
خاطرهی «پرویز خطیبی» سرایندهی ترانه، از جلسهی ضبط ترانهی «برف»
[ . . . ]
برای ضبط آهنگ «برف» دو هفته وقت صرف شد. هفتهٔاول فقط نوازندگان بودند که زیر نظر [مرتضی] «حنانه» کار میکردند و در هفتهٔ دوم «پوران» آمد تا با همکاری ارکستر، ترانه را بخواند.
تمرینهای اولیه موفقیتآمیز بود. ساعت حدود ۹ شب بود که در استودیوی بزرگ رادیو (استودیو شمارهٔ هشت) ضبط ترانه شروع شد. پس از پایان، نوار را گذاشتند تا همه بشنوند. همه چیز خوب بود ولی «پوران» از قسمت آخر آوازش راضی به نظر نمیرسید. حنانه که از وسواس پوران برای اجرای کارهای متفاوت اطلاع داشت پذیرفت که ضبط را تجدید کنند.
هنوز بچههای ارکستر جمع و جور نشده بودند که یکی از راه رسید، چیزی در گوش مسئول ضبط گفت و او خودش را به داخل استودیو رساند و با حنانه گفتوگو کرد. من [پرویز خطیبی] از پشت شیشهٔ اتاق فرمان قیافهٔ او را میدیدم اما چون میکروفونها بسته بود نمیتوانستم صدایشان را بشنوم. ناگهان دیدم که حنانه روی صندلی پشت پیانو نشست و سرش را در میان دستهایش گرفت. هنوز کسی نمیدانست چه اتفاقی افتاده است اما پیدا بود که خبر خوشی در کار نیست.
به داخل استودیو رفتم، حنانه سرش را بالا کرد، صورتش از اشکهایش خیس شده بود، نالهای کرد و گفت: «خالقی مُرد . . . او را هم از دست دادیم، پس دیگر کی باقی ماندن؟»
ضبط آن برنامه به احترام درگذشت [روحالله] خالقی، مردی که بر گردن موسیقی ما حق زیادی دارد تعطیل شد. روزها و هفتهها گذشت و تابستان به پائیز و زمستان رسید. یکی از روزها در اتاق کارم نشسته بودم صدای پوران را که از رادیو آهنگ «برف» را میخواند شنیدم. این همان شعر من و آهنگ حنانه بود. یاد شبی افتادم که خبر مرگ خالقی، حنانه را منقلب کرد.
. . .
پرویز خطیبی، خاطراتی از هنرمندان (بهکوشش فیروزه خطیبی)، انتشارات معین ـ تهران، صفحهٔ ۴۹۷ و ۴۹۸
برف
ترانهسرا: پرویز خطیبی
آهنگساز: مرتضی حنانه
خواننده: پوران
برف اومد وز غمِ هجران
وه که در دلم بپا شده طوفان
برف اومد چرا نیامدی ای جان
بوَد از غمت مرا دلِ سوزان
در زیرِ خاکسترِ دل، شرارهها مانده به جا
در انتظارم بیا، کجایی کجا، نیایی چرا؟
رو پشتبوما برف میاد
رو کوهستونا برف میاد
تو کوچه تنها از هر سو دویدم امشب
میون برفا جایِ پا ندیدم امشب
هی گوله گوله گوله گوله
هی چیکه چیکه چیکه چیکه
هی گوله گوله گوله گوله
هی تیکه تیکه تیکه تیکه
هی گوله گوله گوله بازم داره از آسمون برف میباره
قطره قطره از چشمانم اشکم شده روون
میگم امشب یارم میاد رو پشت بوم
اون یارِ فتنهجو میاد به جستجوم
هی گوله گوله گوله بازم داره از آسمون برف میباره
چشمم بوَد از دوریاش گریون
گوله گوله گوله برف میاد
رو پشتبوما برف میاد
تو شهر و صحرا برف میاد
تو کوهستونا برف میاد
* * *
ترانهٔ «برف» را در «نگاهنگ» نگاه کنید و بشنوید!
* * *