
اومدنت محاله
شعر: هما میرافشار
آهنگ: سیاوش زندگانی
خواننده: هایده
انتشار: پاییز سال ۱۳۵۱
جامِ بلورِ خنده روی لبام شکسته
قطرهی اشکِ سردی تویِ چشام نشسته
تو خودت میدونی بیتو دلم چه حاله
دلِ من میدونه، دیدنِ تو خیاله
به صدایِ هر پا دل میگه اومد، اومد
اما خوب میدونه، اومدنت محاله
اومدنت محاله، دیدنِ تو خیاله
دلِ من گریزون شب سویِ خونهیِ تو
بهخدا دَمادم میگیره بونهی تو
من میونِ گریه به کارِ دل میخندم
راهِ رفتنش رو با اشکِ خود میبندم
اومدنت محاله، دیدنِ تو خیاله
میونِ دلِ تو یه عالمه تا دلِ من عزیزم
تا به ابد رنج و غمه حاصلِ من عزیزم
روزی اگه به خاکِ من اشکِ چشات بریزه
سَر میزنه یه شاخه گُل از دلِ من عزیزم
اگه چشمم تا اَبد خیره به در بمونه
اگه قلبِ من همه شب نامِ تورو بخونه
دل اگه خون بشه و از تو چشام بریزه
اگه غم شعله بشه از تو نگام بریزه
اومدنت محاله، دیدنِ تو خیاله
♫ LP Cover ♫
* * *