وبلاگ‌خوانی: آمریکار (وبلاگ دلتنگستان)

چارلی چاپلین عصر جدید

آمریکار
از وبلاگ «دلتنگستان»
با صدای: راوی حکایت باقی

بهترین تفریح، کار کردن است. بهترین ورزش، کار کردن است. بهترین لحظات زندگی، لحظات کار کردن است. اصلا بهترین کار، همان کار کردن است.

از بیکاری می‌ترسید؟ کاری ندارد، کار کنید. از تنهایی متنفرید؟ باز هم کار کنید. شب‌ها تا دیر وقت کار کنید. از آینده مطمئن نیستید؟ تا ابد کار کنید. از فکر کردن به زندگی‌تان می‌ترسید؟ خب، فکر نکنید. به جایش کار کنید. هر مشکلی دارید، راهش همین است: هفت روز هفته را از صبح تا شب، و گاهی از شب تا صبح کار کنید.

زندگی زیباست، اگر هم نیست، مهم نیست. چون شما به‌هرحال برای زندگی کردن وقت ندارید. شما کارهای خیلی مهم‌تری دارید. شما کار می‌کنید. . .

* * *

از وبلاگ «دلتنگستان»: عید یعنی: زندگی

* * *

قاسم جبلی: شانه

قاسم جبلی شانه

شانه
شعر: ناصر رستگار نژاد
تنظیم آهنگ: ابراهیم سلمکی
خواننده: قاسم جبلی

چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
بگشا ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
زیبا رویی، مشکین مویی
هر دم مویت افشان سویی
در حلقه‌ی مویت دارد دل خانه
آزرده می‌شود ای زیبا زنی هر دم شانه
مهرت دارم در دل یارم
قهرت مشکل سازد کارم.
دل در مویت دارد خانه
مجروح گردد چو زنی هر دم شانه
در حلقه‌ی مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه

* * *
حکایت ترانه‌ی «شانه» را در اینجا بخوانید!

* * *
نمونه‌ی فارسی شده‌ی ترانه‌های مشهور

* * *

مرضیه: آن‌شب (جلوه هستی)

مرضیه آن شب جلوه هستی

آن‌شب (جلوهٔ هستی)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه

آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود
تو بودی، دنیا به کام ما بود
عشقت با جانِ من آشنا بود
عشقت لاله‌صفت لب بر خنده گشود
مَه چون چهره‌ی تو رویایی شده بود

آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود
آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود

آن شب ناله‌ی نی غوغا می‌کرد
شوری در دل ما برپا می‌کرد
اشکم راز نهان افشا می‌کرد
چه دامنم ز شوقت
پُر از ستاره‌ها بود
خدا گواه ما بود

آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود
آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود

امشب وصلت را از خدا می‌خواهم
دستم بر دامانت، تو را می‌خواهم
می‌خواهم باز آیی، رویِ مَه بنمایی
ببشینی به برم، بر جسمم جان بخشی
بر دردم درمان بخشی، بنشانی شررم

آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود
آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود

* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»

* * *

مثلث هنری: علی تجویدی، معینی کرمانشاهی و دلکش

علی تجویدی دلکش معینی کرمانشاهی

امروز (سوم اسفند ماه) سالروز تولد دلکش است. خواننده‌ای که از صدا و ترانه‌هایش خاطره‌ها داریم. تا نگویند که از یاد فراموشانند، صدای او را در اجرای چند ترانه‌ی خاطره‌انگیز بشنوید. یاد خوش دلکش شاد و یادمان باشد.

