ قو».

ادامه‌ی خواندن

در کُنج دلم عشق کسی خانه ندارد (مجموعه ترانه‌ها)

در تاریخ ادبیات معاصر ایران شاعرانی داریم که گرچه صاحب «دیوان» و مجموعهٔ اشعار هستند ولی یکی دو سروده از آنهاست که برای مردم بیشتر شناخته شده است. مثل «پژمان بختیاری» که با غزل «افسانهٔ عشق» شهرت دارد. شعری که برای بسیاری با مطلع آن (در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد) بیشتر شناخته شده است

ادامه‌ی خواندن

حکایت پرتره‌های من در آن نشریهٔ فرانسوی (هادی شفائیه)

دکتر هادی شفائیه را پدر عکاسی نوین در ایران می‌نامند. هنرمندی خودآموخته که به مقام استادی صاحب‌سبک رسید. یادگارهای او از دیدارهایش با هنرمندان و چهره‌های نام‌آشنای هنر و ادبیات معاصر ایران، کسانی چون نیمایوشیج، و احمد شاملو تا امروز و همیشه ماندگار است.

ادامه‌ی خواندن

نام افراد «فامیل» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

راستش نمی‌دانم آیا در موسیقی ملت‌های دیگر هم ترانه‌هایی برای «دختر‌خاله، دختردایی» و خود «خاله» وجود دارد یا نه؛ اما می‌دانید که در ترانه‌های روستایی و حتی شهری ما ایرانیان چند تایی وجود دارد. حرف ترانه بیشتر ابراز عشق و بیان دلدادگی‌ است و شکایت از انتظار وصلِ خاله یا دایی‌زاده که وصلت با آنها بر اساس سنتِ رایج «ازدواج فامیلی» برای ما ایرانیان شناخته شده است.

ادامه‌ی خواندن

نام و یاد «فرزند» در ترانه‌های ایرانی

می‌گویند کوچکترین واحد اجتماع «خانواده» است. یعنی که پدر و مادر، به همراه فرزند یا فرزندانی. به‌جز «لالایی‌ها»یی که مادران به وقت خواباندن فرزند نوزاد خود می‌خوانند [+]؛ در موسیقی ایرانی ترانه‌هایی هم هست که از زبان پدر یا مادر در خطاب به فرزندشان خوانده شده است. در این ترانه‌ها گاه جنسیت فرزند (دختر یا پسر) مشخص و اعلام می‌شود؛ و گاه در شکل عمومی‌تری با عنوان «کودک» یا «فرزند» مورد خطاب قرار می‌گیرد.

ادامه‌ی خواندن

نام و یاد «پدر» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در تاریخ ادبیات ایران ـ به‌خصوص در شعر فارسی ـ «مادر» جایگاهی ویژه دارد. از مقام ارجمند او به شایستگی و سپاس یاد می‌کنند و قدر و منزلت او را به سروده‌ای درخور، پاس داشته‌اند. «پدر» اما گرچه در مناسبات اجتماعیِ حاکم در جامعه نصیب بیشتری عایدش شده، ولی باز نتوانسته در اشعار ادبی دوران ما به اندازۀ «مادر» جایی برای خود باز کند.

ادامه‌ی خواندن

نام و یاد «همسر» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در تاریخ ادبیات هر کشور، اشعار تغزلی جای ویژهٔ خود را دارند. سروده‌هایی که در آن از حالات عشق گفته شده، سخنی که از هر زبان بشنوی نامکرر است. همه توصیف جلوه‌های یار است و عرض ارادت بسیار به معشوق.

ادامه‌ی خواندن

نام و یاد «مادر» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در تاریخ ادبیات ایران ـ به‌خصوص در شعر فارسی ـ «مادر» جایگاهی ویژه دارد. از مقام ارجمند او به شایستگی و سپاس یاد می‌کنند و قدر و منزلت او را به سروده‌ای درخور، پاس داشته‌اند.

ادامه‌ی خواندن

«لالایی» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

«لالایی‌ها» در ادبیات مردمی ایران جای خاص خود را دارد. آوازهایی که مادران به زمزمه‌ به وقت خواباندن کودکان شیرخوارهٔ خود می‌خوانند. ترانه‌هایی که از کلام و آوایش کودک و مادر هر دو آرام می‌گیرند.

ادامه‌ی خواندن

شهر «تهران» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در کنار اشعار میهنی شاعران کلاسیک که در ستایش «وطن» و اهمیت «سرزمین مادری» سروده‌اند؛ سروده‌هایی هم هست که شاعر در آن به تعریف از یک «شهر» به‌خصوص پرداخته است. این سروده‌ها اغلب کار «ترانه‌سرا»ها است. نام و اشاره به کوی و برزن و محله‌ها و خاطراتی که از سر حسرت و فراق‌زدگی سروده شده است و ما آن را در آمیزه‌ای از صدای خواننده‌ و  موسیقی، به شکل ترانه می‌شنویم.

ادامه‌ی خواندن

نام شهرهای ایران در ترانه‌های فارسی

البته در این‌که «همه جای ایران سرای من است» شک نیست ولی شهر زادگاه هر کس انگار ارج و قرب دیگری دارد. حتی اگر به اجبار زندگی از آنجا کوچ کرده و شهر دیگری در همان ایران مقیم شده باشد. بهرحال حافظه‌ی آدمی‌ست و خاطراتش از خانه و کوچه‌‌خیابان‌ و مردم شهری که در آن پا گرفته و بزرگ شده است.

