شعله محبت
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
ندانم ای آشِنای من با زبان دل آشِنایی؟
که با چِشمت همسخن گردم
قصهها گویم از جدایی
گر ندانی راز عشقم
رنج سوز و ساز عشقم
از چه با ساغرِ چشمِ خود میکُنی سرگرانم
تا بسوزد عشقِ آشیانسوز تو آشیانم
ندانم از کجا بودی تو
به چِشمم آشنا بودی تو
آن شب که دیدمت، چون دو چِشم خود مستِ باده بودی
آن شب که با صفا در سرای ما پا نهاده بودی
درآمدی ز در بی پروا
صفای دل ز رویت پیدا
در چشم شوخ تو شعلهی محبت زبانه میزد
آن شب درون دل شاخههای عشقم جوانه میزد
گر ندانی راز عشقم
رنج سوز و ساز عشقم
از چه با ساغرِ چشمِ خود میکُنی سرگرانم
تا بسوزد عشقِ آشیانسوز تو آشیانم
چون عاشقی سادهام دیدی
بر پایت افتادهام دیدی
پامال رنج و غمم کردی
از بسکه دلدادهام دیدی
ندانم ای آشِنای من با زبان دل آشِنایی؟
که با چِشمت همسخن گردم
قصهها گویم از جدایی
. . .
* * *