واگویههای «سید مرتضی» در فیلم «طوقی» یکی از چند تکگویی ماندگار در سینمای ایران است. بهروز وثوقی بازیگر نقش سید مرتضی در تعریف خاطرهای از فیلمبرداری این صحنه آن را «یکی از قشنگترین بخشهای فیلم» میداند. آنچه ناگفته مانده، اما ما میدانیم نقش «چنگیز جلیلوند» در اجرای استادانهی این تکگویی در آن صحنه است.
«آرامش در حضور دیگران» نخستین فیلم بلند ناصر تقوایی در سال ۱۳۴۹ بر اساس قصهای به همین نام از کتاب واهمههای بینام و نشان نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شده است. این فیلم پس از نمایش در جشن هنر شیراز (شهریور ۱۳۴۹) توقیف شد؛ تا در فروردین ۱۳۵۲ که برای چند شب در سینما کاپری تهران به نمایش درآمد اما به خاطر اعتراض جامعۀ پرستاران دوباره از اکران آن جلوگیری شد و پس از آن هرگز اجازۀ نمایش عمومی نگرفت.
در این فیلم از شاعران نامآشنای معاصر نقشهایی را با نام اصلی خود بازی کردهاند. ناصر تقوایی در مورد بازی منوچهر آتشی و محمدعلی سپانلو گفته است:
«وقتی احتیاج به نقش خاصی داری، چه بهتر که بگردی و همان آدمها را در جامعه پیدا کنی و از او فیلم بگیری. این خیلی طبیعیتر است. دروغی هم نیست. بازی کردن آتشی و سپانلو در آرامش در حضور دیگران درست بههمین دلیل است. آنها بهخصوص در آن فصل مربوط به کافه، نقش خودشان را بازی میکنند.»
فصل مورد نظر ناصر تقوایی را برگرفته از فیلم در آرامش دیگران در کلیپ زیر ببینید.
پانویس:
● پرتو نوریاعلاء (بازیگر نقش ملیحه در فیلم) که در آن سال همسر محمدعلی سپانلو بود در بخش ششم کتاب خاطرات خود مینویسد:
«در فیلم آرامش در حضور دیگرانناصر تقوایی قرار شد من و زندهیادان منوچهر آتشی، محمدعلی سپانلو و علی نراقی، مجانی در فیلم او بازی کنیم. محل فیلمبرداری خانۀ قدیمی زندهیاد سیروس طاهباز بود که با همسرش پوران [صلحجو] و پسر نوزادشان در آن زندگی میکردند.
● ● نشان دادن محمدعلی سپانلو در این فیلم به عنوان مردی زنباره و هوسباز، و همچنین منوچهر آتشی به عنوان شاعری خجول و شهرستانی، هر یک به دلیلی جداگانه، بازتاب خوبی در میان بینندگان این فیلم نداشت. بوشهریها که منوچهر آتشی را میپرستیدند، فیلم را ندیده، از بازی کردن آتشی در سینما بسیار خشمگین بودند و او را به باد انتقاد و سخره گرفتند، و بازی سپانلوی شاعر را در نقش مردی زنباره و بیپرنسیب نپسندیدند.
● ● ● متأسفانه در مصاحبهای که از ناصر تقوایی میپرسند «چرا در این فیلم، آتشی و سپانلو، با نامهای واقعی خودشان نقش بازی میکنند؟»، تقوایی گفته بود: (نقل به مضمون) «چون این نقشها کاراکتر واقعیِ خودشان بود.» چنین جوابی، آتش خشم سپانلو را شعلهور کرد تا جایی که مقالۀ بسیار تند و تیزی علیه تقوایی نوشت و منتشر کرد.
محمود استادمحمد را اکثر ما با ایفای نقش «خر» در نمایشنامۀ «شهر قصه» میشناسیم. حال اینکه او خود نیز نویسنده و از کارگردانهای مطرح تئاتر است اولین کار نمایشی او «آسیدکاظم» نام داشت که اولین نمایش آن در دیماه سال ۱۳۵۰ بود.
