مرضیه: شکوفه آرزو

مرضیه شکوفه آرزو

شکوفه آرزو
شعر: هدایت‌الله نیر سینا
آهنگ: جواد لشکری
خواننده: مرضیه

تو گفتی چو شقایق نو زند خیمه به صحرا
به فصلی که شکوفه شود چو روی تو شکوفا
بیایی به خاطر دل من تازه کُنی خاطرات کُهن
بگیری چو ره صحرا،‌چو بوی بهار و باد صبا
بیایی به کاشانه‌ی ما، نوازی دل ما را
. . .
. . .

* * *

ویگن: افسون لیلی

افسون لیلی

افسون لیلی
ترانه‌سرا: هدایت‌الله نیرسینا
آهنگساز: واروژان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۹

کنار لاله در دامان صحرا
به یادت روزها بگذشت و شبها
که روزی هم تو ای زیبا بیایی
ببینم لاله‌ی روی تو آن‌جا!

به سوی کلبه‌ی من در بیابان
نسیم صبح و شب آمد شتابان
شب آمد، ماه آمد، زهره آمد
نشد خورشید سیمای تو تابان

جانم آمد بر لب ز جدایی
لیلا، لیلا جانم تو کجایی؟

شبانگه با غم عشق تو ای ماه
کُنم شب‌زنده‌داری تا سحرگاه
مَه و ناهید و مرغ شب گواهم
که چشمم تا سحرگه بوده بر راه

فِکندم ناله در چنگ از دل تنگ
بشُد همراز من مرغ شباهنگ
تو گویی زهره هم بر من دلش سوخت
ز سوز ساز من، دیگر نزد چنگ

جانم آمد بر لب ز جدایی
لیلا، لیلا جانم تو کجایی؟

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

پروین: ساغر بلورین

پروین ساغر بلورین

ساغر بلورین
شعر: هدایت‌الله نیرسینا
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین

تو مگر نفش رویایی که چنین شوخ و زیبایی
چمن‌آرا چون گلهایی
ثمر ناز و افسونی، شرر عشق مجنونی
اثر حُسنِ لیلایی
چو رُخت، زیبا جهان ما شد
همه‌جا جشنِ فرح به پا شد
چمن و صحرا فرح‌فزا شد
همه‌جا ساز است و رقص و آوا
همه‌جا نور است و شور و غوغا
تو فِکن نور از فروغ سیما به کلبه‌ی ما

امشب ز فروغت روشن بنما شبِ تاریک من
مشکن دل پُر مهرم، مشکن
دارم دلِ تنگی در بَر، نازک چون بلورین ساغر
پُر از میِ عشقت ای دلبر
چو رُخت، زیبا جهان ما شد
. . .

زین میِ نوشین، سرمستم
مست و خرابم تا هستم
دامنِ مهرت بگرفتم
دامنِ دل رفت از دستم
تا هستم، سرمستم
بر غم عشقت دل دادم
از همه غمها آزادم
محو تو گشتم ای زیبا
هستی خود رفت از یادم
با یادی کُن شادم

* * *

الهه: صیاد

الهه صیاد

صیاد
شعر: هدایت‌الله نیرسینا
آهنگ: جواد لشگری
تنظیم آهنگ: مرتضی حنانه
خواننده: الهه

به خدا ای صیادم، مکُن از دام آزادم
چو به دامت افتادم تن به بلا دادم
من بی‌پروا صیدی عاشق صیادم
ای آن که نمی‌روی از یاد من مَبَر از یادم
جانا تو اگر ندهی داد من که دهد دادم؟
دور از تو دگر دل رسوای خود به که بسپارم؟
گر شد به فنا ز تو بنیاد من ز تو دلشادم
و گر از خود شراب گلگون دهی چو فرهادم

به خدا ای صیادم، مکُن از دام آزادم
چو به دامت افتادم تن به بلا دادم
من بی‌پروا صیدی عاشق صیادم
پَر زدم چو مرغی سوی تو
دام من شد تار موی تو
رو به کجا آرم من آن مرغ گرفتارم من
کز دام تو جان نبرم، لاله‌ی این گلزارم
داغی که ز دوری دارم زد شعله غم به برم

* * *

error: Content is protected !!