مرضیه: بیگناه

مرضیه بیگناه دل پریشانم ز غم گرفته

بیگناه
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: مرضیه

دل پریشانم ز غم گرفته
بیا که دور از تو دلم گرفته
چه کرده‌ام یارب که لحظه‌ای امشب دلم نمی‌آساید
بیا ببین امشب که جانِ من بر لب ز دست غم می‌آید

در این شبِ سیه خدایا
گناه من چه بوده آیا
که مانده‌ام تنها اسیر محنت‌ها سرشکِ غم بر مُژگان
منم در این دنیا چرا چنین رسوا به هر طرف سرگردان

دردِ دوری، دوره‌ی غم تا کی
عمرم ای مَه شد به جدایی طی

دل پریشانم ز غم گرفته
بیا که دور از تو دلم گرفته
چه کرده‌ام یارب که لحظه‌ای امشب دلم نمی‌آساید
بیا ببین امشب که جانِ من بر لب ز دست غم می‌آید

* * *