فضای نمایش آسید کاظم، قهوهخانهای در جنوب شهر تهران آن روزها بود، و زبان گفتار بازیگران، برگرفته از زبان مردم کوچه و بازار و محور نمایش را بازی «تُرنا» که یکی از بازیهای سنتی قهوهخانههای تهران در ماه رمضان بود و هست، شکل میداد.
سال ۱۳۳۶ فیلمی به نام «مردی که رنج میبرد» نمایش داده شد که سناریست، کارگردان و بازیگر نقش اول آن محمدعلی جعفری و بازیگر مقابل او ایرن بود. در این فیلم بنا به ذائقه تماشاگران آن زمان چند صحنه آواز خوانی هم گنجانده شده بود. در یکی از صحنهها الهه خوانندهی مشهور آن سالها ترانه «خنده، خنده» را با شعری از کریم فکور اجرا میکند. نکته جالب و قابل توجه در این صحنه حضور مجید وفادار ـ آهنگساز این ترانه ـ در حال نواختن ویلون است.
یادداشت راوی: ● در فیلم «مردی که رنج میبرد» همچنین ترانهای با عنوان «نالهها» بر اساس شعر «افسانه تلخ» سرودهی فروغ فرخزاد با صدای الهه و مینو جوان اجرا میشد. در بارهی این ترانه و آن اجرا [اینجا را ببینید.]
● در این فیلم صحنهای دیدنی با دکور و ایدهای مبتکرانه از تنبکنوازی استاد حسین تهرانی هم وجود دارد که میتوانید [در اینجا ببینید.]
فیلم «مردی که رنج میبرد» اولین ساختهی سینمایی «محمدعلی جعفری» است که در سال ۱۳۳۶ به نمایش در آمد. فیلمنامه، کارگردانی و بازی نقش اول این فیلم هم با خود محمدعلی جعفری بود. در این فیلم بنا به ذائقهی تماشاچیهای آن زمان چند صحنه آوازخوانی هم گنجانده شده است. در یکی از این صحنهها هم استاد حسین تهرانی قطعهای را با تنبک همنواز و اجرا میکند.
نکتهی قابل توجه در این صحنه اول: دکور عظیمی به شکل تنبک که هفت نفر در آن جا گرفته و متحرک است؛ و بعد، ابتکار سوزاندن پوستهی تنبک با مشعل و نمایان شدن نوازندگان در برابر تماشاگران است. با توجه به امکانات فیلمسازی در سال ۱۳۳۶ این ایدهای نو و کاری بس شگفتانگیز به حساب میآید.
کانون نویسندگان ایران با همکاری انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان (انستیتو گوته)، از ۱۸ تا ۲۷ مهر ۱۳۵۶ مراسم شعرخوانی و سخنرانی برگزار کردند که به «ده شب» معروف شد. در سومین شب (۲۰ مهر ماه) نوبت سخنرانی بهرام بیضایی بود.
۲۱ شهریور ماه امسال، نیمقرن از نمایش فیلم «خاک» ساختهی «مسعود کیمیایی»، بازی «بهروز وثوقی» و موسیقی «اسفندیار منفردزاده» گذشت. در پنجاهمین سالروز نمایش این فیلم، خاطرهی بهروز وثوقی را از صحنهی چال کردن او در خاک ـ به نقل از زندگینامهی او ـ بخوانید و آن صحنه را هم ببنید.
داش آکل نام یکی از داستانهای کوتاه مجموعهی سه قطره خون به قلم صادق هدایت است که با این جمله شروع میشود: «همهی اهل شیراز میدانستند که داشآکل و کاکا رستم سایهی یکدیگر را با تیر میزدند.»
گاهی تشویق کسی میتواند زندگی و آیندهی شغلی او را رقم بزند. نمونهاش خانم فاطمه معتمد آریا بازیگر نامآشنای تئاتر و سینمای ایران. سال ۱۳۵۳ نورالدین زرینکلک انیمیشنی به نام «اتلمتل توتوله» برای «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» میسازد.