منطق‌الطیر: شرح و تفسیر: دکتر محمدجعفر محجوب

دکتر محمدجعفر محجوب

امروز (۲۵ فروردین‌ماه) در تقویم ایرانی «روز بزرگداشت عطار نیشابوری» نامگذاری شده است. مناسبتی شایسته تا به بهانه‌ی آن شرح و تفسیر زنده‌یاد دکتر «محمدجعفر محجوب» از «منطق‌الطیر» را به گوش جان بشنویم.

ادامه خواندن منطق‌الطیر: شرح و تفسیر: دکتر محمدجعفر محجوب

پنجاه سالگی این «شبانه» از سروده‌های احمد شاملو

احمد شاملو در نیست راه نیست

امروز (۱۵ فروردین ۱۴۰۱) این شبانه از سروده‌های احمد شاملو ۵۰ ساله می‌شود.  این شعر در پانزدهم فروردین سال ۱۳۵۱ سروده شده و در مجموعه‌ی «ابراهیم در آتش» به‌چاپ رسیده است. در سالگشت سرایش این شعر، آن را با صدای شاعر در یکی از شبهای شعرخوانی او بشنویم.

ادامه خواندن پنجاه سالگی این «شبانه» از سروده‌های احمد شاملو

احمد شاملو: آخرِ بازی (صدای شاعر)

احمد شاملو آخر بازی

آخرِ بازی
سروده و صدای:‌ احمد شاملو
موسیقی: مرتضی حنانه

عاشقان
سرشکسته گذشتند،
شرمسارِ ترانه‌های بی‌هنگامِ خویش.

و کوچه‌ها
بی‌زمزمه ماند و صدای پا.

سربازان
شکسته گذشتند،
خسته
بر اسبانِ تشریح،
و لَتّه‌های بی‌رنگِ غروری
نگونسار
بر نیزه‌هایشان.

تو را چه سود
فخر به فلک بَر
فروختن
هنگامی که
هر غبارِ راهِ لعنت‌شده نفرینَت می‌کند؟

تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاس‌ها
به داس سخن گفته‌ای.

آنجا که قدم برنهاده باشی
گیاه
از رُستن تن می‌زند
چرا که تو
تقوای خاک و آب را
هرگز
باور نداشتی.

فغان! که سرگذشتِ ما
سرودِ بی‌اعتقادِ سربازانِ تو بود
که از فتحِ قلعه‌ی روسبیان
بازمی‌آمدند.
باش تا نفرینِ دوزخ از تو چه سازد،
که مادرانِ سیاه‌پوش
ــ داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد ــ
هنوز از سجاده‌ها
سر برنگرفته‌اند!

۲۶ دیِ ۱۳۵۷
لندن

* * *
آثار «احمد شاملو» در سایت «راوی حکایت باقی»

* * *

ایرج جنتی‌عطایی: پل (صدای شاعر)

ایرج جنتی‌عطایی پل

برای خواب معصومانه‌ی عشق
كمک كُن بستری از گُل بسازیم
برای كوچ شب‌هنگام وحشت
كمک كُن با تن هم، پُل بسازیم

كمک كُن سایه‌بونی از ترانه
برای خوابِ ابریشم بسازیم
كمک كُن با كلام عاشقانه
برای زخم شب، مرهم بسازیم

بذار قسمت کنیم تنهایی‌مونو
میونِ سفره‌ی شبِ تو با من
بذار بین من و تو، دستای ما
پُلی باشه واسه از خود گذشتن

تو رو می‌شناسم ای شبگرد عاشق
تو با اسم شب من، آشنایی!
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی

تو رو می‌شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكُن با هِق‌هِق من
تنِ شكسته‌تو بسپار به دستِ
ـ نوازش‌های دست عاشق من

به دنبال كدوم حرف و كلامی؟!
سكوتت گفتن تمام حرف‌هاست!
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت، قلب عاشق‌های دنیاست

بذار قسمت کنیم تنهایی‌مونو
میونِ سفره‌ی شبِ تو با من
بذار بین من و تو، دستای ما
پُلی باشه واسه از خود گذشتن

تو با تن‌پوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه‌های شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی!

كمک كُن جاده‌های مِه گرفته
منِ مسافرو از تو نگیرن!
كمک كُن تا كبوترهای خسته
رو یخ‌بستگی شاخه نَمیرن!

