
خاموش
برنامه گلها شمارهٔ ۳۱۹ ب
شعر: کیومرث وثوقی
آهنگ: رضا محجوبی
تنظیم آهنگ: جواد معروفی
خواننده: الهه
خاموش ای مرغ سحر، کی دارد ناله اثر
که خموشی ترانهی جان است
غزل عاشقانهٔ جان است
بُوَد از بانگُِ نِی خوشآواتر
ز هر سخن گویاتر ـ سکوتِ گویایی ـ
یکدم ای سینه خموش
تا چند این بانگ و خروش
که خموشی زبانِ جان باشد
چه سخنها در آن نهان باشد
به نگاهی عیان شود راز دل
شود چو دمساز دل ـ غم دلآرایی ـ
شمع سَحر مُرده دگر، مُرده دگر شمع سَحر
آن که بود آتشزبان، مانده خموشِ جاودان
چشم خود چنان به آتشم فروزد
که ز آن شرر به یک نظر مرا بسوزد ـ شمع جان ـ
گلبدنی، نسترنی، جان و تنی، یار منی
عشق توام، یار توام، نوگل گلزار توام
گریهٔ بیشیون، شعله به دامن، پروانه گشتم
کز تو فراموشم، سوزم و خاموشم من
از تو بُوَد گلشن، از تو شود روشن
گر بپذیری، جانِ روشن
* * *