
حلقه طلا (نیامدی)
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: سلیمان اکبری
خواننده: امیر رسایی
اجرا: ۱۳۴۴
ز چه امشب به سرایم ز وفا نیامدی
به که گویم ز که پرسم که چرا نیامدی
نکند دل بسپاری مه من به دیگری
دل خود را بستانی ز من از فسونگری
ای امید من خطا مکُن
مرا چنین رها مکُن
ندانی چه کشیدم
چو آن حلقهی زرین در انگشت تو دیدم
آه. . . تویی امید جان ما
رها نمیکُنم تو را
ندانم به کجایی
به من از چه جدایی
تو رفتی که بیایی
چه شد که حلقهی امید ما چنین گًسستی
به حلقهای طلا دل مرا چرا شکستی
ز چه امشب به سرایم ز وفا نیامدی
به که گویم ز که پرسم که چرا نیامدی
نکند دل بسپاری مه من به دیگری
دل خود را بستانی ز من از فسونگری
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانهشناسی امیر رسایی»
* * *