داروَگ «نیما» با صدای «شاملو» در تله‌تئاتر «آموزگاران»

آموزگاران محسن یلفانی

«محسن یلفانی» برای علاقمندان به ادبیات نمایشی و دوستداران تئاتر نامی آشناست. نمایشنامه‌ی «آموزگاران» یکی از کارهای مشهور اوست که اولین بار در ۱۴ دی‌ماه سال ۱۳۴۹ به نمایش در آمد. (۳۵ روز پیش از واقعه‌ی سیاهکل در ۱۹ بهمن ماه همان‌سال). کارگردان این نمایش «سعید سلطانپور» بود و هفت بازیگر مرد از جمله «ناصر رحمانی‌نژاد»، «رضا بابک» و «اکبر زنجانپور» در آن ایفای نقش می‌کردند.

ادامه خواندن داروَگ «نیما» با صدای «شاملو» در تله‌تئاتر «آموزگاران»

دو «شبانه» و «مُحاق» برای «ساعدی»

فرهاد شبانه کوچه ها باریکن

از سروده‌های مشهور «احمد شاملو» یکی هم آن دو «شبانه»ای است که بعدها «اسفندیار منفردزاده» بر آن‌ها موسیقی نوشت و ما آنها را با صدای «فرهاد مهراد» به یاد می‌آوریم.

ادامه خواندن دو «شبانه» و «مُحاق» برای «ساعدی»

«فاطی» کوچولوی شعر «پریا»ی احمد شاملو

منظومهٔ بلند «پریا» اول‌بار در مجموعهٔ «هوای تازه» به‌چاپ رسید. با جمله‌ای بر پیشانی آن که پیشکش شعر از سوی شاعر بود. «به فاطی ابطحی کوچک، و رقص معصومانهٔ عروسک‌های شعرش».

ادامه خواندن «فاطی» کوچولوی شعر «پریا»ی احمد شاملو

احمد شاملو ـ منظومهٔ «پریا» (توضیحات شاعر)

در مجموعه‌ای که از سروده‌های «احمد شاملو» در دست است، چند شعر به زبان محاوره نیز وجود دارد. شبانهٔ (کوچه‌ها تاریکن، دُوکونا بسته‌س)، شبانهٔ (یه شب مهتاب،‌ ماه میاد تو خواب) که با موسیقی «اسفندیار منفردزاده» و صدای «فرهاد مهراد» جلوه‌‌ای از ترانه‌های معترض یافت. شعر عاشقانهٔ «من و تو درخت و بارون» (من باهارم، تو  زمین) و سروده‌ای کمتر شناخته شده به‌نام «بارون» (بارون میاد جرجر، گم شده راه بندر).

ادامه خواندن احمد شاملو ـ منظومهٔ «پریا» (توضیحات شاعر)

حکایت رفاقت «شاملو» و «شاپور»

پیوند و دوست بودن بعضی‌ها با هم شاید چندان بازتابی بیرونی نداشته باشد، خودشان اما از علاقه، ارادت و اندازه‌های دلبستگی‌هایشان نسبت به هم آگاه هستند. نمونه‌اش می‌تواند «احمد شاملو» باشد در پیوند دوستانه‌اش با خانوادهٔ سه نفرهٔ «پرویز شاپور»، «فروغ فرخزاد» و فرزند آن‌ها «کامیار شاپور».

ادامه خواندن حکایت رفاقت «شاملو» و «شاپور»

استاد «هادی شفائیه» به روایت «سودابه قاسملو»

شاید برای شما هم پیش آمده که با دیدن یک نام، یا چهره‌ای آشنا سلسه‌ای از خاطرات به‌هم پیوسته یادتان بیاید که گرچه هر کدام داستان مجزای خودش را دارد ولی در جایی وجهی مشترک می‌یابند و مکمل هم می‌شوند.

حکایت ارتباط «امیر نادری»، «سودابه قاسملو»، «احمد شاملو»، «آیدا» و استاد «هادی شفائیه» با هم از ایندست است.

ادامه خواندن استاد «هادی شفائیه» به روایت «سودابه قاسملو»

احمد شاملو (صدای شاعر) روزگار غریبی‌ست نازنین!

احمد شاملو روزگار غریبی است نازنین

 بسیاری شعر «در این بُن‌بست» را با بیت ترجیح‌بند آن «روزگار غریبی‌ست نازنین!» می‌شناسند. «احمد شاملو» این شعر را  ۳۷ سال پیش، در چنین روزی سروده است. (۳۱ تیرماه ۱۳۵۸). شگفتا که ششصد هفتصد سال پیش از شاملو همین حیرت از وضع روزگار را «حافظ» هم داشته است. «دهانت را می‌بویند.» (پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند)؛ «مبادا که گفته باشی دوستت دارم.» (گویند رمز عشق مگوئید و مشنوید!)، «عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می‌زنند.» (ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند). و عجبا که در زمانهٔ ما نیز چو نکو بنگری! می‌بینی روال روزگار هنوز هم بر همان منوال است که بود و چه بسا غریب‌تر هم. این شعر را با صدای احمد شاملو و در چند اجرای ترانه‌ای بشنوید.

ادامه خواندن احمد شاملو (صدای شاعر) روزگار غریبی‌ست نازنین!