كمک كُن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمک كُن تا برای هم بمونیم
كمک كُن تا برای هم بمیریم

کسی به یاد مریم‌های پَرپَر
کسی به فکر کوچ کفترا نیست
به فکر عاشقای دربدر باش
که غیر از ما، کسی به فکر ما نیست

بذار قسمت کنیم تنهایی‌مونو
میونِ سفره‌ی شبِ تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن

* * *

عمران صلاحی: خونه‌ی باهار

عمران صلاحی خونه بهار

«خونه‌‌ی باهار» سروده‌ی عمران صلاحی اول‌بار به سال ۱۳۵۳ در مجموعه‌ای از اشعار او به‌نام  «گریه در آب» به‌چاپ رسید. سالی پیش این شعر مورد توجه آهنگسازانی صاحب ذوق قرار گرفت و به شکل ترانه هم اجرا شد. نمونه‌اش نماهنگ تاثیرگذاری که علی عظیمی آهنگساز و خواننده‌ نام‌آشنا به‌یاد سرنشینان پرواز ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین خواند.

ادامه خواندن عمران صلاحی: خونه‌ی باهار

یادی از «آذر پژوهش» و آن صدای دلنشین

آذر پژوهش

امروز (۸ آذر ماه)‌ هشتاد و پنجمین سالروز تولد «آذر پژوهش»‌ از گویندگان پیشکسوت رادیو ایران است. صدای گوش‌نواز و دلنشین او را از برنامه‌ گلهای رنگارنگ به یاد داریم و دکلمهٔ شعر «پر کن پیاله را» از «فریدون مشیری» با صدای «محمدرضا شجریان». با آرزوهای خوب برای بانو آذر پژوهش.

بازگشت (طور سینا)
سروده: معینی کرمانشاهی
دکلمه: آذر پژوهش

بازگشتم امشب از میخانه اما مستِ ‌مست
سر درونِ سینه و تنهایِ ‌تنها مستِ ‌مست

در میان‌ کوچه‌ها افتان و خیزان چون‌ نسیـم
جامه‌ وارون‌ کرده و‌ شیدای ‌شیدا، مستِ ‌مست

با سری از باده‌ی آتش بپـا کُن گرمِ‌ گرم
با دلی دیوانه و رســوایِ‌ رســوا مستِ‌ مست

همچو طوطی در پـسِ‌ آئینه‌ی‌دل قصه‌گو
چون‌ کلیم از اشتیــاق‌ طور سینا مستِ‌ مست

با همه شبگردی و دیوانگی از شور عشق
بازگشتم امشب از میخانه اما مستِ ‌مست

*‌ *َ *

احمد شاملو:‌ عاشقانه (صدای شاعر)

احمد شاملو عشق را ای کاش زبان سخن بودامروز (۳۱ تیر ماه) این «عاشقانه» از احمد شاملو ۴۶ ساله می‌شود. در سالگشت سرایش این سروده آن را با صدای شاعر بشنویم.

عاشقانه

آن‌که می‌گوید دوستت می‌دارم
خنیاگر غمگینی‌ست
که آوازش را از دست داده است

ای کاش عشق را
زبان سخن بود

هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من

عشق را
ای کاش زبان سخن بود

آن‌که می‌گوید دوستت دارم
دل اندُه گین شبی ست
که مهتابش را می جوید

ای کاش عشق را
زبان سخن بود

هزار آفتاب خندان در خرام توست
هزار ستاره‌ی گریان
در تمنای من

عشق را
ای کاش زبان سخن بود

۳۱ تیرِ ۱۳۸۵
از مجموعه شعر «ترانه‌های کوچک غربت»

* * *
آثار «احمد شاملو» در سایت «راوی حکایت باقی»

* * *

«فروغ» جوان و دل ساده‌ی دختران

نقاشی های فروغ فرخزاد

فروغ فرخزاد را اکثر ما به عنوان شاعر می‌شناسیم و بعد «فروغ فیلم‌ساز» که مستند «خانه سیاه است» را ساخته است. در کنار این دو ویژگی ـ یعنی شاعرِ فیلمساز، و کارگردان فیلمی که بیشتر شعر بود ـ ما «فروغ نقاش» را هم داریم. گرچه این جنبه از شخصیت هنری او آنچنان و چندان قوی و شناخته شده نبوده و نیست.

از او که نقاشی را در کلاس‌های «علی‌اصغر پُتگر» آموخته بود، چند تابلوی رنگ و روغن باقی مانده است و چندین طرح که سردستی با مداد گوشه‌‌ای از کاغذ زیر دستش نقش زده است.

امروز (۳۱ تیر ماه) این طرح از فروغ فرخزاد ۷۰ ساله می‌شود. او در آن دو خط شعر نه چندان پخته و خام، از «دلِ ساده‌ی دخترانِ جوان» می‌گوید که می‌توان با «عطر و گلی» از آنها دلجویی کرد. فروغ در آن زمان ۲۱ ساله بود. سه ماه بعد، او رسما از همسرش پرویز شاپور جدا شد.

* * *
یادنامهٔ «فروغ فرخزاد» در این سایت

* * *

error: Content is protected !!