عارف ـ الهه: تجدید عهد

عارف الهه تجدید عهد

تجدید عهد
شعر: کریم فکور
آهنگ: زاون [اوهانیان]
خوانندگان: عارف ـ الهه

آمدی تا بار دیگر
قصه‌ی دل گیرم از سر
رنج من گردد فزونتر

آمدم تا دل ببازم
عشق خود را زنده سازم
جان من از شِکوه بگذر

آمدم آشفته‌سر
گفتم به دل کای فتنه‌گر
ایام غم دیگر گذشته

قصد آزار مرا داری اگر، بگذر ز من
زیرا که آب از سر گذشته

آمدی تا زنده گردد
خاطرات عشق دیرین
بهر تجدید مودت
گو چه باشد بهتر از این

افتد آخر بر زبانها،
راز دلهای شکسته
تا ابد باقی نماند
می به مینای شکسته

به که از حالم نپرسی
از مَه و سالم نپرسی
از سخن گفتن چه حاصل

من اسیر سرنوشتم
روی تو باشد بهشتم
بگذر از آزردن دل

این دو روز زندگانی این همه غوغا ندارد
تا به کی نالم ز دنیا فتنه دارد یا ندارد

افتد آخر بر زبانها،
راز دل های شکسته
تا ابد باقی نماند
می به مینای شکسته

* * *