ادامه‌ی خواندن

حروف «الفبا» در ترانه‌های ایرانی

برای نوشتن به هر زبانی باید که «الفبای» آن را دانست. حالا را نمی‌دانم ولی زمانی دانش‌آموزان باید ترتیب درست الفبا را هم از حفظ بلد می‌بودند. جالب این که از حروف الفبا در ترانه‌های ایرانی هم استفاده شده است.

ادامه‌ی خواندن

روزهای هفته در ترانه‌های ایرانی

در زبان‌های دیگر هم حتما ترانه‌هایی هست که در آن از روزهای هفته نام برده می‌شود. یکی از مشهورترین آنها شاید ترانهٔ «یکشنبه‌ها هرگز» Never on Sunday با صدای «ملینا مرکوری» باشد که ترانهٔ فیلمی با همین نام بود. در ترانه‌های ایرانی به زبان فارسی هم نمونه‌هایی از این نوع‌ وجود دارد.

ادامه‌ی خواندن

کار و کسب (مشاغل) در ترانه‌های ایرانی

«ترانه‌های کار» نزد همهٔ اقوام و در فرهنگ هر ملتی وجود دارد. از برده‌های سیاهپوستی که در آمریکای سالهای دور با خواندن آوازهای جمعی در مزرعه‌های پنبه کار می‌کردند تا خوشه‌چینان و دروگران، یا آواز شالیکارهای خودمان در همهٔ این سالها.

ادامه‌ی خواندن

تصویر «شاه‌مهدی» به قلم «امیر نادری»

پیشینه‌ی آشنایی «مهدی سماکار» با «امیر نادری» [+] باید به دوران همکاری این دو در «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان»‌ [+] برسد. امیر نادری فیم «ساز دهنی» را برای کانون پرورش فکری می‌ساخت؛ و مهدی سماکار سرپرست بخش انیمیشن در آنجا بود. امروز تصویر این طرح را در صفحه‌ فیسبوک زنده‌یاد مهدی سماکار دیدم. در توضیح آن نوشته بود:

ادامه‌ی خواندن

ترانه‌های تک‌ساز!

تعریف «ترانه» در ساده‌ترین شکل خود: به آواز خواندن شعری همراه با موسیقی است. در موسیقی سنتی ایرانی اجرای چند بیت از غزل‌سروده‌ای به شکل «آواز» به‌همراهی سازی تنها مثل تار، سه‌تار، یا ویلون معمول است و حتما که شنیده‌اید.

ادامه‌ی خواندن

بودن، یا نبودن: مسئله این است!

در مجموعه عکس‌های صادق هدایت، سه عکس وجود دارد که او به خط خود تاریخ ۲۸ می ۱۲۲۸ میلادی (دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۰۷) را بر آنها نوشته است. دو عکسی که همراه با ترز و مادر او در باغچه‌ای نشسته‌اند [+] و یکی هم همین تصویر بالا.

ادامه‌ی خواندن

صادق هدایت در لباس بالماسکه

با اینکه بنا به دستخط صادق هدایت روز هفته و روز ماه و سال برداشتن این عکس معلوم است، ولی از خود مراسم بالماسکه چیز زیادی نمی‌دانیم.

ادامه‌ی خواندن

نام‌ پسران در ترانه‌های ایرانی

نام‌های «زنانه» در ترانه‌های ایرانی بیشتر از اسم «مرد»ها است. در جعبه‌ی موسیقی این صفحه ترانه‌هایی را خواهید شنید که اسمی مردانه در آن به کار رفته است.

ادامه‌ی خواندن

«نفرین» در ترانه‌های ایرانی (مجموعه ترانه‌ها)

در فرهنگ و اعتقادات ما ایرانی‌ها «دعا» و «نفرین» مقوله‌ای آشنا و جا افتاده است. از دید مذهبی بهترین دعاها و بدترین‌ نفرین‌ها را والدین ـ و به‌خصوص مادران ـ به اجرا می‌گذارند. البته نفرین ظالم و آه مظلوم هم هست. در شعر کلاسیک و ترانه‌های روز ایرانی اما نفرین بیشتر معطوف به «رقیب» است ولی گاهی از سر دل‌رنجیدگی و آزردگی خاطر نفرینِ «عاشق» شامل «معشوق» هم می‌شود. هر چند هم که حافظ گفته‌ باشد: «هیچ عاشق سخن سخت به معشوقه نگفت».

ادامه‌ی خواندن

«گذر عُمر» از نگاه و زبان شوخ شاهرخ مسکوب

شاهرخ مسکوب (۱۳۸۴ـ ۱۳۰۲) در تاریخ ادبیات معاصر ایران جایگاهی ارزنده و خاص خود دارد. این منزلت به اعتبار پژوهش‌هایش در شاهنامه، نوشتن کتاب دو جلدی «روزها در راه» که یادداشت‌های روزانه‌ی او با نثری یگانه است؛ و ترجمه‌هایی‌ست که از او به یادگار مانده است.

کتاب «اقلیم حضور» مجموعه‌ نوشتارهایی‌ست به قلم چند تن دوستان و همکاران او که در معرفی آثار، و شخصیت فرهنگی این نویسنده‌ی نام‌آشنا به چاپ رسیده است. در این یادنامه از جمله مطلبی به قلم ناصر زراعتی می‌خوانیم که خاطره‌ای از دیدارش در پاریس با شاهرخ مسکوب را نقل می‌کند. در این گپ‌وگفت دوستانه تعریفی که استاد از دوره‌های مختلف عمر (از خردسالی تا پیری) ارائه می‌دهد خالی از لطف و ظنز نیست.