ادامه خواندن مثلث هنری: علی تجویدی، معینی کرمانشاهی و دلکش

برنامه رادیویی گلچین هفته ۲۹

برنامه گلچین هفته ۲۹

● 00:51 پیش درآمد افشاری / درویش‌خان / تنظیم و اجرا: گروه پایور
● 05:57 گلریزان (ای بهار دلنشین) / شعر: بیژن ترقی / آهنگ: روح‌الله خالقی / خواننده: بنان
● 13:03 بازخوانی تصینف قدیمی / محمدرضا شجریان
● 16:07 چه بخواهی، چه نخواهی / شعر: میرناصر شریفی / آهنگ: مهدی خالدی / تنظیم: مصطفی کسروی / خواننده: دلکش
● 21:51 ترانه‌ای با صدای محمد گلریز / گروه شیدا
● 26:26 امان از این دل / شعر و آهنگ: امیر جاهد / خواننده: سروش ایزدی
● 34:57 اوج (به یاد حسین تهرانی) / شعر: لعبت والا / آهنگ: فرامرز پایور / خواننده: نادر گلچین
● 44:05 عزیز / ترانه محلی بیرجندی / تنظیم آهنگ: فرامرز پایور / خواننده: سیما بینا
● 51:14 رنگ پریچهر و پریزاد / درویش‌خان / تنظیم و اجرا: گروه پایور

*‌ * *
فهرست برنامه‌های گلچین هفته

* * *

حافظ: دردم از یارست و درمان نیز هم

حافظ دردم از یار است و درمان نیز هم

در جعبه‌ی موسیقی این صفحه ترانه‌هایی برگرفته از ابیات این غزل از حافظ را با صدای خوانندگان مختلف و در اجراهای متفاوت خواهید شنید. ترتیب قرار گرفتن نام خواننده‌ها بر اساس حروف الفبا است. شما هم اگر نمونه‌های سراغ دارید بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.

قول و غزل «حافظ» در ساز و نوای نغمه‌پردازان

* * *

قاسم جبلی: رقص پروانه

قاسم جبلی رقص پروانه

رقص پروانه
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده:‌ قاسم جبلی

دل به وجد آرد به گلشن رقص پروانه
می‌پرد از روی گلها شاد و مستانه
او در راز و نیاز، گل در عشوه و ناز
من در سوز و گداز از این راز و نیاز

جستجو می‌کند در چمن تا بیابد یار گل‌رویی
نظری تازه‌گل بر او نما، به کرشمه بوسه‌ای از او رُبا

گشته پنهان در لاله جامی از اشکِ ژاله
کرده رنگین پیاله، نوشد از آن پیمانه، بوسه گیرد مستانه از رخِ گُل، پروانه

* * *
رقص پروانه (مجموعه ترانه‌ها)

* * *

داستان شب: لبه تیغ

داستان شب رادیو ایران قدیم

لبه تیغ
نوشته: سامرست موام
تنظیم رادیویی: احمد بهبهانی
کارگردان: صادق بهرامی

بازیگران:
● حیدر صارمی
● ژاله
● بهزاد فراهانی
● مهین شهرجردی
● مسعود تاجبخش
● توران مهرزاد
● فراز
● مانی (در نقش سامرست موام)

* * *

عارف – عهدیه: سلطان قلبها ـ ۵ (جلد صفحه)

ترانه های فیلم سلطان قلبها

نمونه‌های باز خوانی‌شده ترانه‌های فیلم «سلطان قلبها»
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: انوشیروان روحانی

ادامه خواندن عارف – عهدیه: سلطان قلبها ـ ۵ (جلد صفحه)

کجایی پاییزی؟ (ترانه‌ای برای آذر شیوا)

آذر شیوا بازیگر سینما

کجایی پاییزی؟ (ترانه‌ای برای آذر شیوا)
به احترام همه زنان سینمای ایران، از روح‌انگیز سامی‌نژاد تا امروز
از نمایشنامه «آدامس‌خوانی»

کلام: محمد رحمانیان
آهنگ: امیر عظیمی
خواننده: اشکان خطیبی

ستاره‌ای گم شد، کبوتری پر زد
یکی کلاکت‌ [Claquette] رو پلانِ [Plan] آخر زد
حالا تو تنهایی، خُرد و خراب و مست
یکی تو رو کات [Cut] کرد، یکی صدات‌و بست
سلطان قلب‌هایی جوونی تا پیری
اما مثل درخت، ایستاده می‌میری
تو فیلم روسپی که دلها رو می‌بُردی
با قائم‌مقامی و بیک ایمانوردی
من عاشقت بودم درست مثل فردین
با گریه می‌گفتی: «همه‌تون نامردین!»
اما تو جا موندی تو نوبتِ اکران
صدای هَپی‌اِند [Happy end] میاد روی پایان
کجای پاییزی تو مهرِ بی‌پروا؟
آبانِ پُر لُکنت؟ یا آذرِ شیوا؟

