غروب آشنایی
شعر: ایرج حنتیعطایی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: ویگن
در غروب آشنایی
خسته از درد جدایی
آن شب غم پرورِ درد
هر ستاره گریه میکرد
من کنار خانهات غمگین نشستم
تو پریشان، نامهای دادی به دستم
رفتی و آهنگ پایت در فضای خانه پیچید
باد وحشی نالهای زد، مرغ شب مستانه خندید
عاشقانه با دلی غمگین، نامهی عشق تو را خواندم
قلبِ من لرزید و بیهوده در کنار خانهات ماندم
همچو شمعی تا سحرگاهان گریه کردم بر مزار دل
بیتو دیگر کی به سر آید لحظههای انتظار دل
. . .
* * *