ادامه‌ی خواندن

نام جاها و محله‌های مشهور در ترانه‌های ایرانی

ایران کشور پهناوری است، با شهرهای کوچک و بزرگ و روستاهای فراوان. چه بسا بسیاری از ما خیلی از این شهرها را ندیده باشیم و گذارمان به آن دیار نیفتاده باشد. در این شهرها اما جاهایی هست که نه تنها برای اهالی آن ولایت که حتی برای کسانی که به آنجاها نرفته‌اند نیز شناخته شده است. آشنایی ما ایرانی‌ها با نام آن جاها و اماکن در سالهایی که هنوز اینترنت و موتورهای جستجو در این گستره‌ نبود یکی هم از راه شنیدن ترانه‌های روز آن روزگار بود.

ادامه‌ی خواندن

فریدون مشیری ـ کوچه (تاریخچه و مجموعهٔ ترانه‌ها)

شعر «کوچه»، اولین بار در اردیبهشت‌ماه ۱۳۳۹ خورشیدی در هفته‌نامۀ «روشنفکر» به‌چاپ رسید. با این‌که شاعر این شعر را برای خوانده شدن به‌شکل ترانه نسروده بود؛ ولی چنان مورد پسند اهل موسیقی واقع شد که بعدها چند اجرای متفاوت با صدای خوانندگان مختلف از آن ساخته و اجرا شد. شما هم اگر نمونه‌هایی دیگری جز آنچه در این جعبۀ موسیقی می‌شنوید سراغ دارید، بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.

ادامه‌ی خواندن

یادنامه‌ای برای «سوسن» تا از یاد نرود!

گفته‌اند نامش «مهناز» بود، که نبوده است. و نوشته‌اند که «شمس المولک حمیدی» است، که نیست. اسم و فامیل واقعی‌اش «گل‌اندام طاهرخوانی» بود. ما همه اما او را به نام هنریش «سوسن» شناخته و می‌شناسیم.

ادامه‌ی خواندن

حکایت آخرین عکسی که از «نیمایوشیج» گرفته نشد!

سابقهٔ‌ مومیامی کردن اندام پادشاهان شاید به زمان فراعنهٔ‌ مصر باستان ‌برسد یا بیشتر. در قرن اخیر قالب‌گرفتن از سیمای اهل هنر و سیاست با موم یا گچ هم مرسوم شده است. پیشینهٔ تهیهٔ‌ ماسک از چهرهٔ نام‌آوران در ایران را اما باید در فرصتی جست‌وجو کرد و نوشت.

ادامه‌ی خواندن

سیمین بهبهانی: دوباره می‌سازمت وطن (تاریخچهٔ‌ شعر)

«دوباره می‌سازمت وطن» را «سیمین بهبهانی»، سه سالی پس از انقلاب، در آخرین روزهای اسفندماه سال ۱۳۶۰ سرود. سی سال بعد در فروردین ۱۳۹۰،‌ وقتی «باراک اوباما» رئیس‌ جمهوری آمریکا در پیام نوروزی خود خطاب به ایرانیان، ترجمهٔ‌ دو بیت از این شعر را چاشنی تبریک خود کرد کارش به رسانه‌های گروهی فارسی‌زبان هم کشیده شد. بیشتر ما اما این شعر را در اجرای ترانه‌ای که «داریوش اقبالی» با آهنگی از ساخته‌های خود بر این سروده خواند به‌یاد می‌آوریم.

ادامه‌ی خواندن

حکایت «کیف چرمی» نیمایوشیج!

 عکس بالا (نیما، یک‌نفر در آب) نخستین‌بار در هیجدهمین سالگشت درگذشت نیمایوشیج، روی جلد هفته‌نامهٔ «جوانان رستاخیز» [شماره ۱۲۴،‌ پنجشبنه ۱۵ دیماه ۱۳۵۶] منتشر شد.

ادامه‌ی خواندن

جیوان گاسپاریان (نگاهنگ)

امروز (۲۴ آوریل)، مصادف است با سالگرد قتل‌عام ارامنه. در همین صد سال گذشته «نسل‌کُشی» و اقدام به نابود کردن اقوام و آدمها به امر دولتمردان و زورمدارن دنیای سیاست، شاید بیشتر از تمام مواردی‌ست که در طول تاریخ مکتوب آمده است. از آمریکا و آفریقای سیاه بگیر تا اروپای سفید و آسیای میانه. (صحبت از «عیسی» و «موسی» و «محمد» نابجاست ـ قرن «موسی‌چمبه»هاست.) [+]

ادامه‌ی خواندن

از گوشت سگ حرومترت (تقدیم‌نامه‌های صادق هدایت)

زبان طنز و بذله‌های صادق هدایت را از جمله در تقدیم‌نامه‌هایی که بر کتاب‌هایش برای دوستان می‌نوشت می‌توان دید. مثلا «بلندش کن، خیرش را ببینی» [کتاب «اردشیر پاپکان»، برای مصطفی فرزانه]، یا «این معلومات هم سگ‌خور شد از طرف دکتر خانلر خان» [کتاب «ولنگاری» برای پرویز ناتل خانلری]

ادامه‌ی خواندن

احمد شاملو: افق روشن (برای کامیار شاپور)

اعضای خانواده ی «پرویز شاپور»،‌ یکی خودش بود بعد «فروغ» همسرش؛ و «کامیار»، که پسرشان بود. جالب است بدانید «احمد شاملو» چاپ دوم مجموعه شعر «هوای تازه» را به پرویز شاپور تقدیم کرده بود؛ شعر مشهور «مرثیه» (نامت سپیده ‌دمی‌ ست که بر پیشانی آسمان می ‌گذرد؛ متبرک باد نام تو!) را برای فروغ فرخزاد گفته است [+]؛ و «افق روشن» را برای کامیار که آن موقع سه ساله اش بود.