ارجاعات ترانه:
● فیلم سلطان قلبها / کارگردان و بازیگر: محمدعلی فردین
● فیلم درختان ایستاده می‌میرند / کارگردان: امیر شروان
● فیلم روسپی / کارگردان: عباس شباویز / بازیگران: جواد قائم‌مقامی / رضا بیک‌ایمانوردی

یاداشت و توضیح راوی:
در توضیح این شعر و ترانه نخست باید از فرح سلطانی نقاش معاصر بگوییم و ۲۲ تابلو نقاشی‌های او که ترکیبی از بسته‌بندی آدامس‌های قدیمی با فریم‌های انسانی با هدف برانگیختن حس نوستالژیک در بیننده است.

او در مصاحبه‌ای گفته است: «آدامس چیزی است که برای همه ما در دسترس است و همه ما در مقطعی از زندگی‌مان و در کودکی از جویدن آن لذت می‌بردیم. در مسیر فکر کردن به گذشته و نوستالژی‌هایش به این هم فکر کردم که ما همیشه از این دوران با عنوان‌هایی مثل «طعم کودکی» و «طعم لحظه‌ها» یاد می‌کنیم. با این حساب آدامس می‌توانست موضوع خوبی برای این مجموعه نقاشی‌ها باشد، چون هم طعم دارد و هم بو و نشانه‌ای از لحظه‌هایی است که همه ما در دوران کودکی داشته‌ایم. بنابراین این مجموعه را «طعم نوستالژی کودکی من» نامگذاری کردم.»

بعد از فرح سلطانی نقاش به محمد رحمانیان نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر می‌رسیم. او در نمایشگاهی از کارهای فرح سلطانی با دیدن تابلو نقاشی‌های آدامسِ او به این ایده می‌رسد نمایشنامه‌ای بنویسد که ماجراهای آن به «آدامس» مربوط یا ختم شود و در زمان روایت آن ماجرا توسط بازیگران، اسلایدی از این نقاشی‌ها هم در پس‌زمینه‌ی صحنه به نمایش در آید. تئاتری که با نام «آدامس‌خوانی» در مرداد ماه سال ۱۳۹۵ به روی صحنه رفت. یکی از اپیزودهای این نمایش به ماجرای آدامس‌فروشی آذر شیوا بازیگر سینمای ایران بود.

آذر شیوا در سال ۱۳۴۹ در حرکتی اعتراضی به ابتذال در فیلم‌های فارسی، مقابل دانشگاه تهران به فروش آدامس پرداخت. ماجرای او به روزنامه‌ها کشیده شد و خبرنگاران، از اهالی سینمای ایران درباره‌ی این موضوع نظرخواهی کردند، بسیاری از دست‌اندرکاران سینما اعترض او را به این شیوه نوعی بازی تبلیغاتی دانستند. حرکت آذر شیوا اما تبلیغاتی نبود. او عطای بازیگری را به لقای فیلمفارسی‌سازان بخشید و برای همیشه از سینمای ایران دور شد تا جایی که سال‌های بعد حتی از ایران مهاجرت کرد و در فرانسه اقامت گزید.

مهتاب نصیرپور که در این نمایش نقش آذر شیوا را ایفا می‌کرد در مصاحبه‌ای گفته است: «بخشی از تاریخ سینمای ما با حضور آذر شیوا رقم می‌خورد و اعتراضی که او به شرایط سینما در دهه ۵۰ کرده است. تلاش ما این بوده که در این نمایش با نام بردن از آذر شیوا به او، و امثال این هنرمند نشان دهیم نسل جوان بعد از انقلاب هم به یاد آنها هستند.»

● پادکستی شنیدنی در باره‌ی زندگی هنری و شخصیت آذر شیوا [در اینجا بشنوید.]
● ویدیوی ترانه همراه با صحنه‌هایی از فیلم‌های آذر شیوا را [اینجا در یوتیوپ ببینید.]

* * *

error: Content is protected !!