حکایت ترانه‌ «بخوای نخوای همینه» (سوسن)

شهیار قنبری در مقام ترانه‌سرا از پیشگامان ترانه‌ی نوین در ایران است. در کارنامه‌ی فعالیت‌های هنری او اما مقوله‌ی سینما هم نمود ویژه‌ای دارد. او به جز بازیگری [در فیلم خانه‌خراب]، نوشتن فیلمنامه و کارگردانی [فیلم شام آخر]، چندین ترانه‌ی متن فیلم هم سروده است.

ادامه خواندن حکایت ترانه‌ «بخوای نخوای همینه» (سوسن)

هوشنگ ابتهاج:‌ ستاره آهو (سهیلا گلستانی)

هوشنگ ابتهاج ستاره آهو

هوشنگ ابتهاج (سایه) را کمتر کسی است که نشناسد. شاعری غزل‌سرا که در سرودن اشعار نیمایی هم طبع و دستی توانا دارد. اما شاید بسیاری ندانند او سالها پیش سه ترانه هم برای اجرا شدن سروده است.

ادامه خواندن هوشنگ ابتهاج:‌ ستاره آهو (سهیلا گلستانی)

هوشنگ ابتهاج: تو تنها، من تنها (عبدالوهاب شهیدی)

هوشنگ ابتهاج تنها

حتما شما هم ترانه‌هایی شنیده‌اید که شعرش از هوشنگ ابتهاج است. «سایه» ترانه‌سرا نیست. در واقع آهنگسازی در ذوق‌ورزی خود سروده‌ای از او را انتخاب کرده، بر آن آهنگی ساخته و خواننده‌ای هم آن را اجرا کرده است. هوشنگ ابتهاج اما سه شعر را به قصد ترانه‌شدن سروده که یکی همین ترانه است. و او البته آهنگساز هم نیست. گرچه ملودی این ترانه را هم خود او ساخته است.

ادامه خواندن هوشنگ ابتهاج: تو تنها، من تنها (عبدالوهاب شهیدی)

حکایت تصنیف «از خون جوانان وطن» به روایت «بیژن ترقی»

عارف قزوینی

دوم بهمن ماه مصادف است با روز درگذشت «عارف قزوینی». از او به جز سروده‌هایش، چند تصینف نیز به جا مانده که «از خون جوانان وطن» مشهورترین‌ آنها است. «بیژن ترقی» ترانه‌سرای معاصر خاطره‌ای دارد از چگونگی ضبط و احیای دوباره‌ی این تصنیف که شنیدنی است.

ادامه خواندن حکایت تصنیف «از خون جوانان وطن» به روایت «بیژن ترقی»

حکایت ترانه «بگو که هستی» به روایت «بیژن ترقی»

داریوش رفیعی

من آن سبوی بی‌می‌ام که مست باده بوده‌ام

ترانه‌ی «بگو که هستی!؟» را اگرچه دلکش خوانده است؛ اما بیژن ترقی ـ سراینده‌ی آن ـ می‌گوید: این شعر بازتاب تاثر من از حال و روز داریوش رفیعی و توصیف روزهای تنها ماندن و فراموش‌شدگی او است.

ادامه خواندن حکایت ترانه «بگو که هستی» به روایت «بیژن ترقی»

حکایت ترانه «صبرم عطا کن» به روایت «بیژن ترقی»

بیژن ترقی حمیرا صبرم عطا کن

علی تجویدی، آهنگساز معروف در کشف استعدادها شمه‌ای قوی داشت. حمیرا و هایده با آهنگهای او پا به دنیای موسیقی گذاشتند. خاطره‌ی بیژن ترقی از روزی که علی تجویدی با نان تافتون به دیدنش آمد شنیدنی‌ است. اولین ترانه‌ی حمیرا در آن روز ساخته شد.

ادامه خواندن حکایت ترانه «صبرم عطا کن» به روایت «بیژن ترقی»

«شهریار» و لذتِ «شیر و شکر» در آن «کوچه‌ی مأنوس»

شهریار دخترش شهرزاد

شما هم حتما ضرب‌المثل «المعنی فی بطن الشاعر» را شنیده‌اید. لغت‌نامه‌ی دهخدا در توضیح آن نوشته:‌ «در جایی استعمال کنند که معنی بیتی یا عبارتی خوب دریافته نشود» این را گفتم که به بیتی در شعری از سروده‌های «شهریار» اشاره کنم. هر چند که او در اشعارش زبانی روان دارد و در معنا از گنگ و نامفهوم بودن دور است.

ادامه خواندن «شهریار» و لذتِ «شیر و شکر» در آن «کوچه‌ی مأنوس»

حکایت ترانه «باغ گل» به روایت «حمیرا»

بیژن ترقی حمیرا

«. . . شما نمیدونید که پرویز یاحقی و بیژن ترقی چقدر همدیگه رو دوست داشتند. من می‌تونم به اینها لقب مولانا و شمس تبریزی بدم. اینقدر که اینها عاشق و معشوق هم بودند.

ادامه خواندن حکایت ترانه «باغ گل» به روایت «حمیرا»

از کلاغ‌های «عطاالله خُرم» تا کبوترهای «پرویز وکیلی»

و اما آگاهی از داستانِ پیدایش یا ماجرایی که باعث سرایش و شکل گرفتن ترانه‌ای شده است هم جذابیت و لطف خودش را دارد.

ادامه خواندن از کلاغ‌های «عطاالله خُرم» تا کبوترهای «پرویز وکیلی»