ادامه‌ی خواندن

بر درگاه کوه، در معبر بادها (شاملو ـ فروغ)

در مجموعه عکس‌های «فروغ فرخزاد» چند تایی هم عکس رنگی وجود دارد. یکی از آنها همین تصویری‌ست که «ابراهیم گلستان» از او ثبت کرده است. (موهای «فروغ» در دست باد، با پس‌زمینه‌ای از کوه و تپه‌های سبز.)

ادامه‌ی خواندن

نامه‌ی «داریوش مهرجویی» به «فروغ فرخزاد»

داریوش مهرجویی کارگردان نام‌آشنای ایرانی در سال ۱۳۴۴ همزمان با تحصیل در رشته‌ی فلسفه در دانشگاه UCLA سردبیری نشریه‌ی «پارس ریویو» [Pars Review] را نیز عهده‌دار بود. در اولین شماره‌ی این نشریه او سروده‌ای از فروغ فرخزاد را ترجمه و به‌چاپ رساند.
نامه‌ای دست‌نویس از داریوش مهرجویی به تاریخ ۵ آوریل ۱۹۶۵ [برابر با ۱۶ فروردین ۱۳۴۴] در دست است که همراه با نسخه‌ای از همان نشریه برای فروغ فرخزاد فرستاده شده است.

ادامه‌ی خواندن

شصت سالگی «آواز کرک» مهدی اخوان‌ثالث

مهدی اخوان‌ثالث «آواز کرک» را در فروردین سال ۱۳۳۵ سروده است. امسال [فروردین ۱۳۹۵] شصت سال از سرودن آن می‌گذرد. این شعر از سوی شاعر به «صادق چوبک» نویسندهٔ‌ معاصر پیشکش شده؛ و اولین بار در همان سال [۱۳۳۵] در مجموعهٔ «زمستان» به‌چاپ رسیده است.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ ترانه‌سرود «خون ارغوان‌ها»

همانطور که می‌دانید بر وزن شعر ترانۀ «نوای چوپان» و ملودی آهنگ آن [+]، سال‌ها پیش ترانه‌سرودی ساخته شد که بیشتر در جمع گروهی از زندانیان سیاسی خوانده می‌شد. سرودی که بعدها در مجموعه‌ای با نام «آفتاب‌کاران جنگل» به‌شکل نوار کاست در اوایل انقلاب سال ۱۳۵۷ منتشر شد.

ادامه‌ی خواندن

ابتکار «اطلاعات» در پوشاندن شانه‌های علیاحضرت ملکه!

شما هم شاید این لطیفه‌ی قدیمی را شنیده باشید. می‌گویند: یک ایرانی و خارجی نشسته بودند با هم گپ و لاف می‌زدند. آن‌که خارجی بود گفت: «کاوشگران اخیرا در یکی از بناهای تاریخی کشورمان قطعه‌ی سیمی پیدا کرده‌اند که ثابت می‌کند ما حتی پیش از اختراع آن، صاحب تلفن بوده‌ایم.»
آن‌که ایرانی بود جواب داد: «اتفاقا در کاوشهای اخیری که در تخت‌جمشید قدیمی‌ترین ابنیه‌ی تاریخی کشور ما شده، اصلا هیچ سیمی پیدا نکرده‌اند. این نشان می‌دهد که ما همان‌موقع‌ها صاحب «بی‌سیم» بودیم!»

ادامه‌ی خواندن

شکایت از «کافه پارس» به اعلیحضرت!

نامه‌ای از «جمعیت مذهب جعفری» در شکایت از «چند نفر زن لخت و عور» که هر شب در «کافه پارس» «موجب گمراهی جوانان شیعه‌مذهب می‌شوند.»

ادامه‌ی خواندن

نماد و نشانه‌های مذهبی در ترانه‌های ایرانی

از اولین ترانه‌هایی که در آن اشاره‌ای به نشانه‌های مذهبی شده است، ترانه‌ای با صدای پوران شاپوری بود که می‌گفت: (ز دامن گلدسته‌ها، در این غروب جانفزا، پیچید صدای «الله‌ُاکبر»). این اشاره به بانگ اذان از سر گلدسته، و مخصوصا آن «اللهُ‌اکبر» همراه با ساز و آواز و صدای زن، مورد اعتراض جامعه‌ی روحانیت قرار گرفت. دست اندر کاران، دست به کار شدند و آن بخش از ترانه را عوض کردند. شد:‌ (به گوشم از گلدسته‌ها، در این غروب غم‌فزا! آید صدایی، بانگی دلارا.) که آن را الهه خواند.

ادامه‌ی خواندن

بیچاره سیف‌الله!

نمونه‌ای از «گزارش‌نویسی» در مطبوعات دهه‌ی سی است. خواندنش خالی از لطف نیست،‌ نگرانی خبرنگار از وضعیت بیچاره سیف‌الله چهارده ساله که در زندان شیره و تریاک به او نمی‌رسد و خماری خواهد کشید! البته از سر همدری! و درک درستی است که از حال این نوجوان دارد.

