مرضیه: بیداد زمان

مرضیه بیداد زمان

بیداد زمان
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه

به رهی دیدم برگ خزان،
پژمرده ز بیداد زمان، کز شاخه جدا بود.
چو ز گلشن رو کرده نهان
در رهگذرش بادِ خزان چون پیکِ بلا بود

ـ ای برگ ستمدیده‌ی پاییزی
آخر تو ز گلشن ز چه بگریزی
روزی تو همآغوش گُلی بودی
دلداده و مدهوش گُلی بودی

ـ ای عاشقِ شیدا! دلداده‌ی رسوا!
گویمت چرا فسرده‌ام.
در گل نه صفایی باشد نه وفائی
جز ستم ز غیر نبُرده‌ام
آه، بار غمش در دل بنشاندم
در رهِ او من جان بفشاندم
تا شد نوگلِ گلشن و زیبِ چمن
رفت آن گلِ من از دست
با خار و خسی پیوست
من ماندم و صد خارِ ستم
این پیکر بی‌جان
ای تازه‌گلِ گلشن، پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی پژمرده و لرزان

* * *

error: Content is protected !!