* * *

ادامه‌ی خواندن

مهدی اخوان‌ثالث در پست و بُلند زندگی

مهدی اخوان‌ثالث (م. امید) یکی از چند نام ماندگار در شعر و ادبیات معاصر است. در کارنامهٔ هنری او، از سرودن غزل در سبک کلاسیک ، نقد و پژوهش، نویسندگی و اجرای برنامه‌های ادبی در رادیو، تا نگارش داستان برای نوجوانان دیده می‌شود، اما بیشتر با شعرهایی که به شیوهٔ نیمایی سروده شناخته شده است.

ادامه‌ی خواندن

سرگشته (مجموعه ترانه‌ها)

حکایت «پری» و «چشمه»، در فرهنگ عامهٔ ایرانیان به شکل‌های متفاوت روایت شده است. در داستان‌های ایرانی، جای «پری» که خود از عالم جادوست، عمق دریا،‌ کنار نهر آب، و یا چشمه است.

ادامه‌ی خواندن

مهدی اخوان‌ثالث ـ پایانم دیشب (گروه همسفران)

حدود بیست سالی پیش (دقیقا اسفند ماه سال ۱۳۷۴) یادداشت کوتاهی از «مرتضی کاخی»‌ در ماهنامهٔ‌ «دنیای سُخن» (شماره ۶۸،‌ صفحهٔ‌ ۳۵) به‌چاپ رسید که خبر از انتشار مجموعه‌ای منتخب از اشعار چاپ شدهٔ «مهدی اخوان‌ثالث» می‌داد. در آن یادداشت، همچنین به دوستداران شعر «م. امید»، نوید انتشار چند شعر منتشر نشده هم داده  شده بود:

ادامه‌ی خواندن

پوران: زندگی آی زندگی (مجموعهٔ ترانه‌ها)

کمتر کسی از علاقه‌مندان به موسیقی ایرانی را می‌بینید که «پوران» را نشناسند و ترانه‌ای از او به‌یاد نداشته باشد. اگر اهل موسیقی سنتی و به اصطلاح اصیل ایرانی باشد حتما از تصینف‌های او در برنامه‌ٔ وزین گلها به‌یاد دارد و اگر دوستدار «پاپ ایرانی» دهه‌ٔ پنجاه، یکی دو سه چند تایی از ترانه‌های پُر شنونده‌ی آن روزگار را که با صدای او مشهور شد.

ادامه‌ی خواندن

پوران: تکدرخت (مجموعه ترانه‌ها)

«طوفان از من چه شاخه‌ها شکسته»
(پیشینۀ ترانۀ «تکدرخت» و ریشه‌های آن)

ادامه‌ی خواندن

نام‌ دختران در ترانه‌های ایرانی

در تاریخ ادبیات ایران عاشقانه‌هایی که خطاب به معشوقه‌های بی‌اسم و نام سروده شده پیشینه‌ای دیرینه و مردانه‌! دارد. ما از نشانه‌های ظاهری (کمند مو و تاق ابرو و از ایندست) به جنسیت زنانهٔ او پی‌ می‌بریم.

ادامه‌ی خواندن

نام «لیلا ـ لیلی» در ترانه‌های ایرانی

لیلا از جمله نام‌های دخترانه‌ای‌ست که در ایران محبوبیت و قدمتی طولانی دارد. اصل آن به عربی لیلی و به معنای «شب» است. انتخاب این نام با نگرشی مذهبی نظر به «اُم‌لیلا» (مادر علی‌اکبر فرزند امام حسین) دارد؛ و در نگاهی دیگر شخصیت زن در منظومهٔ «لیلی و مجنون» اثر نظامی گنجوی است.

ادامه‌ی خواندن

داریوش رفیعی: شب انتظار (مجموعه ترانه‌‌ها)

شاید صدای «داریوش رفیعی» به گوش جوانان نسل امروز آنچنان که باید جذاب نباشد. برای میان‌سالگان و بزرگترها هم چه بسا داستان زندگی این خواننده است که بیشتر به‌خاطر مانده تا متن ترانه‌هایی که خواند. ترانه‌خوانی که چندی خوش درخشید،‌ ولی دولت مستعجل بود. پایان حکایت زندگی کوتاه او را «پرویز یاحقی» و «بیژن ترقی» روایت کرده‌اند که اینجا و آنجا آمده و شاید هم خود خوانده و می‌دانید.

ادامه‌ی خواندن

بابا دقمرگ شد و مُرد (با یاد مرتضی احمدی)

نمی‌دانم در جمع بازدید کنندگان این صفحه کسی هست که «شهر فرنگ» دیده و یادش باشد یا نه؟
جعبه‌ای چهارگوش سوار بر چهار چرخه‌ای قابل حمل، با یکی دو دریچه‌ی گرد، که چشمی‌هایی برای دیدن عکس‌هایی اکثرا رنگی‌ای بود که به ترتیب از پی هم به رؤیت می‌رسیدند. انتخاب و ترتیب آمدن عکس‌ها البته بستگی به ذوق مرد «شهر فرنگی» و ذهن داستان‌پرداز او داشت.
ادامه‌ی خواندن

کی، کی، کجا بود!؟

گاه در این حکایت و آن روایت به نکته‌هایی برمی‌خوری که هم به‌جای خود خواندنی هستند و هم به شکل جمع‌آوری شده و در کنار هم قرار گرفته‌شان می‌تواند موضوع جالبی باشد. اینکه: کی، چه وقت،‌ کجا بود!؟
خاطره‌ای که «بیژن ترقی» از شنیدن درگذشت «ابوالحسن صبا» و افراد حاضر (از جمله «فروغ فرخزاد») دارد؛ و یا ماجرای ضبط ترانه‌ای که با خبر فوت «روح‌الله خالقی» مصادف شده و در کتاب خاطرات «پرویز خطیبی»‌ آمده؛ از آن‌دست است.

ادامه‌ی خواندن

طفلک «فروغ» (۸)

دستخط فروغ فرخزاد است در تعهدی بر «انجام امور خانه‌داری به بهترین وجه» و «رعایت کامل نظر همسر، در کارهای هنری خود» و قبول این‌که اگر «رعایت کامل همسر» را لحاظ نکرد «نامبرده بدون پرداخت مهریه نسبت به طلاق او اقدام نماید.»
گرچه در این متن نامی از همسر برده نمی‌شود! ولی این دست‌نویس، تاریخ و امضاء دارد و یک خط خوردگی! فروغ، هفت ماه پس از نوشتن این تعهدنامه! در آبان‌ماه آن‌سال از پرویز شاپور طلاق گرفت.

ادامه‌ی خواندن

طفلک «فروغ» (۷)

«یا تقدیس می‌کنیم، یا دشنام می‌دهیم» تیتر گفت‌وگوی «علی عظیمی‌نژادن» با دکتر «احسان نراقی» است که در شمارهٔ ۳۷ «هفته‌نامهٔ نگاه پنجشنبه» چاپ و منتشر شده است.

در یادداشت‌هایی که برای تکمیل مطلب «طفلک فروغ» جمع‌آوری کرده‌ام، [+] از جمله ‌نقل قولی هم از ایشان برگرفته از آن نشریه بود با عنوان: «به «فروغ» در باره‌ٔ روابطش هشدار دادم.» (!) و به این شرح که:

ادامه‌ی خواندن

طفلک «فروغ» (۵)

«محمد نوری» را بیشتر با ترانهٔ‌ «جان مریم» به‌یاد می‌آوریم. می‌گفت و نوشته‌اند که شعر ساده و صمیمی آن از سروده‌های خود اوست. شعر ترانهٔ «در خموشی‌های ساحل» را هم بر اساس گفته‌های خود او نوشته‌اند از «فروغ فرخ‌زاد» است. روایت «محمدعلی سپانلو» از این ترانه اما حکایتی دیگر است.

ادامه‌ی خواندن

طفلک «فروغ» (۲)

«نورالدین سالمی»، پزشک است. در کرج منزل داشته و از دوران نوجوانی‌اش تعلق خاطری به «احمد شاملو». واسطهٔ خرید خانه‌‌ای می‌شود که شاملو سال‌های پایانی زندگی خود را در آن گذراند. مناسبات همسایه‌گری به جای خود، از بابت پزشک بودن هم هر گاه نیازی به فوریت‌های پزشکی برای شاملو پیش می‌آمده، ایشان در دسترس بوده و حاضر به خدمت.

ادامه‌ی خواندن

شعرهای کودکان و فکاهی با آهنگ ترانه‌های مشهور ایرانی

در مجموعه ترانه‌های ایرانی نمونه‌هایی داریم که ملودی و آهنگ آن برگرفته از ترانه‌‌ای خارجی و با شعری به زبان فارسی اجرا شده است.[+]،‌ همچنین نمونه‌هایی هم که ترانه‌سرای ایرانی شعر آن را روی آهنگ ترانه‌ای قبلا اجرا شده و به گوش آشنا سروده است. ترانه‌هایی که به «پیش‌پرده‌ خوانی‌» شهرت داشتند و در تئاترهای لاله‌زار پیش از شروع نمایش اصلی اجرا می‌شد از این‌دست بودند. پیشینه این ترانه‌ها در رادیو اما به «برنامه کودک» در دهه‌ی چهل خورشیدی می‌رسد. سراینده‌ی ترانه‌ها دکتر منوچهر معین‌افشار بود. [+]

ادامه‌ی خواندن

جمشید شیبانی: سیمین‌بری

«سیمین‌بری» را فارغ از جنس مخاطب شعر، خوانندگان مختلف (از زن و مرد) بارها خوانده و اجرا کرده‌اند. چند تایی از آن‌همه را در جعبهٔ‌ موسیقی زیر بشنوید!

ادامه‌ی خواندن

مهندس هوشنگ سیحون،‌ مرد بناهای ماندگار

ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نه نشان خواهد بود

در این یادداشت می‌خواهیم از نماها و نمادهایی بنویسیم که ما و شما و بسیاری دیگر با دیدن آن، خیام را در نیشابور، ابوعلی سینا را در همدان و حافظ را در شیراز می‌بینند.

از بناهای ایستاده بر مزار این چهره‌های تابناک علم و ادب و هنر ایران. همان بناهایی که خیلی از ما در کنار آن‌ها به نشانۀ حضور و دیدار آرامگاه این بزرگان عکسی به یادگار گرفته‌ایم، ولی هیچگاه از خودمان و یا متولی آن بارگاه نپرسیده‌ایم: مهندس و طراح این بنا و نما کیست و از کجاست؟

نام ابوعلی سینا و خیام را کمتر کسی است که نشنیده باشد. شما یکی که آنها را حتما، و خوب به جا می‌آورید. ولی طراح و سازندۀ بنای آرامگاه آنان را هم می‌شناسید؟ همان بناهایی که هزاران عکس و فیلم و طرح و تصویر نقاشی شده از آن‌ها در صدها کتاب و سایت و کارت پستال به چاپ رسیده و موجود است؟ ادامه‌ی خواندن

چاووش ۱ (به یاد عارف)

انجمن موسیقی کانون چاووش در دهه ۱۳۵۰ با تلاش« محمدرضا لطفی» (گروه شیدا)، «حسین علیزاده»، «پرویز مشکاتیان» (گروه عارف) و حمایت‌های معنوی «هوشنگ ابتهاج» شکل گرفت و در طول فعالیت خود ۱۲ آلبوم موسیقی با نام‌های« چاووش» منتشر کرد.

از این پُست به بعد، هر شب، یکی از چاووش‌ها را از این مجموعه به ترتیب انتشار، بر روی سایت «راوی حکایت باقی» بشنوید.

ادامه‌ی خواندن

مثلث هُنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی و حمیرا

از مثلث‌های هنری مشهور در عالم ترانه‌سرایی، یکی هم جمع سه نفره‌ی «پرویز یاحقی» [آهنگ‌ساز]، «بیژن ترقی» [ترانه‌سرا]،‌ و «حمیرا» [آوازخوان]، بود. از نتایج کار گروهی این جمع، یکی هم آن چند برنامه‌ی «گل‌های رنگارنگ» بود که در نزد اهل نظر جلوه‌ای یافت و پسند عام و خاص واقع شد.

ادامه‌ی خواندن

چهارم اردیبهشت، سالگشت گشایش رادیو ایران

چهارم اردیبهشت ماه مصادف است با سالگشت تاسیس اولین ایستگاه رادیو به سال ۱۳۱۹در ایران. میانسالگان ما از رادیو و برنامه‌های مخلتف آن خاطره‌های بسیار دارند. روزگاری که رادیو جایگاهی خاص در گذر ایام و روزهای ما داشت.

ادامه‌ی خواندن

نوذر پرنگ: از «اسب سُم طلا» تا «کلاغ پر سیاه»

نوذر پرنگ
۲۰ اسفند ۱۳۱۶ ـ ۲۲ مرداد ۱۳۸۵

«نوذر پرنگ» شاید برای بسیاری نام چندان آشنایی نباشد، ولی کمتر کسی است که ترانه‌هایی که شعرش را او سروده نشنیده و یا به‌خاطر نداشته باشد. «اسب سُم‌طلا»، «غروبا که میشه روشن چراغا» و مشهورتر از همهٔ این‌ها، آن چند خط ترانهٔ «تولد، تولدت مبارک».

ادامه‌ی خواندن

بیژن ترقی ـ پرویز یاحقی: رقص پروانه

وقتی می‌گویی: «ترانه‌ای از سروده‌های بیژن ترقی و آهنگی از پرویز یاحقی»، شاید پیش از همه، آن چند ترانهٔ ماندگار که با شعر و آهنگ این دو هنرمند همراه با صدای حمیرا در برنامه‌های گل‌های رنگارنگ پخش شده است را به‌یاد بیاوریم.

ادامه‌ی خواندن

تاریخچهٔ‌ ترانهٔ‌ «بردی از یادم» (مجموعهٔ‌ ترانه‌ها)

اما این هم راست است که ترانه‌های ماندگاری هم هست که داستان چگونگی ساخته شدن آن را که می‌خوانیم گرچه باور کردنی نیست،‌ ولی حقیقت دارد. ترانهٔ همیشه ماندگار «بُردی از یادم» با صدای «دلکش» یکی از آن معدود ترانه‌هاست. حکایت آن روز سه‌شنبه از زمستان آن‌سال و قضایای کله‌پاچه و خواب بعدازظهر و چای بعد از آن را به روایت «پرویز خطیبی» [ترانه‌سرا] بخوانید.

ادامه‌ی خواندن

به این نور تن بسپاریم. به این نور . . .

خط و امضای «کرامت دانشیان» پای برگ وصیت‌نامهٔ‌ خود در ساعت پیش از تیرباران در سپیده‌دم بیست‌ونهم بهمن‌ماه سال ۱۳۵۲ و نام و تایید افراد ناظر بر اجرای حکم اعدام در میدان چیتگر.

ادامه‌ی خواندن

اونجا کیه، کیه؟

گینا یاکوبی (Gina Jacobi) خواننده سوئدی

برای ما ایرانیان شنیدن ترانه‌ای مشهور از موسیقی اروپا و آمریکا توسط خواننده‌های وطنی شاید چندان لطفی نداشته باشد. برعکس اما وقتی ترانه‌ای به زبان فارسی را از دهان خواننده‌ای خارجی! می‌شنویم به گوش‌مان شیرین است و با همه‌ی کج‌وکوله ادا شدن کلماتش باز هم به‌ دلمان می‌نشیند.

ادامه‌ی خواندن

افشین مقدم ـ زمستون (مجموعهٔ ترانه‌ها)

گفته‌اند: گردو،‌ گرد است؛ ولی هر گردی گردو نیست. حالا حکایت شعر ترانه‌ی «زمستون» است با صدای «افشین مقدم»، که نه تنها در بعضی از صفحه‌های فیسبوکی،‌ که دیدم در یک از سایت‌های تخصصی موسیقی هم نوشته‌اند: ترانه‌سرا: مهدی اخوان‌ثالث!!

بعد از ترانه‌های «زمستان» [اخوان‌ثالث] که در پُست دیروز گذاشتم [+]، گفتم بد نیست امروز هم مجموعه ترانه‌های «زمستون» را بگذارم. بهرحال این‌هم «زمستان» است،‌ گرچه شعرش از «اخوان‌ثالث» نیست.

ادامه‌ی خواندن

مهدی اخوان‌ثالث ـ زمستان (مجموعهٔ ترانه‌ها)

«زمستان»، در دی‌ ماه سال ۱۳۳۴، از قلم «مهدی اخوان ثالث» (م. امید) تولد یافت و دی ‌ماه امسال (۱۳۹۲)، پا به پنجاه و هشت سالگی گذاشت. این شعر که در زمان سرودن از سوی شاعر به «احمد شاملو» تقدیم شده بود، سال بعد در مجموعۀ شعری به همین نام منتشر شد.

ادامه‌ی خواندن

مکالمات دو زاری!

حق‌المکالمه تفن در شهر و شمیرانات

به اطلاع کلیه اهالی محترم پایتخت می‌رساند که حق‌المکالمه هر نوبت تلفن‌های عمومی در شهر و شمیرانات فقط دو ریال می‌باشد. خواهشمند است از پرداخت مبلغ اضافه خودداری و متخلفین را به شرکت سهامی تلفن ایران معرفی فرمایند. [روزنامه اطلاعات، دوشنبه، ۵ اسفند ماه ۱۳۳۳]

ادامه‌ی خواندن

سال اشک «پوری»

پوراندخت (پوری) سلطانی و «مرتضی کیوان» در ۲۷ خرداد ۱۳۳۳ ازدواج کردند. دوم شهریور ماه دستگیر شدند و ۲۷ مهر سال همان‌سال مرتضی کیوان اعدام شد. [زندگی زناشویی «پوری» و «مرتضا» فقط ۶۹ روز بود.] او، پنج ماه بعد از اعدام کیوان در زندان ماند و پس از آزادی [اسفند ماه ۱۳۳۳]، دو سال در بستر بیماری بود.

ادامه‌ی خواندن

در «رهگذر عمر» با ترانه‌های «تورج نگهبان»

«تورج نگهبان»، در کنار ترانه‌سرایانی چون: رحیم معینی کرمانشاهی، بیژن ترقی، اسماعیل نواب صفا و کریم فکور سرآمد نسل دوم از ترانه‌سرایان معاصر است.

ادامه‌ی خواندن

تُرنا (۳) غزل‌خوانی خراباتی ـ حسن شهرستانی

این بخش دوم و خلاصه‌شده‌ای بود از مطلبی به قلم و پژوهش «محمود استادمحمد» در معرفی و تاریخچۀ مراسم «ترنا» که نخستین بار سایت «ایران تئاتر» منتشر شد. [+]

ادامه‌ی خواندن

«تُرنا»، یادگاری مانده از ماه رمضان‌های سال‌های دور (۲)

محمود استاد محمد (نمایشنامه‌نویس، بازیگر، پژوهشگر)

پس از خلاصه‌ای که در معرفی تاریخچۀ «ترنا» و شکل کلی اجرای آن آمد [+] در ادامه با مشخصات وسائل و لوازمات  «تُرنا» آشنا می‌شویم. این مقالۀ پژوهشی به سعی و قلم «محمود استادمحمد» جمع‌آوری و نوشته شده است.

ادامه‌ی خواندن

«تُرنا»، یادگاری مانده از ماه رمضان‌های سال‌های دور (۱)

محمود استاد محمد (نمایشنامه‌نویس، بازیگر، پزوهشگر)

«محمود استادمحمد» را اکثر ما با ایفای نقش «خر» در نمایشنامۀ «شهر قصه» می‌شناسیم. حال اینکه او خود نیز نویسنده و از کارگردان‌های مطرح تئاتر است اولین کار نمایشی او «آسیدکاظم» نام داشت که اولین نمایش آن در دی‌ماه سال ۱۳۵۰ بود. این نمایشنامۀ تک‌پرده‌ای به لحاظ توفیقی که در اجرای عمومی داشت، همان سال به شکل نمایش تلویزیونی ضبط و سال بعد در شبکۀ سراسری تلویزیون ملی ایران به نمایش در آمد.

ادامه‌ی خواندن

به وقت برلین!

این آگهی فروش ساعت لادور (ساخت آلمان) نمونه‌ مثال خوبی در مبحث «نشانه‌شناسی» است. یک ضربدر روی برج ساعت گرینویچ در لندن (که کل زمان‌بندی جهان بر اساس آن تنظیم می‌شود،) یک علامت صلیب شکسته (سمبل نازی‌ها در آلمان هیتلری) و بانویی (لابد از نژاد ژرمن‌ها) پشت میکروفون که باید یادآور کلام آغازین شروع برنامه‌های رادیو برلین به زبان فارسی باشد. (اینجا برلن!). این نشانه‌ها وقتی معنای حقیقی را می‌یابند که بدانیم این آگهی در مطبوعات ایران مربوط به در ایام جنگ جهانی دوم است.

نادر نادرپور ـ کتاب پریشان «اشک پدر»

«پوپک»، در کنار پدر «نادر نادرپور»

در مجموعه‌ی اشعار «نادر نادرپور»، ده شعر هست که شاعر برای دخترش «پوپک» یا خطاب به او سروده است. «کتاب پریشان»، که بعدها «محمدرضا شجریان» آن را با عنوان «اشک پدر» به شکل ترانه اجر کرد، یکی از آن چند شعر است که تاریخ سرایش آن به بیش از نیم‌قرن پیش می‌رسد. این سروده را با صدای شاعر بشنوید!

ادامه‌ی خواندن